بیش از دو دهه است که کشور در آستانه فروغلتیدن در میان بحرانهایی چون خشکسالی و تَبَعاتِ زیستمحیطی آن است اما نه تنها هیچ اقدام درستی انجام نشده که برخی کارشناسان در کرسیهای رسمی نشستند و مدعی شدند اساساً مشکل کمآبی و خشکسالی یک دروغ است که توسط دشمنان ساخته شده است.
یکی از این کارشناسان مدعی بود اساساً محیطزیست اسم رمز بهاییان برای پاشیدن بذر ناامیدی در جامعه است و مردم نباید آن را جدی بگیرند و یکی دیگر از این کارشناسان که برای خود در همه حوزهها شأن اظهارنظر قائل است مدعی بود دوران خشکسالی در کشور ما تمام شده و دوران ترسالی آغاز شده است.
امروز و برابر اعلام رسمی مراکز آماری، تقریباً همه استانها -بهجز گیلان- در معرض فرونشست هستند، فرونشستی که خود از تَبَعات خشکسالی و بهرهبرداری بیش از حد از سفرههای زیرزمینی است و تقریباً همه استانها با مشکلات ناشی از کمبود آب کشاورزی یا شرب مواجه هستند و طی حدود دو دهه گذشته، بسیاری از روستاهای مرکز و شرق کشور به همین دلیل خالی از سکنه شدند.
همچنین طی چند روز اخیر بارها اعلام شد که بسیاری از سدهای کشور در معرض خارج شدن از دسترس هستند و تهران در حال حاضر در شرایط اضطرار قرار گرفته است هرچند در خصوص بحران کمآبی در مشهد نیز هشدارهای جدی داده شده است.
امروز که بحران بهتمامه خود را نشان داد مدیران به فکر راه حل افتادند و مانند ناترازی انرژی، گامهای نخست را با روشهای سلبی برداشتند و اقدام به قطع آب یا به قول وزیر نیرو «مدیریت فشار» کردند غافل از اینکه حجم کمآبی به اندازهای است که نمیتوان آن را به این شیوهها مدیریت کرد.
روز گذشته «علی عبدالعلیزاده» نماینده رئیسجمهور در هماهنگی اجرای سیاستهای کلی توسعه دریامحور در همایش بینالمللی صنایع فراساحل با اشاره به وضعیت بحرانی منابع آب پایتخت، اعلام کرد: «پروژه عظیم انتقال آب خلیج فارس به تهران با طول هزار کیلومتر، بهدست متخصصان داخلی تکمیل شده و در حال حاضر تنها منبع مطمئن تأمین آب برای تهران به شمار میآید.»
وی تصریح کرد: «انتقال پایتخت از دستور کار خارج شده و تصمیم قطعی بر آن است که چالش آب و مسائل زیستمحیطی پایتخت از طریق فناوریهای نوین و مدیریت علمی منابع در همان تهران برطرف شود.»
خلیج فارس به آبهای آزاد متصل است و میتواند راهی مناسب برای تأمین آب شرب تهران و همچنین سیستان و بلوچستان باشد اما سوال ما این است که شیرینسازی آب خلیج فارس که از حدود ده سال قبل طرح و عملیات اجرایی آن آغاز شد، چرا هنوز به سرانجام نرسید ؟
آیا مدیران از کاهش نزولات آسمانی طی چند سال اخیر آگاهی نداشتند و آیا نمیدانستند ناترازی آب را نمیتوان به هیچ شکل و شیوهای حل کرد بهویژه زمانی که بارشها سیر نزولی دارد و مصرف سیرِ صعودی ؟
هرچند دولت چهاردهم یکسال و سه ماه از عمر خود را گذرانده است و نمیتوان این دولت را عامل کمآبی تهران معرفی کرد اما باید پرسید آیا آنان نیز مانند مدیران دولت محمود احمدینژاد در عمق سه هزار متری به دنبال ژرفآب بودند تا مشکل آب شرب را حل کنند ؟
امروز نیز ضرورت دارد دولت چهاردهم به جای نگران کردن مردم درخصوص تخلیه پایتخت، طرح انتقال آب خلیج فارس با تهران را مجدانه پیگیری کند و امیدوار به این باشد که طی ماههای آینده بارشها افزایش یابد و ذخیره سدها جبران شود.
یکی از کارهای جدی که دولت چهاردهم باید در دست بگیرد اصلاح و مرمت شبکه توزیع آب است که برابر برخی گزارشها، شکستگی و فرسودگی بسیاری دارد و روزانه موجب هدررفت آب میشود.
این اصلاح و مرمت تا اندازهای ضروری است که اگر لازم شد، دولت باید بودجه برخی نهادهای فرهنگی که هیچ خاصیتی ندارند را حذف و از آن برای اصلاح شبکه استفاده کند چون با وجود چنین خرابیهایی، حتی اگر آب خلیج فارس هم به پایتخت برسد، مشکل آب تهران حل نخواهد شد.


























































































































































































































