رسانه بی‌مخاطب اما پرهزینه
رسانه بی‌مخاطب اما پرهزینه
  تریبون یا رسانه‌ای که مربوط به یک جریان یا تفکر خاص است، حق دارد که به شکل آزادانه فعالیت کند. در مقابل مردم هم حق دارند که بخواهند گوش شنوای آن رسانه باشند یا نباشند. هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند با زور و فشار، جامعه را پای صحبت‌های خود بنشاند و از آن‌ها بخواهد که مانند خودش فکر کنند و ببینند. اصلا می‌توان گفت یکی از ابزارهای مخاطب برای نشان دادن عدم رضایت خود با محتوای رسانه‌هایی که آن را دوست ندارد، همان است که سراغش نرود. بی‌مخاطبی، خود تنبیه بزرگی برای یک تریبون است. حال تصور کنید که از یک رسانه، گریز ممکن نباشد و آن هم رسانه ملی است.

تلویزیون مدت‌هاست که دیگر مرجع اصلی اخبار یا سرگرمی جامعه ایران نیست. این را می‌توان از آمارها فهمید. پرطرفدارترین و باعث افتخارترین برنامه‌های صداوسیما، مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد کل جامعه را مخاطب دارند. علل این اتفاق هم فراوان است. از صدای مردم نبودن، یک‌طرفه پرداختن به موضوعات، نبود چهره‌ها، عدم خلاقیت در تولید محتوا و … از دلایل این بی‌مخاطبی است که پرداختن به تمام آن‌ها هدف اصلی این متن نیست.

نکته اینجاست که همانگونه که رسانه ملی مرغش یک پا دارد و به هیچ عنوان از مواضع خود دست برنمی‌دارد و محتوا را به همان طریق که دوست دارد ارائه می‌دهد، مردم هم می‌توانند این برنامه‌ها را ببینند یا نبینند. اما چیزی که سیدشهاب‌الدین طباطبایی، عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت در یک برنامه تلویزیونی گفت، آب پاکی را بر حق انتخاب مردم ریخت.

 روزی ۹۶ میلیارد تومان از بیت‌المال

سیدشهاب‌الدین طباطبایی گفت: هر روز صبح که کرکره صداوسیما بالا می‌رود، ۹۶ میلیارد تومان از پول مردم وارد این سازمان می‌شود؛ اما اگر دغدغه‌ها و سلایق مردم در آن بازتاب نداشته باشد، این هزینه در جای درست مصرف نشده است.

 پول زور رسانه ملی از مردم

نگاه ریاضی به این عدد و رقم سرسام‌آور است. وقتی خرید اشتراک یک پلتفرم تماشای فیلم چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان در ماه است، تازه آن هم با محتوایی که مردم دوستش دارند، و البته وقتی تمام فیلم‌ها به شکل غیر قانونی و رایگان در دسترس همه قرار دارند، با این خبری که طباطبایی داده، هر ایرانی سالی حدود ۳۸۰ میلیون تومان برای صداوسیما هزینه می‌کند. صداوسیمایی که بخش قابل توجهی از مردم حتی نمی‌دانند چه پخش می‌کند.

عمق فاجعه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که این مبلغ را تقسیم بر تعداد روزهای سال کنیم. همه ما دیده‌ایم که چگونه پلتفرم‌ها برای اینکه مردم محتوای آن‌ها را تماشا کنند، عملا به جامعه التماس می‌کنند که اشتراک بخرند؛ باز هم مخاطب نمی‌خرد. اما هم‌اکنون که در حال خواندن این سطور هستید، از جیب شما یک میلیون و پنجاه هزار تومان برای رسانه ملی هزینه شده است. تفاوتی هم نمی‌کند که تماشا کنید یا نکنید.

 جبلی: هیچ‌کجا مثل ایران تلویزیون رایگان نیست

حال خالی از لطف نیست یکی از اظهارات پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما که سال گذشته مطرح کرده بود را با هم بخوانیم: «هیچ جای دنیا این‌طور نیست که شما مسابقات جام جهانی یا المپیک را در خانه‌ خود به صورت رایگان تماشا کنید. اما در ایران، به‌ وسیله صداوسیمای جمهوری اسلامی با بهترین تصویر و با بهترین کیفیت یعنی ۴kمی‌توانید بازی‌های المپیک و جام جهانی را رایگان ببینید، بدون اینکه یک ریال پرداخت کنید. این اولین تفاوتی است که بین صدا و سیمای جمهوری اسلامی با بقیه تلویزیون‌های دنیا وجود دارد.»

ما هم بعید می‌دانیم که هیچ‌کجای دنیا برای تماشای یک پلتفرم، روزانه چیزی حدود یک دهم حقوق کارمندان، به زور از جیب مردم پرداخت شود.

در پایان باید گفت در شرایط پیچیده اقتصادی کشور که هزینه‌کرد هر ریال باید از محل مشخص تا مقصد مشخص باشد، این مدل تزریق پول بی‌حساب‌وکتاب به یک رسانه بی‌مخاطب، هیچ توجیهی ندارد. چرا باید زمانی که در کمبود انرژی غلت می‌زنیم، در بودجه کشور هزینه ساخت یک سریال گنجانده شود؟ یا اصلا وقتی گنجانده می‌شود، چرا مردم حقی در تعیین آنچه قرار است از رسانه‌ای که این همه برایش هزینه می‌کنند ندارند؟ گویا بیت‌المال فقط زمان پرداخت مالیات و عوارض معنا پیدا می‌کند و در مواردی از این دست، جایی ندارد.