فرونشست اخلاقی بزرگترین خطر برای آینده ایران
فرونشست اخلاقی بزرگترین خطر برای آینده ایران
ایرانیان به صفات فراوانی شهره‌اند، اما یکی از مهمترین آنها «اخلاق» است. مردمان مشرق زمین از دیرباز به صفات اخلاقی شهره بودند و دقیقا همین اخلاقیات معرفت‌شناختی است که الگوی مقابله با اومانیسم غربی را برای تفکر شرقی فراهم آورده است. اخلاق ایرانی نیز در میان همین فرهنگ قدرتمند شرقی از پیشینه و جاذبه بسیار زیادی برخوردار است، به‌طوریکه بیش از نیمی از کتابهای تالیف شده توسط ایرانیان در قرون گذشته به اخلاقیات اختصاص دارد.

جمله
سرویس سیاسی
ایرانیان به صفات فراوانی شهره‌اند، اما یکی از مهمترین آنها «اخلاق» است. مردمان مشرق زمین از دیرباز به صفات اخلاقی شهره بودند و دقیقا همین اخلاقیات معرفت‌شناختی است که الگوی مقابله با اومانیسم غربی را برای تفکر شرقی فراهم آورده است. اخلاق ایرانی نیز در میان همین فرهنگ قدرتمند شرقی از پیشینه و جاذبه بسیار زیادی برخوردار است، به‌طوریکه بیش از نیمی از کتابهای تالیف شده توسط ایرانیان در قرون گذشته به اخلاقیات اختصاص دارد.
میهن‌دوستی و هم‌وطن دوستی هم از دیگر صفات شایسته ایرانی‌هاست. برخلاف بسیاری از کشورهای توسعه یافته اروپایی و آمریکایی، دیگرپذیری در ایران بسیار جاافتاده و پذیرفته شده است. اما در یک دهه اخیر و به خصوص بعد از حوادث تلخ آبانماه سال ۹۸ به مرور شاهد افت روابط اخلاقی میان حاکمیت و مردم و طبقات مختلف مردم بودیم که اخلاقیات دینی به خط مرزی میان آنها بدل شده است. این شکاف که به مرور بشتر و بیشتر شد در ماجرای دردناک مهسا امینی به دره‌ای عمیق بدل گشت و عوارض فراوانی برای روح انسان ایرانی به همراه آورد. عوارضی که حتی شیرینی تحویل سال هم نتوانست تاثیر چندانی بر آن بگذارد و مرور پست های ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی به روشنی نشان می دهد که بخش زیادی از ایرانیان نوروز امسال را در غمی سنگین و نفس‌گیر فرو رفته بودند. اگرچه به ظاهر بار سفر بستند، سفره هفت سین پهن کردند، پیامک تبریک برای هم فرستادند و به صله‌رحم نوروزی مشغول شدند اما در تنهایی خود، غمی تلخ را زیر لب مزه می کردند.نوروز امسال بیش از هر زمان دیگری می شد شکاف میان جامعه ایران را مشاهده کرد. خط قرمز جدایی امروز طبقات مختلف اجتماعی در ایران مسئله حجاب است. اینکه حجاب در دین اسلام چه جایگاهی دارد نه موضوع این یادداشت است و نه در تخصص نویسنده آن. اینکه آیا باید قانونی اجباری باشد یا نه ، هم در تخصص ما نیست. اما آنچه به وضوح به چشم می آید این است که حجاب امروز برای طبقات مختلف اجتماعی در ایران معانی کاملا متفاوتی به خود گرفته است. مردمی که در دهه ۶۰ تقریبا به صورت یکپارچه حجاب مطلوب حاکمیت را پذیرفته بودند و با آغوشی باز آن را اجرا می کردند، امروز با روش های مختلف و گاها به صورت علنی در برابر آن می ایستند و حتی گروهی از آنها به پوشش های حداقلی نیز راضی نمی شوند. عقل سلیم می گوید که هرچه از عمر جامعه‌ی دینی تحت یک حاکمیت دینی می گذرد باید علقه و تمایل مردم به قوانین دینی بیشتر شود اما در جمهوری اسلامی عکس این موضوع رخ داده و هرچه جلوتر آمده ایم مواجهه مردم با دین به شدت سلبی‌تر شده است. اتفاقی که هرگز در تاریخ ایران زمین سابقه نداشته است و عجیب‌تر از همه آنکه این تشتت در دل حکومتی دینی ایجاد شده است. گروهی از مردم ایران، حجاب را ضرورتی انکارناپذیر می دانند و عبور از آن را به منزله گناهی نابخشوده می‌بینند و به همین دلیل این حق را برای خود قائل می شوند که مثل نمونه ماست پاشی دست به اقدامی عملی برای حفظ ارزش های خود در اجتماع بزنند.گروهی دیگر از مردم کاملا در نقطه عکس این تصور قرار دارند و به حجاب به مثابه ابزاری برای مقابله با ایدئولوژی حاکم بر کشور می نگرند و از آن به مثابه ابزاری برای لجبازی استفاده می کنند. برخی دیگر در میانه ایستاده اند و معتقد به اختیاری شدن حجاب در حد عرفی آن هستند، به طوریکه به ولنگاری و عریانی نیانجامد. عده‌ای دیگر هم که عموما از آنها تحت عنوان نسل z نام برده می شود به طور کلی خواستار آزادی مطلق در حوزه حجاب هستند. مسئله اینجاست که علی رغم اینهمه تبلیغات حکومتی هر روز از تعداد کسانی که به اجباری بودن حجاب تمایل دارند کاسته شده و بر تعداد طرفداران حجاب اختیاری افزوده می شود. اتفاقی که به هیچ وجه مورد قبول حاکمیت نیست و حاضر است برای توقف این روند دست به هرکاری بزند. مثلا اینکه برخلاف قانون اساسی از ارائه خدمات به کسانی که حجاب را رعایت نمی کنند سرباز بزند. معلوم است که مدیریت چنین جامعه چندپاره ای در حوزه پوشش برای هر حکمرانی دشوار است و عقل سلیم می گوید که برای کنترل این وضعیت استفاده از خشونت و روش‌های سلبی باید آخرین راه حل باشد، نه اولین دستاوزیر. اما برخلاف همه انتظارها، شاهد افزایش روش های سلبی و عمیق تر کردن شکاف ها هستیم. دانشمندان علوم طبیعی در ایران بزرگترین خطر سرزمینی کشور را کم آبی و فرو نشت می دانند و آخرین آمارها نشان می دهد که خشکسالی و فرونشست زمین زندگی بیش از ۴۰ درصد مردم ایران را تهدید می کند. اما آنچه به چشم نمی اید این است که فرونشست اخلاقی بزرگترین تهدید برای روح جمعی ایرانیان است. معضلی که نه تنها چاره ای از سوی حاکمیت برای کنترل و ترمیم آن دیده نمی شود، بلکه هر روز شاهد فرونشست بیشتری در حوزه اخلاقیات اجتماعی در ایران هستیم.