وقتی استقلال هم نتوانست قفل ورزشگاه امام‌رضا(ع) را باز کند
وقتی استقلال هم نتوانست قفل ورزشگاه امام‌رضا(ع) را باز کند
قرار بود یک‌بار برای همیشه طلسم شکسته شود؛ طلسمی قدیمی که سال‌هاست سایه‌اش روی فوتبال مشهد افتاده است. ورزشگاه مدرن امام‌رضا(ع)، با همه استانداردها و ظرفیت‌هایش، بار دیگر تا یک‌قدمی میزبانی از یک مسابقه مهم پیش رفت؛ این‌بار دیدار استقلال و گل‌گهر. اما درست مثل دفعات قبل، همه‌چیز در دقیقه ۹۰ فرو ریخت و «نشدن» دوباره بر «شدن» غلبه کرد.

استقلالی‌ها به‌دلیل مشکلات جدی زمین چمن ورزشگاه تختی و شهدای شهر قدس و هم‌زمانی با تعمیرات ورزشگاه آزادی، به‌دنبال راه‌حلی موقت و منطقی بودند. گزینه مشهد و ورزشگاه امام‌رضا(ع) روی میز آمد؛ ورزشگاهی مدرن، با ظرفیت بالا و اشتیاق تماشاگرانی که سال‌هاست از دیدن فوتبال سطح اول محروم مانده‌اند. پس از سلسله لغوهای تلخ در سال‌های گذشته، این‌بار فضا متفاوت به نظر می‌رسید؛ چراغ سبزها یکی پس از دیگری روشن شد.
شورای تأمین شهرستان مشهد، استاندار خراسان رضوی، فرماندار مشهد و مدیرکل ورزش‌وجوانان استان، همگی با میزبانی این مسابقه موافقت کردند. سازمان لیگ نیز رسماً اعلام کرد که دیدار استقلال – گل‌گهر در مشهد برگزار می‌شود. همین تأییدها کافی بود تا موجی از امید و هیجان در میان اهالی فوتبال، به‌ویژه در مشهد، شکل بگیرد؛ شهری که سال‌هاست حسرت میزبانی یک بازی بزرگ را به دل دارد.
اما این شور، دیری نپایید. درست در لحظه‌ای که همه‌چیز مهیای برگزاری مسابقه بود، شورای تأمین استان خراسان رضوی وارد میدان شد و ناگهان همه توافقات قبلی را زیر سؤال برد. خروجی جلسه، چیزی نبود جز لغو میزبانی مشهد. تصمیمی که نه‌تنها افکار عمومی را شوکه کرد، بلکه پرسش‌های جدی و بی‌پاسخی را هم به‌جا گذاشت.
دلیل رسمی چه بود؟ قرار داشتن ورزشگاه در مرکز شهر و ایجاد ترافیک.
ادعایی که به‌سرعت با مثال نقضی بزرگ روبه‌رو شد. در هفته‌های اخیر و پس از احیای دوباره تیم ابومسلم، مسابقات این تیم با حضور ۱۰، ۱۵ و حتی ۲۵ هزار تماشاگر در همین شهر برگزار شده؛ بدون آنکه بحران ترافیکی یا اختلال جدی در عبورومرور شهری گزارش شود. حالا سؤال اصلی اینجاست: ۲۵ هزار تماشاگر ابومسلم قابل مدیریت‌اند، اما ۲۵ هزار هوادار استقلال نه؟ تفاوت دقیقاً کجاست؟
پیشنهاد جایگزین شورای تأمین استان هم خود گویای همه‌چیز بود؛ انتقال بازی به ورزشگاه ثامن‌الائمه. ورزشگاهی که نه گیت الکترونیکی دارد، نه جایگاه VAR و نه حتی مجوز کامل میزبانی لیگ برتر. پیشنهادی که بیش از آنکه راه‌حل باشد، شبیه رفع تکلیف بود؛ گویی اصل بر برگزار نشدن بازی در ورزشگاه امام‌رضا(ع) قرار داشت.
در چنین فضایی، بسیاری از فعالان فوتبال به این جمع‌بندی رسیدند که مسئله فراتر از ترافیک است. تجربه لغو بازی‌های ملی و باشگاهی در مشهد نشان می‌دهد که حساسیت‌های اجتماعی، به‌ویژه بحث حضور زنان در ورزشگاه‌ها، نقشی پررنگ در این تصمیمات دارد. مواضع اخیر امام جمعه مشهد اگرچه به‌طور صریح مخالفت با حضور زنان نبود، اما شروط مطرح‌شده عملاً برگزاری مسابقات پرتماشاگر را به بن‌بست می‌کشاند. دیدار استقلال – گل‌گهر، با توجه به پوشش رسانه‌ای گسترده و حساسیت ملی، دقیقاً در همین چارچوب قرار می‌گرفت.
جالب آنکه نه مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، توانست در پرونده بازی ایران – کره‌شمالی این قفل را باز کند و نه علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال و نماینده پیشین مردم مشهد در مجلس، موفق شد رضایت نهایی را جلب کند. این واقعیت تلخ، پیام روشنی دارد: فوتبال در این معادله، تصمیم‌گیر نهایی نیست.
تبعات این تصمیم اما فقط اجتماعی یا حیثیتی نبود؛ بُعد اقتصادی ماجرا شاید تلخ‌تر از همه باشد. مسئولان آستان قدس رضوی پس از قطعی‌شدن میزبانی، با سرعت وارد فاز اجرایی شدند: از آماده‌سازی زیرساخت‌های VAR گرفته تا ترمیم چمن و پروژه‌های حفاظتی. هزینه‌های چندصدمیلیون‌تومانی انجام شد با این امید که از محل اجاره ورزشگاه و درآمدزایی جبران شود؛ امیدی که با لغو ناگهانی بازی دود شد و به هوا رفت.
باشگاه گل‌گهر نیز در این میان متحمل هزینه‌های سنگین شد؛ پرواز، هتل و تدارکات سفر به مشهد. حالا اختلاف‌نظر بر سر پرداخت خسارت، به پرونده‌ای تازه تبدیل شده است: سیرجانی‌ها استقلال را مسئول می‌دانند و استقلال خود را قربانی این تصمیم می‌خواند. نتیجه اما روشن است: چندین میلیارد تومان سرمایه مستقیم و غیرمستقیم، بدون حتی یک سوت آغاز بازی، از بین رفت.
در نهایت، درهای ورزشگاه امام‌رضا(ع) بار دیگر بسته ماند؛ نه به‌دلیل نبود امکانات، نه به‌خاطر ضعف زیرساخت، بلکه به‌واسطه تصمیماتی که شفاف نیستند و مسئول مشخصی ندارند. مشهد یک‌بار دیگر فرصت میزبانی فوتبال سطح اول را از دست داد و طلسم پابرجا ماند.
سؤال پایانی ساده اما سنگین است: تا چه زمانی قرار است ورزشگاهی مدرن، با میلیاردها تومان هزینه، فقط تماشاگر لغوهای دقیقه نودی باشد؟ اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد، شاید باید پذیرفت که مشکل فوتبال مشهد، زمین و چمن و ترافیک نیست: مشکل، همان «نشدنِ همیشگی» است.