درخصوص این سخن رییسجمهور که دغدغهای جدی است، دههها است کارشناسان هشدار میدادند و حتی تصمیماتی هم در اسناد بالادستی ازجمله برنامههای توسعه در این خصوص گرفته شد اما در اجرا، برعکس آن عمل شد، چند نکته را لازم به ذکر میدانیم.
جمهوری اسلامی ایران که جزو کشورهای «در حال توسعه» طبقهبندی میشود باید بهتقریب ۵۵ تا ۶۰ درصد منابع سالانه خود را صرف توسعه امور عمرانی و زیربنایی-توسعه- کند و بقیه را به امور جاری-حقوق و مزایای نیروی انسانی دستگاهها و سازمانهای دولتی- اختصاص دهد و هر میزان که سالانه از تخصیص منابع به حوزههای زیربنایی کم کند، در سالهای آینده دچار ناترازی خواهد شد و اگر امروز در حوزههای مختلف، شاهد ناترازی هستیم، به این دلیل است که از سه دهه قبل، این نسبت را رعایت نکردیم.
نکته دوم این است که نظام اداری ایرانِ امروز، شاید فربهترین نظام اداری در دنیا و قطعاً یکی از نظامهای فربه دنیا است به این معنا که نیروی انسانی متورّم در دستگاههای اداری و سازمانی چند ده برابر نیاز واقعی است و همین موضوع چند تالیِ فاسد یا عارضه با خود بههمراه آورده است؛ نخست اینکه ساعت کار مفید کارمندان دستگاههای دولتی و نهادهایی که از بودجه عمومی کشور ارتزاق میکنند، به زیر یک ساعت و حتی چند دقیقه رسیده است آن هم در شرایطی که از حدود دو دهه قبل طرح «دولت الکترونیک» به اجرا درآمد و با اتوماسیون اداری قرار شد بخشی از کارها بهصورت برخط انجام گردد که به نیروی انسانی کمتری نیاز دارد.
حضور این حجم از نیروی انسانی بهعنوان کارمندان دولتی در سازمانهای مختلف کشور، ضمن اینکه کار و خدماتی انجام نمیدهند و رقم سنگینی بهعنوان حقوق دریافت میکنند، بخش قابل توجهی از برق، گاز و زیرساختهای کشور را نیز به خود اختصاص میدهند.
مسعود پزشکیان ۲۰ شهریورماه گذشته در همین زمینه گفته بود: «دولت زیادی بزرگ شده است، کار هم نمیکنند. از حضرت آقا درخواست کردم که کارمندان ۹ بیایند و ۱۳ بروند، چرا که کاری انجام نمیدهیم، کار نداریم که انجام دهیم اما آب و برق و گاز مصرف میکنیم.»
دومین تالیِ فاسدی یا عارضهای که بزرگ شدن دولت با خود دارد، حقوق و مزایایی است که دولت باید برای کارمندان این دستگاه عظیم و خانوادههای آنان اختصاص دهد در حالیکه اگر این دستگاه عظیم نبود، اعتبار آن صرف توسعه زیرساختهای کشور در حوزه انرژی، منابع طبیعی، آب و محیطزیست میشد.
سومین عارضه فربه شدن دستگاههای دولتی این است که کارآمدی و بهرهوری خود را از دست میدهد. اساساً دولتِ فربه و چاق مانند انسانی است که اضافه وزن دارد و نمیتواند خوب حرکت کند و به کارهای خود برسد.
اصطلاح «چابکسازی دولت» که به کاهش سایز آن اشاره دارد و در انگلیسی به آن «government downsizing» میگویند به همین حقیقت اشاره دارد که باید سازمانهای دولتی و ساختارهای وابسته به نظام حکمرانی، به کوچکترین میزان خود -از نظر تعداد نیروی انسانی- برسد تا از عوارض و تبعات آن اجتناب گردد که یکی از بزرگترینِ آن، عقبماندن از توسعه است.
نگرانی مسعود پزشکیان از بودجه و اعتباری است که نهادها و سازمانهای دولتی ما که بسیار فربه هستند، میبلعند اما نتیجهای برای کشور ندارند و برعکس، موجب بیرون افتادن کشور از ریل توسعه میشوند.
امروز کشور به چندین نیروگاه و همچنین اجرای طرحهای آبی بزرگ نیاز دارد تا بتواند ناترازی انرژی و آب را مدیریت کند اما هیچ اعتباری برای این کار در دست ندارد و ناچار است برق، آب و گاز مشترکان را قطع کند.
یکی دیگر از موضوعاتی که بار مالی سنگینی بر دوش دولت تحمیل میکند بدون اینکه نتیجه ملموسی داشته باشد، وجود سازمانها و نهادهای فرهنگی خارج از بدنه دولت است که سهم قابل توجهی از بودجه عمومی دارند و توقع داریم مسعود پزشکیان به این سازمانها نیز بپردازد.
بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی باور دارند که از سال ۱۳۸۴ و با آغاز دولت محمود احمدینژاد تا امروز، توسعه از دستور کار دولتها خارج شده و روزمرهگی جای آن را گرفته است و اگر دولت چهاردهم عزم خود را جزم کرد تا کشور را به ریل توسعه بازگرداند، در گام نخست لازم است حجم دولت را کم و دولت را کوچک کند به این معنا که جلوی تبدیل وضعیت نیروی انسانی ادارات دولتی و همچنین جذب نیروهای جدید را به شکلی بگیرد که تعداد نیروهای بازنشسته دوبرابر نیروهایی برسند که وارد کار در بدنه این سازمانها میشوند.
تنها درصورت کاهش حجم دولت یا جلوگیری از فربه شدن بیشتر آن میتوان به آینده توسعه در کشور امید داشت.









































































































































































































