نگاه ویژه به مفهوم بازآفرینی شهری از ابتدای دولت دوازدهم
نگاه ویژه به مفهوم بازآفرینی شهری از ابتدای دولت دوازدهم

    ماهور مهراد کیفیت زندگی شهری بویژه در یک سال گذشته یکی از مهم‌ترین حوزه های مطالعات شهری در کشور ما به شمار می رود که دارای مؤلفه های چندگانه ی اجتماعی، محیطی و اقتصادی است. توجه به این شاخص در شهرها به دلیل نقش آن به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامه […]

 

 

ماهور مهراد
کیفیت زندگی شهری بویژه در یک سال گذشته یکی از مهم‌ترین حوزه های مطالعات شهری در کشور ما به شمار می رود که دارای مؤلفه های چندگانه ی اجتماعی، محیطی و اقتصادی است. توجه به این شاخص در شهرها به دلیل نقش آن به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامه ریزی شهری و بطور کلی تعیین میزان قابل زیست بودن شهرها فزونی یافته است. در شهرهای کشور، بافت های فرسوده از جمله مناطق شهری هستند که آهنگ تحولات کالبدی و رونق اقتصادی- اجتماعی آنها با سایر نقاط شهری مطابقت نداشته و سطح کیفی زندگی در آنها به سبب فرسودگی تنزل چشمگیر می یابد.
این در حالی است که توسعه شهری زمانی می تواند در جهت پایداری قرار گیرد که بتواند راهکارهایی مشخص، برای تامین مطلوب نیازهای خدماتی ساکنان ارائه دهد، بنابراین به علت نگرش بخشی، ضعف ساختاری مدیریت شهری و فقدان مشارکت مردمی، سازمان‌های خدمات رسان شهری نتوانستند به صورت کارا به توزیع فضایی عادلانه خدمات بپردازند.
در چند سال اخیر بسیاری از مناطق فرسوده حاشیه ای در ایران به شهر مجاور خود پیوسته اند تا از خدمات گسترده تر شهری برخوردار شوند اما مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران در اینباره معتقد است که خدمات شهری در مناطق حاشیه نشین شهرها باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
مهدی عبوری با تاکید بر اینکه الحاق محدوده به شهرها مشکلی از ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی و مناطق حاشیه نشین حل نمی‌کند، اظهار داشت: مشکلات این مناطق باید با ارائه یک برنامه راهبردی حل شود. وی تاکید کرد: مدیریت شهری باید در ارائه خدمات شهری در سکونتگاه‌های غیررسمی نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا شرایط زندگی برای مردم در این مناطق تسهیل شود. عبوری با بیان اینکه ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی اغلب از افراد دهک‌های پایین جامعه هستند، عنوان کرد: متأسفانه به دلیل عدم نظارت دستگاه‌های ذیربط، جمعیت به حاشیه شهرها سرازیر شده است. بنابراین در بهسازی و توانمندسازی سکونتگاه‌های غیر رسمی توسط دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط، فراهم کردن خدمات شهری، باید مورد توجه قرار گیرد.
این در حالی است که توجه بیشتر به اجرای طرح‌های بازآفرینی شهری و در نتیجه بازگشت ساکنان به محلات با ارزش و قدیمی، می‌تواند در جذب بیشتر گردشگر نیز موثر باشد. اما چنین اقدامی بر کیفیت زندگی شهروندان نقش پررنگی خواهد گذاشت و این از اهمیت بیشتری برخوردار است.
گفتنی است که نخستین گام های شكل گیری طرح بازآفرینی شهری به ابتدای دولت یازدهم بر می گردد. براساس ماده ۱۶ قانون حمایت از احیا، بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و ناكارآمد شهری و با هدف جلب همكاری و مشاركت كلیه دستگاه های ذیربط در فرآیند بازآفرینی پایدار، محدوده ها و محله های هدف و به پیشنهاد مشترك وزارتخانه های راه و شهرسازی (شركت عمران و بهسازی شهری ایران) و وزارت كشور، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و شورای عالی استان ها، سند ملی راهبردی احیا، بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و ناكارآمد شهری در جلسه ۱۶/۰۶/۱۳۹۳ هیئت دولت مورد تصویب قرار گرفت. دولت به منظور عملیاتی كردن سند مذكور