وقتی مرگ تنفس می‌‎کنیم
وقتی مرگ تنفس می‌‎کنیم
هوا هر سال آلوده‌تر از سال قبل می‌شود و حتی نوع آلاینده‌ها نیز تغییر می‌کند. یک سال خشکی گلو و سرفه‌ها شدت می‌گیرد، سالی دیگر احساس چربی در گلو ایجاد می‌شود، گاهی هوا شبیه مه غلیظ است و زمانی گردوغبار شهر را می‌پوشاند.

با هر موج آلودگی هم چشم مردم به اخبار دوخته می‌شود تا ببینند تعطیلی‌ها به چه شکل خواهد بود؛ تعطیلی‌هایی که در عمل تأثیر چندانی بر بهبود وضعیت ندارند. تعطیلی مدارس خانواده‌ها را گرفتار می‌کند، بسته شدن ادارات و دانشگاه‌ها راه‌ها را شلوغ می‌کند و پیامد منفیِ تعلل در کار و رکود اقتصادی هم به آن اضافه می‌شود. طرح‌های تکراری مانند زوج‌وفرد هم سال‌هاست نشان داده‌اند که نه بار ترافیک را کم می‌کنند و نه سهم چشمگیری در کاهش آلودگی دارند؛ چرخه‌ای معیوب که هر سال تکرار می‌شود و نتیجه‌ای هم ندارد.

آلودگی امسال اما چند ویژگی خاص داشت. انتشار فیلم‌ها و عکس‌هایی در فضای مجازی باعث شکل‌گیری شایعاتی عجیب شد؛ از ریزتراشه‌هایی که ادعا می‌شد در هوا پخش شده‌اند تا نسبت دادن آلودگی به حوادث و انفجارهای اخیر. این شایعات بارها توسط نهادهای رسمی رد شد، اما واقعیت این است که هوای کشور چنان آلوده شده که حتی استان‌های شمالی، با آن همه پوشش گیاهی و رطوبت، حالا تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؛ اتفاقی که روزگاری غیرممکن به نظر می‌رسید.

این ادعا که «در همه کشورهای بزرگ صنعتی آلودگی هوا طبیعی است» نیز پذیرفتنی نیست. بارها پیش آمده که تهران در صدر آلوده‌ترین شهرهای جهان قرار گرفته و برای کشور عنوانی ناخوشایند به ارمغان آورده است. بنابراین نه‌تنها در همه دنیا چنین نیست، بلکه گاهی ما از همه بدتر ظاهر شده‌ایم. اکنون که عوامل آلودگی کاملاً شناخته شده، پرسش اینجاست که تا چه زمانی باید شاهد بدتر شدن وضعیت، تعطیلی‌های پی‌درپی، خسارت به اقتصاد، اختلال در کار و تحصیل و مهم‌تر از همه افزایش بیماری‌ها باشیم؟

هم‌زمان با موج آلودگی‌ها، اجرای طرح زوج‌وفرد نیز دوباره از سر گرفته شد. کارگروه اضطرار آلودگی هوا اعلام کرد این طرح تا ۵ آذر از درب منازل اجرا می‌شود. پلیس راهور نیز خبر داد که خودروهای متخلف ۲۰۰ هزار تومان جریمه خواهند شد و معاینه فنی وسایل نقلیه دودزا یا دارای نقص فنی ابطال می‌شود؛ اقداماتی که هدفشان کاهش آلودگی و کمک به پایداری محیط‌زیست عنوان شده است.

اما امسال فقط کلان‌شهرها درگیر نبودند. سیلوانا، شهری مشهور به پاک‌ترین هوای منطقه و «شهر پراکسیژن»، نیز با آلودگی شدید روبه‌رو شد؛ شهری بدون هیچ صنعت آلاینده، در نزدیکی مرز ایران و ترکیه. انتشار فیلم‌های این منطقه شوک و ناراحتی بسیاری ایجاد کرد.

اظهارات مسئولان نیز همچون همیشه، بیشتر شبیه وعده‌هایی بدون پشتوانه است. شهردار تهران گفته بود ۵۸ درصد آلودگی تهران ناشی از خودروها و موتورسیکلت‌هاست و دلیل آن نیز عقب‌ماندگی در توسعه حمل‌ونقل عمومی است. البته از افزایش تعداد اتوبوس‌ها و روند توسعه خطوط مترو نیز سخن گفته شد و تجربه موفق پکن مثال زده شد؛ اما واقعیت این است که امروز، با وجود همه این ادعاها، شرایط همچنان رو به وخامت می‌رود.

مسائلی مانند مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها، تردد گسترده خودروهای تک‌سرنشین، سوخت بی‌کیفیت و نبود برنامه مؤثر برای بارورسازی ابرها تنها بخشی از عوامل آلودگی‌اند. اگر تنها یکی از این مشکلات به‌طور جدی حل شود، شاید دیگر این تعطیلی‌های هزینه‌زا و رکوردهای تأسف‌بار تکرار نشود.

آماری که کمتر درباره آن صحبت می‌شود اما تکان‌دهنده است: براساس گزارش‌های رسمی، در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۰ هزار نفر در ایران به دلیل آلودگی هوا جان باخته‌اند؛ یعنی به‌طور میانگین هر ۱۷ دقیقه یک نفر. این رقم نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود چهار هزار نفر افزایش داشته است. معلوم نیست این اعداد باید به چه حد برسد تا مسئولان به جای تعطیلی‌های بی‌اثر، به دنبال راه‌حل‌های پایدار و واقعی باشند.

 

  • نویسنده : سایه برین