چالش‌های تغییر هویت بر پرده نقره‌ای
چالش‌های تغییر هویت بر پرده نقره‌ای
در روزهای اخیر، انتشار تصاویری از الناز شاکردوست در فیلم «کج‌پیله» با گریم مردانه، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی و رسانه‌ها برانگیخته است. این فیلم به کارگردانی هاتف علیمردانی، داستان زنی را روایت می‌کند که به‌طور موقت در نقش مرد ظاهر می‌شود.

این انتخاب هنری، به‌ویژه با توجه به سابقه بازیگران مردی که در نقش‌های زنانه ظاهر شده‌اند، پرسش‌هایی را در مورد هویت جنسیتی، هنر و مرزهای نمایش در سینمای ایران مطرح می‌کند.

در تاریخ سینمای ایران، بازیگران مردی همچون ناصر ملک‌مطیعی، فردین و بهروز وثوقی در نقش‌های زنانه ظاهر شده‌اند. این نقش‌آفرینی‌ها، به‌ویژه در فیلم‌های پیش از انقلاب، با استقبال عمومی مواجه شد و حتی به‌عنوان بخشی از جذابیت‌های فیلم‌های آن دوران محسوب می‌شد. اما در سال‌های اخیر، با تغییرات اجتماعی و فرهنگی، چنین انتخاب‌هایی کمتر دیده شده‌اند و در صورت بروز، با واکنش‌های متفاوتی مواجه می‌شوند.

الناز شاکردوست با انتخاب نقش مرد در «کج‌پیله»، به‌نوعی این مرزهای جنسیتی را به چالش کشیده است. او با انتشار تصویری از خود با گریم مردانه و نوشتن جمله «به زن و مرد بودن نیست به آدم بودنه»، سعی در انتقال پیامی فراتر از جنسیت و تأکید بر انسانیت دارد. این اقدام او نشان‌دهنده جسارت و تعهد به هنر است، اما در عین حال، پرسش‌هایی را در مورد پذیرش چنین تغییراتی در جامعه مطرح می‌کند.

انتشار ویدئویی از الناز شاکردوست در حال رقصیدن با گریم مردانه، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به همراه داشت. برخی کاربران این اقدام را تأسیس به آزادی‌های هنری و اجتماعی دانستند، در حالی که برخی دیگر آن را مغایر با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی کشور قلمداد کردند. این واکنش‌ها نشان‌دهنده تناقض‌های موجود در پذیرش تغییرات جنسیتی در هنر و رسانه است.

در مقابل، در دهه‌های پیش از انقلاب، بازیگران مردی همچون ناصر ملک‌مطیعی در نقش‌های زنانه ظاهر شدند و این انتخاب‌ها با استقبال عمومی مواجه شد. این تناقض در واکنش‌ها، نشان‌دهنده تغییرات فرهنگی و اجتماعی در طول زمان و تفاوت نگرش‌ها به جنسیت و هنر است.

از جنبه مثبت، انتخاب نقش مردانه توسط یک بازیگر زن می‌تواند به‌عنوان گامی در جهت شکستن تابوها و مرزهای جنسیتی در سینما و هنر تلقی شود. این اقدام می‌تواند به تنوع نقش‌ها و شخصیت‌ها در فیلم‌ها منجر شود و فرصت‌های جدیدی برای بازیگران زن ایجاد کند.

اما از جنبه منفی، اگر این تغییرات بدون در نظر گرفتن اصول هنری و دراماتیک صورت گیرد، ممکن است به سطحی‌نگری و استفاده ابزاری از جنسیت منجر شود. در این صورت، نه تنها به رشد هنری کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند به کلیشه‌سازی و ترویج تصورات نادرست در مورد جنسیت و هنر بینجامد.

انتخاب نقش مردانه توسط الناز شاکردوست در «کج‌پیله»، فرصتی است برای بازنگری در نگرش‌های سنتی و پذیرش تنوع در هنر و رسانه. این اقدام نشان‌دهنده توانمندی و جسارت هنری است که می‌تواند به تحولی مثبت در سینمای ایران منجر شود. اما برای تحقق این تحول، نیاز به پذیرش و حمایت از چنین انتخاب‌هایی در سطح جامعه و رسانه‌ها وجود دارد.

در نهایت، باید پذیرفت که هنر، به‌ویژه سینما، فضایی است برای تجربه و بیان آزادانه انسان‌ها. اگر قرار باشد هر تغییر در ظاهر یا نقش یک بازیگر، با واکنش‌های منفی و محدودکننده مواجه شود، این خود به معنای محدود کردن آزادی هنری و خلاقیت است. بنابراین، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تمرکز بر جنسیت، به کیفیت و عمق آثار هنری توجه کنیم و از مرزهای سنتی فراتر رویم.

  • نویسنده : سایه برین | روزنامه‌نگار