هزارساعت فیلم برای اثبات شهید رئیسی
هزارساعت فیلم برای اثبات شهید رئیسی
بر اساس خبری که «محمدمهدی اسماعیلی مدیرعامل بنیاد بین‌المللی شهید رئیسی در گفتگو با خبرنگار مهر» بیان کرده، قرار است بنیاد تازه‌تأسیس شهید رئیسی در کنار فعالیت‌های اجتماعی، وارد فاز گسترده‌ای از فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای شود. او به‌صراحت گفته است: «مهم‌ترین آن راه‌اندازی اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی است که همه اعضای دولت شهید رئیسی گروه‌هایی را در این اندیشکده متناسب با نیاز کشور تشکیل داده‌اند تا الگوی حکمرانی در آنجا تثبیت شود.» همچنین تأکید کرده که «در مدت کمتر از یک سال که بنیاد بین‌المللی شهید رئیسی راه‌اندازی شده است، حدود ۱۰۰۰ ساعت فیلم از مشی حکمرانی دولت آیت‌الله شهید ضبط کرده‌ایم» و این فیلم‌ها قرار است فرآوری و منتشر شوند تا «این تجربه کم‌نظیر در عرصه حکمرانی» حفظ و ترویج شود.

همین چند جمله، به‌تنهایی پرسش‌های جدی و اساسی را پیش روی افکار عمومی می‌گذارد. صرف هزینه، انرژی، نیروی انسانی و منابع رسانه‌ای برای اینکه گفته شود یک فرد چگونه کشور را اداره می‌کرده، اساساً چه معنایی دارد؟ آیا حکمرانی موفق یا ناموفق، چیزی است که نیاز به هزار ساعت فیلم ضبط‌شده و یک اندیشکده رسمی برای «تثبیت الگو» داشته باشد؟ در تاریخ سیاسی کشورها، عملکرد دولت‌ها معمولاً در میدان عمل، در شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و رضایت عمومی سنجیده می‌شود، نه در کلاس‌های آموزشی و خروجی‌های آرشیوی که بعداً قرار است به‌عنوان «تجربه متقن و بدون تحریف» عرضه شوند.
سؤال مهم‌تر این است که در این اندیشکده دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ اگر قرار است اعضای دولت سابق بنشینند و درباره عملکرد خودشان تولید محتوا کنند، این بیشتر به بازتولید یک روایت یک‌طرفه شبیه است تا کار اندیشکده‌ای به معنای دقیق کلمه. اندیشکده، محل تضارب آرا، نقد سیاست‌ها، بررسی نقاط ضعف و قوت و حتی پذیرش خطاست. اما وقتی از ابتدا هدف «تثبیت الگوی حکمرانی» تعریف می‌شود، عملاً نتیجه از پیش معلوم است. در چنین شرایطی، آیا بد دفاع کردن از یک کارنامه، خودش به معنای خراب کردن آن نیست؟ آیا تبدیل تجربه حکمرانی به محصول تبلیغاتی، آن هم در فضایی که جامعه با مسائل معیشتی و بحران‌های انباشته روبه‌روست، به اعتبار همان نامی که قرار است حفظ شود لطمه نمی‌زند؟
این تصور که عده‌ای قرار است «بروند بنشینند سر کلاس‌های این اندیشکده و با ارزش‌های شهید رئیسی آشنا شوند» نیز محل تردید جدی است. جامعه امروز، به‌ویژه نسل جوان، کمتر با آموزش‌های رسمی و دستوری ارتباط می‌گیرد. ارزش‌ها اگر در عمل قابل لمس باشند، نیازی به کلاس و اندیشکده ندارند. اگر هم قابل لمس نباشند، هزار ساعت فیلم و ده‌ها نشست تخصصی نمی‌تواند آن خلأ را پر کند. تجربه نشان داده است که تقدیس بیش از حد، آن هم از مسیرهای اداری و پرهزینه، اغلب نتیجه معکوس می‌دهد و فاصله عاطفی و ذهنی ایجاد می‌کند.
نقش خود محمدمهدی اسماعیلی در این میان قابل چشم‌پوشی نیست. این پرسش جدی مطرح است که آیا او واقعاً قصد ندارد از خودنمایی با نام شهید رئیسی دست بردارد؟ او همان فردی است که حتی در مقطعی کاندیدای ریاست‌جمهوری شد؛ اقدامی که اگر واقعاً تعلق خاطر عمیق و بی‌چشمداشت به شهید رئیسی وجود داشت، دست‌کم از نظر اخلاق سیاسی، قابل تأمل بود. چگونه می‌توان هم خود را وارث و مروج یک نام دانست و هم در بزنگاه سیاسی، به رقابت قدرت وارد شد؟
پیش از این هم شاهد بودیم که یک روزنامه تصمیم گرفت با نام «شهید جمهور» منتشر شود و حالا همان مسیر، به شکل دیگری در قالب اندیشکده و بنیاد ادامه پیدا کرده است. این تکرار استفاده از یک نام خاص در پروژه‌های رسانه‌ای و نهادی مختلف، بیش از آنکه نشانه پاسداشت باشد، این شائبه را تقویت می‌کند که نام شهید، به ابزار مشروعیت‌بخشی برای فعالیت‌های شخصی و جناحی تبدیل شده است.
از منظر تحلیلی، مسئله اصلی این نیست که آیا شهید رئیسی خدماتی داشته یا نه؛ مسئله این است که آیا راه درست مواجهه با یک کارنامه سیاسی، تبدیل آن به «الگوی تثبیت‌شده» از مسیر بنیاد و اندیشکده است؟ نقد منصفانه، حتی نقد درون‌گفتمانی، بخشی از احترام به یک تجربه حکمرانی است. حذف نقد و جایگزینی آن با روایت رسمی و پرهزینه، نه‌تنها کمکی به حفظ میراث نمی‌کند، بلکه آن را آسیب‌پذیر می‌سازد.
اگر هدف واقعاً خدمت اجتماعی است، همان بخشی که اسماعیلی از کمک به ایتام و زنان بی‌سرپرست سخن گفته، می‌تواند بدون حاشیه و هیاهو ادامه پیدا کند. اما وقتی فعالیت فرهنگی و رسانه‌ای با این حجم از تولید محتوا و تأکید بر «الگوی حکمرانی» مطرح می‌شود، افکار عمومی حق دارد بپرسد: این همه تلاش برای گفتن اینکه «چه کردیم»، آیا نشانه‌ای از تردید نسبت به قضاوت جامعه نیست؟ و آیا بد دفاع کردن از یک نام، در عمل، بزرگ‌ترین ضربه به همان نام نخواهد بود؟
در نهایت باید گفت اگر دولتمردان شهید رئیسی واقعا معتقدند چیزی در سه سال دولت سیزدهم وجود دارد که می‌تواند برای آیندگان ثبت شود و چراغ راهنمای همگان است، بهتر است این تجربیات را خالصانه در اختیار رئیس دولت وقت، مسعود پزشکیان قرار دهند که دست خود را برای همیاری به سمت تمام طیف‌ها و احزاب دراز کرده است. اما اگر قرار به خودنمایی است، خود بحثی دیگر است که از دل آن کمک به بهبود کشور حاصل نخواهد شد.