تأکید بر اشتباه به سبک مهدی چمران
تأکید بر اشتباه به سبک مهدی چمران
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، چهره‌ای است با سابقه‌ای طولانی در مدیریت شهری و سیاست. اما تجربه، هر اندازه هم پربار باشد، اگر با انعطاف و درک شرایط روز همراه نشود، گاه به مانعی در مسیر تصمیم‌گیری درست بدل می‌شود.

امروز شورای شهر تهران در شرایطی قرار دارد که تصمیمات آن، به‌ویژه در حوزه مدیریت شهری و انتخاب شهردار، بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین افکار عمومی است؛ و آنچه از چمران دیده می‌شود، تأکیدی تکرارشونده بر مسیرهایی است که نتیجه مطلوبی برای شهر و مدیریت آن به همراه نداشته است.

در تازه‌ترین اظهارنظر، چمران تأکید کرده که «شهردار باید تخصص داشته باشد»؛ سخنی درست و منطقی که مورد پذیرش همه کارشناسان است. اما پرسش اصلی اینجاست که اگر تخصص معیار است، چرا همین معیار در انتخاب شهردار فعلی تهران نادیده گرفته شد؟ چطور می‌شود بر لزوم تخصص پافشاری کرد، اما در عمل به انتخابی رسید که خود مصداق بی‌توجهی به آن معیارهاست؟

تناقض میان گفتار و عمل

یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت شهری در تهران، فاصله میان حرف و عمل است. شورای شهر و رئیس آن در دوره‌های اخیر بارها از لزوم تخصصی‌بودن مدیریت شهری سخن گفته‌اند، اما در مواردی چون انتصاب علیرضا زاکانی به‌عنوان شهردار، این اصل نادیده گرفته شده است. زاکانی نه‌تنها تحصیلات مرتبط با مدیریت شهری یا حوزه عمرانی ندارد، بلکه طبق قانون جدید، اساساً از شرایط تحصیلی لازم برای تصدی این سمت برخوردار نیست.

با این حال، چمران و همفکرانش در شورا با استدلالی عجیب، این قانون را «عطف به ما سبق نمی‌دانند» و در نتیجه، حضور زاکانی را همچنان قانونی تلقی می‌کنند. این در حالی است که در موارد مشابه، قوانین جدید فوراً مبنای تصمیم‌گیری قرار گرفته و افراد از مناصب خود کنار گذاشته شده‌اند؛ از جمله در مواردی چون سلب صلاحیت فرزندان برخی مقامات به دلیل تابعیت یا شرایط خاص. اگر قانون برای برخی اجرا می‌شود، چگونه است که برای برخی دیگر نادیده گرفته می‌شود؟

اصرار بر اشتباه و هزینه‌تراشی برای وجهه شورا

اصرار مهدی چمران بر تصمیماتی که نتیجه آن‌ها در عمل موفق نبوده، امروز به نقطه‌ای رسیده که اعتبار شورای شهر را تحت‌تأثیر قرار داده است. شورا، نهادی است که مشروعیت خود را از افکار عمومی می‌گیرد و اگر عملکرد آن با معیارهای شفاف و قابل دفاع همراه نباشد، اعتماد عمومی از میان می‌رود.

اصرار بر حفظ انتخاب‌هایی که از اساس با اصول تخصص و شایستگی در تضادند، نه‌تنها کمکی به مدیریت شهری نمی‌کند، بلکه چهره‌ای سیاسی و بی‌انعطاف از شورای شهر به نمایش می‌گذارد. چنین روندی، بیش از آنکه نشانه تجربه باشد، بازتاب نوعی پافشاری بر اشتباه است؛ اشتباهی که هزینه آن را نه شورا، بلکه شهروندان تهران پرداخت می‌کنند.

مسئولیتی فراتر از سیاست

چمران، به‌واسطه پیشینه خانوادگی و جایگاه سیاسی‌اش، همواره خود را متعهد به حفظ میراث شهید چمران دانسته است. اما همین نسبت اخلاقی، اقتضا دارد که او در تصمیم‌گیری‌هایش بیش از دیگران دقت و وسواس به خرج دهد. پافشاری بر تصمیم‌هایی که آشکارا در تضاد با منافع عمومی یا معیارهای قانونی است، نه تنها به چمران آسیب می‌زند، بلکه چهره شورای شهر را نیز در افکار عمومی مخدوش می‌کند.

اگر تخصص و قانون مبناست، باید برای همه یکسان اعمال شود. قانون نمی‌تواند در برابر برخی مصادیق «بی‌اثر» و در برابر برخی دیگر «قطعی» تلقی شود. مسئولیت اخلاقی چمران در این میان آن است که میان تجربه و واقعیت روز تعادل برقرار کند و اجازه ندهد شورا به ابزاری برای تثبیت تصمیمات اشتباه بدل شود.

چمران در مقام رئیس شورا، وظیفه دارد میان آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی تعادل برقرار کند. اصرار او بر دفاع از تصمیماتی مانند انتصاب زاکانی، در حالی که خود از لزوم تخصص در شهرداری سخن می‌گوید، مصداق روشن تناقض در مدیریت است. تداوم این روند نه‌تنها چهره شورا را تضعیف می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی نهادهای محلی را نیز کاهش می‌دهد.

در شرایطی که تهران با بحران‌های متعددی چون مدیریت ترافیک، فرسودگی بافت شهری، و ناهماهنگی در طرح‌های عمرانی مواجه است، آنچه بیش از هر چیز نیاز دارد، مدیرانی متخصص و آشنا با مسائل فنی شهر است، نه تصمیماتی که تنها بر مبنای مصلحت‌های سیاسی گرفته می‌شود.

چمران اگر می‌خواهد میراث فکری و اخلاقی خانواده خود را حفظ کند، باید بداند که دفاع از اشتباهات گذشته، نه نشانه وفاداری، بلکه تکرار خطاست.

 

  • نویسنده : سایه برین| روزنامه‌نگار