بعد از قهرمانی‌های مسعود حالا نوبت عراقچی شد
بعد از قهرمانی‌های مسعود حالا نوبت عراقچی شد
سال‌هاست که فوتبال ایران، نه با منطق ورزشی بلکه با سایه‌ی سنگین قدرت سیاسی نفس می‌کشد. آنچه امروز از زبان چهره‌هایی چون عباس عراقچی، تخت‌روانچی، آذری‌جهرمی و پیش‌تر مسعود سلطانی‌فر می‌شنویم، تنها چند جمله‌ی ساده درباره‌ی «علاقه به پرسپولیس» نیست؛ بلکه نشانه‌ی نوعی نفوذ و جانبداری سیستماتیک است که نتیجه‌اش در جدول لیگ، در سکوهای ورزشگاه و در دل هواداران کاملاً مشهود بوده است.

چند روز پیش عراقچی در مراسم پرسپولیس صریحاً گفت: «در جریان مذاکرات برجام با نتایج پرسپولیس به خودمان روحیه می‌دادیم» و بعد با خنده  «حماسه ملبورن را به شش‌تایی‌ها» ربط داد — عبارتی که میخواست با آن برای میلیون‌ها استقلالی کری بخواند و به عقل ناقص آنها را تحقیر کند. اما برای استقلالی هایی که دو جام قهرمانی قاره کهن را در ویترین افتخاراتشان دارند و چهار بار حضور در فینال آسیا مایه افتخار اهالی ورزش است نتیجه شش‌تای سال پنجاه و دو اصلا به چشمشان نمی‌آید این کری‌ها به درد همان عراقچی و لیدرهای سکوهای استادیوم‌ها می‌خورد. اما جای بسی تأسف است که وزیر امور خارجه‌ی یک کشور به خود اجازه می‌دهد با کری‌خوانی چیپ و سطح پایین، میلیون‌ها هموطن را آماج توهین قرار دهد!

علاقه‌ شخصی هیچ ایرادی ندارد؛ هرکس می‌تواند هوادار تیمی باشد. اما وقتی آن علاقه با قدرت سیاسی و رسانه‌ای گره می‌خورد، تبدیل می‌شود به ابزاری برای نفوذ، جهت‌دهی و مهندسی نتایج، درست مثل آنچه در سال‌های وزارت سلطانی‌فر اتفاق افتاد. عراقچی امروز در جایگاهی نیست که مثل یک هوادار  احساسی و لیدر  شوخی کند و کری بخواند؛ او وزیر سیاست خارجی کشوری است که مردمش بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و عقلانیت نیاز دارند لذا چنین رفتارهایی نه‌تنها مایه‌ی خنده نیست، بلکه زخمی تازه بر پیکر وحدت ملی است.

اگر چه سرآغاز این رفتارهای پوپولیستی از عراقچی شروع نشده و ریشه‌اش به دوران وزارت مسعود سلطانی‌فر برمی‌گردد؛ وزیری که در تمام دوران حضورش بر صندلی وزارت ورزش، پرسپولیس پنج فصل پیاپی قهرمان لیگ برتر شد. آماری بی‌سابقه در فوتبال ایران. آن سال‌های تلخ و شوم استقلالی‌ها بارها هشدار دادند که نگاه وزارتخانه رنگی شده و داوری‌ها، بودجه‌ها و تصمیم‌های کلان به سود پرسپولیس است. پاسخ سلطانی‌فر همیشه یک جمله بود: «من طرفدار تیم ملی‌ام!» اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گفت.

در همان سال‌ها، از رشته‌های ملی و قهرمانان المپیکی بارها صدای اعتراض بلند شد:

«تمام بودجه‌ی ورزش کشور خرج پرسپولیس می‌شود.»

کشتی‌گیران، دوومیدانی‌کاران، والیبالیست‌ها و حتی فدراسیون‌های محروم از حمایت مالی، وزیر را متهم کردند که به جای توسعه‌ی زیرساخت ورزش، همه‌چیز را صرف پرسپولیس کرده است.کسی اما گوشش بدهکار نبود تا اینکه سقوط ورزش ایران در رده‌بندی جهانی، افت شدید نتایج در رشته‌های پایه، و وابستگی بیشتر باشگاه‌ها به بودجه‌ی دولتی،رقم خورد.

در همان دوران، محمدجواد آذری‌جهرمی (وزیر ارتباطات) و یکی از وزرای صمت دولت روحانی نیز آشکارا از پرسپولیس حمایت می‌کردند. جهرمی در توییتر کری‌خوانی می‌کرد، شوخی‌های رنگی می‌نوشت و حتی وعده‌ی پاداش می‌داد. آیا وزیر یک کشور باید در قامت هوادار یک باشگاه ظاهر شود؟ آن هم وقتی باشگاه‌ها هنوز زیر سایه‌ی دولت‌اند و رقابت مالی و ساختاری‌شان عادلانه نیست؟ استقلالی‌ها بارها گفتند: نفوذ این چهره‌ها در داوری‌ها، سازمان لیگ و رسانه‌ها آشکار است. داوری‌هایی که هر هفته با تصمیم‌های مشکوک به سود سرخ‌ها همراه بود و هیچ نهادی پاسخ‌گو نشد.

این جریان بعد از دولت روحانی هم قطع نشد. در دوران ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، سخنگوی دولت — علی بهادری جهرمی — در بازی دربی به ورزشگاه رفت و کنار رضا درویش، مدیرعامل پرسپولیس نشست. همان بازی که داوری‌هایش جنجالی شد و همان سال هم پرسپولیس قهرمان شد. حضور رسمی یک مقام دولتی در جایگاه باشگاه خاص، به معنای پیام آشکار به افکار عمومی است: قدرت همچنان در خدمت پرسپولیس است.

و حالا دوباره همان چرخه تکرار می‌شود. وقتی عراقچی و تخت‌روانچی با افتخار از پرسپولیسی بودنشان می‌گویند، طبیعی است که ذهن مردم می‌پرسد:

«آیا امسال هم قهرمان جام از قبل مشخص شد؟»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی آسیب دیده، هر لبخند و شوخی یک سیاست‌مدار می‌تواند به معنای «دخالت در داوری و برنامه‌ریزی لیگ» تعبیر شود.

هیچ‌کس از پرسپولیسی بودنِ عراقچی خشمگین نیست؛ اعتراض مردم به سوءاستفاده از جایگاه و توهین به دیگران است. وقتی او به شوخی می‌گوید «یاد شش‌تایی‌ها افتادم»، در واقع سی میلیون هوادار استقلال را رو در روی خود قرار داده و تلاش کرده آنها را نقطه مقابل دولت قرار دهد.

آیا این کار در شأن دیپلمات ارشد کشوری است که در صحنه‌ی جهانی از «احترام متقابل و تعامل» سخن می‌گوید؟

کشور امروز به آرامش، وحدت و هم‌دلی نیاز دارد، نه کری‌خوانی سیاست‌مداران. بهتر است مسئولان پیش از آنکه در مراسم‌های رقص و آواز با ترانه باز منو کاشتی رفتی  قر ریز بیایند و با گفتن در مذاکرات با نتایج پرسپولیس به خودشان دلداری میدادند، به ریش مردم و مشکلاتشان بخندند، به جایگاه خود و مسئولیت خطیرشان بیندیشند.

فوتبال ایران نه به «هوادار قدرتمند در کابینه» نیاز دارد و نه به «سیاست‌مدار رنگی» که وحدت ملی را به تفرقه و دشمنی بدل می‌کند.

آنچه ما نیاز داریم، عدالت، شفافیت و احترام به همه‌ی هواداران و مردم است.