اهمیت این تصمیم زمانی آشکارتر میشود که بدانیم مجوزهای تردد، یا همان دوزووله، یکی از کلیدیترین اسناد در نظام حملونقل بینالمللی جادهای است؛ سندی که تعیینکنندهی حق تردد ناوگان ایرانی در قلمرو کشورهای خارجی و در عین حال، شاخصی از میزان تعامل و اعتبار اداری کشور در عرصه ترانزیت جهانی به شمار میرود.
تا امروز، فرآیند صدور و توزیع این مجوزها بهصورت سنتی و کاغذی انجام میشد؛ فرآیندی که علاوه بر کندی و اتلاف زمان، گاه زمینهساز بروز خطاهای انسانی و حتی تخلفات اداری بود. از این منظر، حرکت به سمت الکترونیکیسازی و دیجیتالی شدن کامل صدور مجوزها را باید اقدامی در جهت «پاکسازی بوروکراسی» و «افزایش شفافیت» در ساختار حملونقل دانست.
به گفتهی هدایتی، سیاست کلان سازمان راهداری در سالهای اخیر بر محور هوشمندسازی خدمات، کاهش مراجعات حضوری، ارتقای دقت و تقویت نظارت استوار شده است. این یعنی گذر از مدل سنتی ادارهی راهها و ترانزیت، به مدلی دادهمحور که در آن تصمیمها بر پایهی تحلیل اطلاعات لحظهای و مستند اتخاذ میشود.
چنین نگرشی، تنها به بهبود کارایی منجر نمیشود؛ بلکه وجههی بینالمللی ناوگان ایرانی را نیز تقویت میکند. ناوگانی که در سالهای اخیر، با وجود توان فنی بالا، درگیر چالشهای اداری و ناهماهنگیهای مرزی بوده است. اکنون با سامانهی جامع حملونقل بینالمللی، رانندگان و شرکتهای حملونقل میتوانند از هر نقطه، مجوزهای خود را دریافت و مدیریت کنند؛ بدون نیاز به مراجعه حضوری، صفهای طولانی یا وابستگی به واسطهها.
اما آنچه این اقدام را متمایز میکند، تنها استفاده از فناوری نیست؛ بلکه نگاه مدیریتی پشت آن است. راهاندازی این سامانه نشان میدهد که سیاستگذاران حوزه حملونقل بهدرستی درک کردهاند که توسعه ترانزیت، بدون تحول در فرآیندهای اجرایی و هماهنگی میان دستگاهها ممکن نیست. استفاده از ظرفیت ستاد ملی ترانزیت کشور برای همافزایی میان نهادهای مختلف، نشان از یک رویکرد فرابخشی دارد؛ رویکردی که میکوشد ترانزیت را از حصار محدودیتهای اداری رها سازد و به زبان مشترک توسعه منطقهای تبدیل کند.
در عین حال، باید به این نکته نیز توجه داشت که اجرای کامل چنین طرحی، نیازمند زیرساختهای قدرتمند و پشتیبانی فنی مداوم است. تجربههای پیشین در برخی طرحهای الکترونیکی نشان دادهاند که اگر سامانهها بدون آموزش کافی کاربران، پشتیبانی نرمافزاری مناسب و بهروزرسانی مستمر طراحی شوند، نهتنها مشکلات را حل نمیکنند، بلکه در عمل موجب کندی فرایندها میشوند. از اینرو، پایداری و استمرار خدمات الکترونیکی، همان اندازه اهمیت دارد که آغاز آن مهم است.
با این همه، تردیدی نیست که اقدام اخیر سازمان راهداری، از جنس تصمیمهایی است که میتواند آیندهی ترانزیت کشور را دگرگون کند. الکترونیکی شدن مجوزهای تردد، بخشی از پازل بزرگتری است که هدف آن تبدیل ایران به مسیر امن، شفاف و قابل اعتماد برای ترانزیت بینالمللی است.
دنیای حملونقل امروز دیگر به مسیرها و کامیونها محدود نیست؛ به دادهها، سامانهها و شفافیت نیاز دارد و شاید بتوان گفت آغاز توزیع الکترونیکی مجوزهای دوزووله، گام کوچکی است در ظاهر، اما گامی بزرگ در مسیر تحقق «دولت هوشمند» و بازتعریف جایگاه ایران در شبکهی ترانزیتی منطقه.
اگر این مسیر با همان ارادهای که آغاز شده ادامه یابد، میتوان امیدوار بود که در آیندهای نه چندان دور، مرزهای کشور نه مانع، بلکه حلقهی اتصال هوشمند ایران با اقتصاد جهانی باشند.

































































































































































































