نمیتوان انکار کرد امروز قامت بسیاری از رسانهها اعم از ملی و محلی مانند علف در برابر باد خم شده است و در صورت ادامه این شرایط دشوار اقتصادی، بسیاری از همکاران ناچار خواهند شد سراغ کار و فعالیت دیگری بروند.
کار در حوزه رسانه مکتوب، مشکلات بسیاری با خود به همراه دارد که ادامه کار را برای بسیاری از همکاران دشوار کرده و شرایط یکسال اخیر موجب شد سطح درآمد بسیاری از همکاران ما در حوزه رسانه مکتوب، کاهش چشمگیر داشته است و همزمان، قیمت کاغذ، زینک نیز بهموازات هزینههای زندگی افزایش شدیدی داشت و در چنین شرایطی، شاهد هستیم بسیاری از همکاران ما ناچار از تعدیل نیرو شدند.
طی یکسال اخیر بارها مشکلات متعددی همکاران رسانهای را در حضور مدیران و نمایندگان طرح کردیم و مدیران نیز قول مساعد دادند اما در عمل اتفاق خاصی نیفتاد اما ما با سیلی صورتمان را سرخ نگاه داشتیم و تلاش کردیم به جامعه امید بدهیم.
جای تأسف است که مدیران، نمایندگان و سیاستسازان که در طول سال، یادی از فعالان رسانه نمیکنند و طرحی برای حل مشکلات آنان ندارند، برابر یک سنت خشک، در هفته خبرنگار، پیامی میفرستند و از تلاش آنان قدردانی میکنند اما این پیامها جز چند عکس و خبر چه خروجیای برای فعالان این صنف شریف دارد ؟ تقریباً هیچ !
نکته مهم دیگر شکل مدیریت این عزیزان است که با هیچ متر و مقیاسی نمیتوان آن را پذیرفتنی دانست و بدیهی است افکار عمومی نیز از این بیتدبیریها آگاهی دارد و نسبت به آینده چندان امیدوار نیست، در چنین شرایطی چگونه میتوان از رسانهها توقع داشت امیدآفرینی کنند ؟
توصیه من بهعنوان فردی که سالها در کسوت فعال رسانه از یکسو با مردم و از دیگر سو با مدیران، ارتباط مستمر دارم، به مدیران ارشد و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی این است که طرحی نو دراندازند و روشهای تاریخگذشته مدیریتی را تغییر دهند.
طی چند سال اخیر دولت و مجلس تقریباً همه برنامههای حمایتی خود را از سر رسانههای مکتوب برداشته است و عزیزانی که عاشقانه در این حوزه فعالیت میکنند را در سرگردانی رها کردهاند.
- نویسنده : مهدی روحی










































































































































































