در روز پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ با دستور مستقیم رئیس جمهوری برنامه ملی بازآفرینی شهری «امید » را با هدف نوسازی بافت‌های فرسوده، بهسازی سكونت‌گاه‌های غیررسمی و حاشیه شهری و احیا بافت‌های تاریخی در سراسر كشور از جمله تهران آغاز گرد. همچنین راهكارهای اجرایی برنامه ملی بازآفرینی شهری پایدار با هدف احیا، بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و ناكارآمد شهری در جلسه یكشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۷ هیئت وزیران به ریاست حجت الاسلام والمسلمین دكتر روحانی رییس جمهوری، مورد بررسی قرار گرفت. اجرای طرح بازآفرینی شهری همچون سایر طرح ها در راه رسیدن به اهداف مورد نظر با چالش ها و مشكلاتی مواجه است كه اگر نگوییم مانع اجرای آن می شوند، دست كم حركت آن را كند خواهند كرد. از این رو با وجود اهداف خوب و مناسبی كه در این طرح آمده، تحقق آنها بدون شك منوط به رفع چالش و مشكلات مذكور است.
بمابراین بازآفرینی به مفهوم تكامل مجموعه نگاه ها است. در سطح كلان، چیزی حدود هفتاد تا هشتاد سال، یعنی از ۱۹۶۰به این طرف است كه بحث بازآفرینی در دنیا مطرح شده است.
در ابتدای تولد این رویكرد، محلات تاریخی بیشتر مورد توجه بود. به دلیل فرسودگی و پیری بافت و ارگان های شهری معمولا این محلات رها می شدند. در نظریه دوایر متحدالمركز ‹ارنست برجس› این قلمروها برابر است با منطقه انتقالی. یعنی محدوده و محله، ارزش پیشین خود را از دست می داد و به محل استقرار تازه واردین و مهاجرین تبدیل می شد. به مرور بر این فرسودگی و ناكارآمدی افزوده می گشت. حتی ممكن بود موضوع زوال شهری در این عرصه ها به وجود بیاید، كه در عمل به معنای زوال كالبدی و اقتصادی، فرسایش اجتماعی و از بین رفتن امكان زندگی معمول و مرسوم در این محلات بود. این امر، عموما در شهرهای بزرگ و صنعتی مطرح بود. از یك سو، در این شهرها افزایش جمعیت اتفاق افتاد، و از سوی دیگر با افزایش جمعیت زمین در همه شهرهای دنیا به ویژه در شهرهای بزرگ محدودتر و باید هزینه هنگفتی بابت زمین پرداخت شود. بنابر این، دولت ها، انجمن ها و شوراهای شهر به این فكر افتادند كه نباید از این عرصه ها غفلت كرد. مهمتر اینكه چنین مناطقی به مثابه زخمی بودند بر پیكر این شهرها و قاعدتاً باید برای آنها فكری می شد.
ایده و رویكرد بازسازی، نوسازی و زنده سازی قبلا مطرح شده بود، منتها در این ایده ها یك سری اشكالات و خلاء هایی وجود داشت كه رویكرد بازآفرینی آمده بود تا آنها را برطرف سازد. تمام تلاش بازآفرینی خلق فضاها و مكان های شهری است كه مردم برای دو چیز طالب آن هستند؛ برای زندگی استاندارد و برای كار. مردم فضای شهری را برای این دو كاركرد می خواهند، هرچند موارد دیگری چون فراغت در عرصه های عمومی در كنار این دو كاركرد مورد نظر است.
این در حالی است که اسكان بشر سازمان ملل پیش بینی كرده است كه در سال ۲۰۵۰ میلادی حدود هفتاد درصد جمعیت دنیا در نقاط شهری اسكان پیدا خواهند كرد. در كشور ما نیز در طول ۱۰۰ سال گذشته تركیب جمعیتی كاملاً برعكس شده است. یعنی در انقلاب مشروطه حدود ۸۵ درصد جمعیت ایران روستایی و عشایری بوده و اكنون حدود ۷۶ جمعیت در نقاط شهری زندگی می كنند و این روند رو به گسترش است.
بنابر این تعداد زیادی از شهرهای كشور به ویژه ۱۰شهر اول مثل اصفهان، شیراز، كرمان، تهران، یزد و … به دلیل اقلیم و مصالح و موادی كه برای معماری شهر ایرانی-اسلامی استفاده می شود كه در آن از مواد و مصالح سنتی مثل خشت و گل و مصالح آسیب پذیرتر استفاده شده و كمتر مصالح با دوام تری مثل سنگ و دیگر مصالح امروزی تر به كار رفته است، نیازمند بازآفرینی هستند. این عرصه ها بسیار وسیع است به طوری كه برآورد می شود حدود ۷۰ هزار هكتار و جمعیتی حدود ۱۰میلیون نفر در ایران در این عرصه ها زندگی می كنند.