حوزهای که سالهاست کارشناسان، فعالان کارگری و حتی مدیران دولتی نسبت به ضعف ایمنی، فرسودگی تجهیزات و بیتوجهی به استانداردهای جهانی در آن هشدار میدهند، اما هر بار، تنها پس از وقوع حادثه است که موضوع به صدر اخبار بازمیگردد.
صبح چهارشنبه ۱۰ دیماه، حوالی ساعت ۸:۳۰، بخشی از معدن کوشک بافق دچار ریزش شد، حادثهای که طبق اعلام رسمی فرماندار این شهرستان، در بخشهای روباز و زیرزمینی معدن رخ داده و منجر به مصدومیت دستکم دو نفر از کارگران شد. هرچند مسئولان محلی تأکید کردهاند حال عمومی مصدومان مساعد است و مورد فوتی گزارش نشده، اما نفس وقوع چنین حادثهای، آن هم در معدنی باسابقه، بار دیگر این پرسش جدی را مطرح میکند که وضعیت ایمنی معادن کشور تا چه اندازه قابل دفاع است؟
بر اساس اطلاعات اولیه، پس از وقوع ریزش، تیمهای امدادی، هلالاحمر و مسئولان ذیربط به سرعت در محل حاضر شده و عملیات بررسی و ایمنسازی آغاز شد. در ساعات ابتدایی حادثه، برخی شایعات درباره محبوس شدن تعدادی از کارگران در فضای مجازی منتشر شد که بعدها از سوی مدیریت بحران استان و فرمانداری تکذیب شد. با این حال، همین انتشار اخبار ضدونقیض، نشاندهنده حساسیت افکار عمومی نسبت به حوادث معدنی و نگرانی عمیق جامعه نسبت به جان کارگران است.
معدن کوشک یکی از معادن قدیمی و شناختهشده استان یزد محسوب میشود، استانی که اقتصاد آن تا حد زیادی به فعالیتهای معدنی گره خورده است. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که توسعه فعالیتهای معدنی، لزوماً همگام با ارتقای ایمنی و بهروزرسانی زیرساختها پیش نرفته است. بسیاری از معادن کشور همچنان با تجهیزات فرسوده، سیستمهای پایش ناکافی و کمبود نظارت مستمر فعالیت میکنند. مسائلی که در صورت بروز کوچکترین خطا یا تغییر شرایط زمینشناسی، میتواند به حوادثی جبرانناپذیر منجر شود.
واقعیت این است که حوادث معدنی در ایران دیگر اتفاقی نادر نیست. از ریزش تونل و انفجار گرفته تا گازگرفتگی و سقوط، هر ساله دهها کارگر معدن جان خود را از دست میدهند یا دچار آسیبهای جدی میشوند. با این حال، پس از فروکش کردن هیجان خبری، کمتر شاهد اصلاحات ساختاری، برخورد جدی با مقصران یا سرمایهگذاری واقعی در حوزه ایمنی هستیم. گویی جان کارگران، در معادلات اقتصادی برخی بهرهبرداران، هزینهای قابل چشمپوشی تلقی میشود.
حادثه معدن کوشک بافق اگرچه خوشبختانه تلفات جانی نداشت، اما میتواند و باید بهعنوان یک هشدار جدی تلقی شود،.
هشداری برای مسئولان وزارت صمت، سازمانهای نظارتی، کارفرمایان و حتی نمایندگان مجلس. ایمنی معادن نباید یک گزینه یا توصیه باشد بلکه یک الزام غیرقابل مذاکره است. جان کارگران خط قرمز است و هیچ توجیه اقتصادی، تولیدی یا اشتغالی نمیتواند ریسک انداختن جان انسانها را توجیه کند.
کارگران معدن، اغلب در شرایط سخت، دور از امکانات رفاهی و با حداقل دستمزد، در اعماق زمین یا در محیطهای پرخطر فعالیت میکنند. انتظار حداقلی آنها این است که محیط کارشان ایمن باشد و هر روز با دغدغه زنده ماندن، راهی محل کار نشوند. ارتقای استانداردهای ایمنی، آموزش مستمر، استفاده از فناوریهای نوین پایش، بازرسیهای واقعی و نه صوری، و برخورد قاطع با متخلفان، حداقل اقداماتی است که میتواند از تکرار چنین حوادثی جلوگیری کند.
حادثه معدن کوشک بافق شاید در آمار رسمی تنها دو مصدوم داشته باشد، اما در واقع، یک زنگ خطر جدی برای ساختار ایمنی معادن کشور است. زنگ خطری که اگر باز هم نادیده گرفته شود، ممکن است دفعه بعد، خبر از مصدومان ندهد بلکه از جانهایی بگوید که دیگر بازنمیگردند.
- نویسنده : مهسا حسینی
































































































































































































