بر اساس طرح جدید، دانشگاه فرهنگیان که قرار بود همچون یک دانشگاه جامع با پردیسهای استانی فعالیت کند، به یک دانشگاه ملی و ۳۱ دانشگاه مستقل استانی تقسیم خواهد شد. اگرچه طراحان این طرح آن را پاسخی به نیازهای محلی و گامی به سوی چابکسازی میدانند، اما منتقدان میگویند این مدل بیش از آنکه فرصتی برای بهبود باشد، نشانهای از «جزیرهای شدن تربیتمعلم» است. فعالانی مانند اشکان صفری معتقدند دانشگاه فرهنگیان یک نهاد مأموریتمحور است که با هدف تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی شکل گرفته و انسجام ساختاری آن لازمه تحقق این مأموریت است، اما تبدیل آن به واحدهای استانی مستقل، این انسجام را خدشهدار و دانشگاه را به الگوی دانشگاههای وزارت علوم نزدیک میکند؛ دانشگاههایی که وظیفه اصلی آنها توسعه علوم در سطح عمومی است، نه تربیت معلم با استانداردهای تربیتی خاص.
منتقدان همچنین بر ضعفهای زیرساختی استانها تأکید دارند. بسیاری از استانها فاقد هیئت علمی کافی، پردیسهای مجهز و ظرفیت ایجاد دانشکدههای تخصصی هستند و استقلال اداری، به جای ارتقای کیفیت، ممکن است باعث پراکندگی منابع و کاهش استانداردهای تربیتمعلم شود. از سوی دیگر، ادغام معاونتهای فرهنگی و دانشجویی در برخی استانها نشانهای از غلبه نگاه اداری بر نگاه تربیتی تلقی میشود؛ چیزی که به باور کارشناسان میتواند فعالیتهای هویتساز و پرورشی را به حاشیه ببرد.
یکی دیگر از محورهای انتقاد، نحوه تصمیمگیری است. اساتید، مدیران و فعالان دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تأکید دارند که طرح جدید بدون مشارکت واقعی بدنه نخبگانی و پشت درهای بسته تصویب شده است. این مسئله بهطور طبیعی مقاومت ایجاد میکند و احتمال موفقیت اجرای طرح را کاهش میدهد؛ زیرا هر تحول ساختاری اگر بدون اقناع و همراهسازی بدنه صورت گیرد، بهجای ایجاد تحول مثبت، زمینهساز اصطکاک و بیاعتمادی خواهد شد.
در این میان، هشدارها درباره تهدید هویت مستقل دانشگاه فرهنگیان جدیتر شده است. ابوالفضل نوری صادق از فعالان دانشگاه فرهنگیان معتقد است این دانشگاه پس از ۱۳ سال هنوز برای موجودیت خود باید بجنگد، در حالی که قرار بود مرکز تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی باشد؛ مرکزی که ساختار برنامهریزی، پیوست فرهنگی و مأموریت تربیتی آن با دانشگاههای معمولی تفاوت بنیادین دارد. او میگوید ساختار جدید بهشدت تحت تأثیر مدل وزارت علوم طراحی شده و تمایز مأموریت دانشگاه فرهنگیان در آن لحاظ نشده است؛ مسئلهای که میتواند دانشگاه را از هویت خود دور کرده و آن را با خطر استحاله مواجه کند.
در جمعبندی این دیدگاهها، پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: اگر دانشگاه فرهنگیان قرار است معلمی با ویژگیها و استانداردهای خاص تربیت کند، چرا این تفاوت بنیادین در ساختار جدید دیده نمیشود؟ تحول اخیر بدون در نظر گرفتن هویت مأموریتمحور دانشگاه و بدون مشارکت بدنه کارشناسی، میتواند پیامدهایی بلندمدت بر کیفیت تعلیم و تربیت کشور داشته باشد. اکنون زمان آن رسیده است که تصمیمگیران با دقت بیشتری به هشدارها توجه کنند و با بازنگری در ساختار جدید، مسیر تحقق مأموریت بنیادین دانشگاه فرهنگیان را هموار سازند.
- نویسنده : سایه برین



























































































































































































































