سخنگوی این کمیسیون درخصوص مشروح این جلسه گفت: احمد راستینه نماینده شهرکرد درباره علت عدم اعلام پایان توافق برجام از عراقچی سؤال کرد که وزیر امور خارجه در پاسخ گفت، جمعبندی آن است که قطعنامه ۲۲۳۱ خاتمه پیدا کرده اما برجام خاتمه نیافته و شورای عالی امنیت ملی باید در این زمینه تصمیم بگیرد؛ از آنجا که برجام غنیسازی ایران را به رسمیت شناخته و از نظر شورای امنیت نیز معتبر است، جمعبندی شد که اعلام خروج نکنیم.
وی افزود: آقای عراقچی همچنین گفت سه کشور اروپایی، چین و روسیه از برجام خارج نشدهاند و از سال ۱۳۹۹ ایران اجرای تمام تعهدات خود را متوقف کرده است در این میان باید گفت از آنجا که برخی بندهای برجام به نفع ایران است، تصمیم گرفته شد عضو آن باقی بمانیم.
در خصوص این سخنان وزیر امور خارجه کشورمان چند نکته را لازم به طرح میدانیم؛ نخست اینکه برجام از همان ابتدا، توافقی به نفع ایران بود و ما میتوانستیم از آن بهرهبرداریهای اقتصادی و سیاسی بسیاری ببریم و بهترین دلیل ما بر این مدعا، این است که اسراییل از ابتدا با آن سرسختانه مخالفت داشت و دولت اوباما را به وادادگی برابر تهران متهم میکرد و دونالد ترامپ هم روزی که به کاخ سفید راه یافت، این توافقنامه را به زیان منافع ملی آمریکا ارزیابی کرد و از آن خارج شد.
اگر تندروهای داخلی بصیرت داشتند، از مخالفت شدید تلآویو باید به این نکته ایمان میآوردند که برجام، توافقی ضدایرانی نیست اما آنان در همه این سالها سمپاشی کردند و حتی امضاکنندگان این قطعنامه ازجمله وزیر امور خارجه و رییسجمهوری اسبق را به انواع توهینها و اتهامات، نواختند آن هم در شرایطی که در سال ۱۳۹۴ عزم ملی بر امضای این توافق بود و تصمیم بر امضای آن، خواسته دولت یازدهم یا وزارت امور خارجه نبود، موضوعی که بعدها نیز رهبر انقلاب بر آن تأکید کردند و گفتند: موضوعات کلان سیاست خارجه در نهادها و شوراهای بالادستی به تصویب میرسد و وزارت امور خارجه تنها مجری آن تصمیمات و سیاستها است.
نکته دوم اینکه تهران میتوانست با کمی مدارا و مماشات، در سایه سه اصل موردنظر رهبر معظم انقلاب مبنی بر «عزت، حکمت و مصلحت» مناسبات سیاسی خود را با غرب توسعه دهد و از تنشهای بیفایده و پرهزینه پرهیز کند اما شاهد بودیم در همان ایام، برخی کارشناسان و سیاسیون جلوی دوربین صدا و سیما در برنامههای مختلف مینشستند و مدعی بودند اساساً انقلاب اسلامی آمد که بازی غرب را بر هم بزند و تنش ایجاد کند و تنشزدایی را به سخره میگرفتند.
باور ما این است آنچه که موجب مرگ برجام شد، همین نگاه افراطی بود. رهبر انقلاب بارها بر «شنیدن صدای واحد» در موضوعات کلی تأکید داشته و دارند اما تندروهای سیاسی که تنها خود را در خط رهبر انقلاب میدانند و مخالفان سیاسی خود را «غربگرا»، «غربگدا» و «تجدیدنظرطلب» معرفی میکنند، در موضوع برجام، از فرمانده خود پیش افتادند و نتیجه آن شد که همه میدانیم.
شاید «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بر اساس آیندهنگری میگوید از برجام خارج نمیشویم تا بهانه جدیدی دست آمریکا ندهد و ما هم در این زمینه به وی حق میدهیم اما حقیقت آن است که روزی که برجام زنده بود، میتوانستیم از آن انتفاع مادی برداریم اما امروز در حقیقت برجام مُرد و اعلام عدم خروج از آن یا بقای بر آن، هیچ سود و زیانی برای منافع ملی ندارد.
نکته بسیار مهم در دیپلماسی و روابط بینالملل آن است که هر فرمول و اقدامی، یک تاریخ مصرف دارد و اگر تعلل کنیم و اجازه دهیم زمان منقضی شود، نه تنها هیچ حظ و بهرهای از آن برنخواهیم گرفت بلکه چه بسا برعکس عمل کند و نتایج معکوس در سبد ما بگذارد.
لازم است به سید عباس عراقچی متذکر شویم درخصوص مذاکره با آمریکا و همچنین کشورهای منطقه نیز وضعیت به همین شکل است و اگر در زمان خود انجام نگردد و نتایج ملموس آن حاصل نشود، با گذشت زمان و فوت شدن فرصت، انجام آن با انجام نشدن آن عَلَیالسویه است.



























































































































































































































