پزشکیان و فراموشیِ وعده‌ها
پزشکیان و فراموشیِ وعده‌ها
یکی از مصیبت‌های رسانه‌ به‌ویژه رسانه‌های مجازی برای سیاسیون، نمایندگان و مدیران این است که می‌توانند در کسری از ثانیه به گذشته برگردند و وعده‌های داده شده آنان را پیش چشم مردم بیاورند.

یادمان نرفته است که زمانی خبرنگاری از محمود احمدی‌نژاد پرسیده بود شما پس از حضور نخست خود در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل، مدعی شده بودید دور خود هاله نور دیده‌اید و رییس‌جمهور اسبق نیز با اعتماد به نفسی که ناشی از بلاهت بود دومین دروغ خود را گفت و مدعی شد این حرف‌ها را رسانه‌ها درآوردند و «ما نورمان کجا بود».
تنها ساعاتی پس از آن، فیلم وی که در اتاقی کنار آیت‌الله جوادی آملی نشسته بود و با آب و تاب ماجرای هاله نور را برای این مرجع تقلید توضیح می‌داد و غلامحسین الهام هم کنارش حضور داشت، در فضای رسانه‌ای منتشر و روشن شد محمود احمدی‌نژاد هم در طرح ماجرای هاله نور، دروغ گفت و هم در تکذیب آن متوسل به دروغی دیگر شد و گفت این حرف‌ها را رسانه‌ها درآوردند و امروز و با وجود گوشی‌های هوشمند و همیشه آنلاین، هر دو دروغ با چند ثانیه جست‌وجو، مقابل چشمان مخاطب «پِلِی» می‌شود.
یک‌سال و چند ماه از آغاز دولت چهاردهم سپری شد، دولتی که مسعود پزشکیان رییس آن است و در دو انتخابات ۸ و ۱۵ تیرماه سال گذشته موفق شد رقبای چند لایه اصولگرا را شکست دهد و راهی پاستور شود.
امروز شرایط اقتصادی کشور که مسئولیت بخش اصلی آن بر عهده دولت چهاردهم است، خوب نیست و بدیهی است اگر افکار عمومی در این زمینه انتقاد و گله‌ای دارند، باید خطاب به دولت چهاردهم بنویسند و نمی‌توان گفت دولت مرحوم رییسی، مسئول این وضعیت است هرچند ریشه برخی مشکلات اقتصادی و همچنین ناترازی‌های وحشتناک و سیاست‌های نادرست آبی، به دولت‌های پیشین برمی‌گردد و نمی‌توان دولت چهاردهم را مقصر دانست.
نقد بسیار جدی به دولت چهاردهم و شخص مسعود پزشکیان، به زاویه گرفتن از شعارها برمی‌گردد که طرح کردند و از مردم رأی گرفتند، آن هم نه طی چهار سال که ظرف یک سال. به خاطر نداریم هیچ رییس‌جمهور و حتی نماینده‌ای تنها ظرف یک‌سال، از شعارها و وعده‌های انتخاباتی خود به گونه‌ای زاویه گرفته باشد که مسعود پزشکیان گرفت و برای اثبات این ادعا، تنها چند نمونه از وعده‌های انتخاباتی وی را که در مناظره‌های انتخاباتی تابستان سال گذشته طرح کرده بود را مرور می‌کنیم؛
مسعود پزشکیان گفته بود: «دروغ بزرگ افزایش قیمت بنزین برای تخریب آرای سرنوشت‌ساز شما مردم عزیز طراحی شده است، برای رفع تحریم و حل مشکل FATF می‌کوشم، برای بهبود وضعیت معیشت مردم و رفع فیلترینگ می‌کوشم، در مقابل فیلترینگ می‌ایستم، بالارفتن ارزش پول و پاسپورت ایرانی را عزت مردم می‌دانم و برایش می‌کوشم.»
در همین چند سطر از وعده‎های مسعود پزشکیان که تا امروز به آن جامه عمل پوشانده نشده است، حدود شش میلیون آرای طبقه‌ای از مردم نشسته است که تصمیمی برای شرکت در انتخابات نداشتند اما آمدند چون مسعود پزشکیان را به راستی و راستگویی می‌شناختند و همین شش میلیون رأی موجب شد رییس دولت چهاردهم فاصله مطلوبی با رقیب خود بگیرد و با آرامش خاطر به پاستور راه یابد.
البته ما بارها در تحلیل سیاسی صفحه دو روزنامه «جمله» نوشتیم مسعود پزشکیان وارث اتفاقات بی‌سابقه‌ای بود که در همین یک‌سال و چند ماه اخیر رخ داد اما کنترل آن در دست دولت نبود و جنگ دوازده روزه اسراییل با جمهوری اسلامی ایران و حملات هوایی آمریکا به مراکز هسته‌ای، ازجمله آن است و روشن است که چنین رخدادهایی بر کاهش ارزش پول ملی اثرگذار است اما تصمیماتی چون تغییر نرخ بنزین که بر همه کالاها و خدمات موثر است یا استمرار فیلترینگ را باید پای بدعهدی رییس دولت چهاردهم نوشت.
اتفاقات چند سال قبل برای همه ثابت کرد که افزایش بنزین، یک شوک وحشتناک به اقتصاد است و همه طبقات مردم و صاحبان شغل‌ها را گرفتار می‌کند و دولت چهاردهم با چند نرخی کردن آن خواست ابتکار به خرج دهد و جلوی شوک آن را بگیرد در حالی‌که این شوک را به تأخیر انداخت و همچنین قولی که داده بود را زیر پا گذاشت.
موضوع رفع فیلترینگ که به قول محمدجواد آذری جهرمی وزیر اسبق ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، تنها با قطع و وصل یک کلید ممکن است نیز ازجمله دیگر وعده‌های مسعود پزشکیان بود نیز در حد واتس‌اَپ متوقف ماند و مدیران ارشد دولت چهاردهم گویا چهار سال وقت می‌خواهند تا همین مطالبه عمومی را محقق کنند.
نکته پایانی این‌که نامزد ریاست‌جمهوری، نمایندگی مجلس یا شوراهای شهر، با مردم توافق‌نامه‌ای حقوقی به امضا نمی‌رساند اما وعده‌هایی طرح می‌کند و اخلاقاً متعهد به اجرای آن وعده‌ها است و بی‌توجهی یک رییس‌جمهور به وعده‌های انتخاباتی‌اش، نوعی بی‌اخلاقی است که از مسعود پزشکیان انتظار نمی‌رود.