از روز نخست این نبرد، اتحادیه اروپایی با تشخیص درست کنار اوکراین ایستاد با این نگاه که اگر برابر روسیه در اوکراین کوتاه بیاید، ولادیمیر پوتین که مرزهای طولانی با این اتحادیه دارد، محدوده سرزمینی کشورهای دیگری را هدف خواهد گرفت و همین نسخه را برای برخی دیگر از کشورهای کوچک اروپایی اجرا خواهد کرد، فرایندی که در سال ۲۰۱۲ -اسفند ۱۳۹۲ -و از شبهجزیر کریمه کلید زد و کاش آن روز اتحادیه اروپا و همچنین آمریکا با قدرت و قوت برابر روسیه میایستادند.
طی چهار سال گذشته که از این تجاوز نظامی گذشته است، اتحادیه اروپا و همچنین آمریکا به ریاستجمهوری جو بایدن همه تلاش خود را به کار گرفتند تا روسیه را به عقب برانند اما زمانی که دیپلماسی شکست خورد، حمایت تسلیحاتی از کییِف را آغاز کردند.
اوکراین کشوری نبود که ارتشی مُعظَم داشته باشد و امروز نیز بزرگترین مشکل این کشور، فقدان سرباز و ادوات جنگی است و «ولودمیر زلنسکی» بارها به کشورهای مهم غرب و آمریکا سفر کرد تا از آنان یک چیز بخواهد و آن تسلیحاتی است که بتواند برابر ارتش قدرتمند روسیه دوام بیاورد.
حمایت اروپا بهویژه سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان طی چهار سال جنگ از اوکراین منظم بوده است اما ایالات متحده آمریکا رفتاری متفاوت و حتی ریاکارانه داشت. تا حدود یکسال قبل و تا زمانی که جو بایدن در کاخ سفید حضور داشت، حمایت تسلیحاتی از اوکراین در دستور کار بود اما محدود به حوزه دفاعی به این معنا که اوکراین اجازه استفاده از تسلیحات را در عمق خاک روسیه نداشت. پس از انتخابات سال گذشته آمریکا و ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، شاهد چند مرحله از نگاه واشنگتن به جنگ اوکراین بودیم. در مرحله نخست ترامپ ادعا داشت که همان روز نخست ورود خود به کاخ سفید جنگ اوکراین را تمام میکند و حتی حق را به جانب روسیه میداد که آغازگر تجاوز بود و از ولادیمیر پوتین تمجید میکرد.
برابر همه کنوانسیونهای بینالمللی کشوری که تمامیت ارضی کشور دیگر را زیر پا گذاشته است، متهم است و هیچ کدام از کشورهای عضو سازمان ملل نباید از متجاوز حمایت کنند اما دونالد ترامپ آشکارا از پوتین حمایت میکرد و حتی در نخستین دعوت خود از زلنسکی به کاخ سفید، به اتفاق جیدی ونس معاون اول خود وی را تحقیر کرد.
در مرحله بعد بود که دونالد ترامپ متوجه شد پوتین مشکل اصلی است و تمنای صلح ندارد و حدود ۴۰ درصد از خاک کشور اوکراین را میخواهد، موضوعی که مورد اعتراض شدید رهبران اتحادیه اروپایی است. در این مقطع دونالد ترامپ، مناسبات خود با زلنسکی را اصلاح کرد و چندین بار اقدام به تهدید مسکو به ارسال سلاحهای استراتژیک از جمله تاماهاک به اوکراین کرد و همین موضوع خشم مقامات روسیه را برانگیخت و تنشهای کلامی بین دو کشور را موجب شد.
در مرحله جدید دونالد ترامپ که گویا برای دریافت جایزه صلح نوبل شتاب دارد و همواره مدعی است چندین جنگ را در جهان به صلح رسانید، برای صلح در اوکراین برنامه نوشت، اما صلحی که برای زلنسکی و همچنین سران اتحادیه اروپا، معنایی جز تسلیم بیقید و شرط ندارد و حتی میتواند دندان طمع ولادیمیر پوتین را برای تجاوز به کشورهای دیگر این اتحادیه تیز کند.
برخی سیاسیون آمریکایی این نامه را فهرستی دقیق از درخواستهای روسیه توصیف کردند که در آن برای اوکراین هیچ امتیازی در نظر گرفته نشده است.
طرح ۲۸ بندی که دونالد ترامپ ارائه کرد، از اوکراین میخواهد سرزمینهایی را که روسیه ادعای مالکیت دارد، واگذار کند، تواناییهای نظامی خود را محدود بسازد و از آرزوی خود برای پیوستن به ناتو چشم بپوشد. این شروط برای بسیاری از اوکراینیها پس از نزدیک به چهار سال جنگ در مرگبارترین نبرد اروپا از زمان جنگ جهانی دوم، بهمثابه تسلیم محسوب میشود.
سوال این است چرا دونالد ترامپ قصد کرده است به چنین قیمتی که برای امنیت ملی و آینده اوکراین، اروپا و جهان، بسیار گران است، صلح را به منطقه برگرداند و اساساً آیا میتوان به چنین طرحی، نام صلح داد ؟
پاسخ را باید در روحیات رییسجمهور آمریکا جست، برای وی نه اخلاق سیاسی و نه حق و حقیقت اهمیتی ندارد و تنها میخواهد به آمار جنگهایی که به ادعای خود به صلح رسانید، اضافه کند تا موفق به دریافت جایزه نوبل شود و اینکه اینگونه امتیاز دادن به متجاوز چه تبعاتی با خود به همراه خواهد داشت، برای وی اهمیتی ندارد.
باید ببینیم اتحادیه اروپایی که در حال حاضر تنها امید اوکراین است چه تصمیمی خواهد گرفت و چه اقدامی خواهد کرد.









































































































































































































