تراموا در تهران نه پروژهای کاملاً شکستخورده است و نه راهحلی جادویی برای بحران ترافیک؛ بلکه طرحی است که میان «امکان» و «محدودیت» معلق مانده و نیازمند قضاوتی واقعبینانهتر از دوگانهی موفق یا ناموفق است.
مجید باقری معاون برنامه ریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورای شهرداری تهران در سیصد و هشتاد و پنجمین جلسه شورا در جریان بررسی گزارش حسابرسی شرکت راه آهن شهری تهران و حومه برای سال ۱۴۰۳ با بیان اینکه نگرانی هایی در صحن در مورد هزینه ها مطرح شد، اظهار کرد: قطعاً و یقیناً ورود تراموا به تهران هیچ هزینه ای برای شهرداری تهران نداشته است. ما ضمانت نامه برای به امانت گرفتن تراموا داده ایم. چین متعهد شده کل اقدامات را برای حمل و نقل انجام دهد و هیچ هزینه ای برای ما نداشته است.
وی افزود: پروژه تراموا شکست نخورد و تست های آن مثبت بود اما به واسطه احترام به توصیه های آقای چمران شهرداری گزینه دیگری را دنبال کرد. مطالعات تراموا در معابر تهران مثبت بود و شکست خورده نیست.
باقری با تأکید بر اینکه اگر شهرداری یک ریال از اعتبارات را برای تراموا هزینه کرده برگردانده می شود، اظهار کرد: کل هزینه ها در این خصوص برعهده چین بوده است. پس از بازگشت ضمانت نامه به شهرداری تمام هزینه ها به مدیریت شهری بازمی گردد. لذا قویاً تأکید می کنم ورود تراموا به تهران هیچ هزینه ای برای ما نداشت.
وی ادامه داد: اینکه بگوییم اموال شهرداری را به تاراج بردند و پروژه تراموا شکست خورد، درست نیست. تست تراموا مثبت بود اما ترجیح داده شد که از مدل دیگری استفاده شود.
اظهارات مجید باقری بیش از هر چیز تلاشی است برای پاسخ به دو انتقاد اصلی؛ نخست، نگرانی درباره هزینهها و دوم، تلقی شکست پروژه. تأکید مکرر او بر اینکه ورود تراموا هیچ هزینهای برای شهرداری نداشته و تمام فرآیند تست و مطالعات با تعهد طرف چینی انجام شده، نشان میدهد یکی از ضعفهای جدی مدیریت شهری در این پروژه، نه در اجرا بلکه در «اقناع افکار عمومی» بوده است. در شهری که شهروندان هر پروژه نیمهتمام یا تغییر مسیر داده را معادل اتلاف منابع میدانند، طبیعی است که تست تراموا بدون ادامه عملیاتی، بهعنوان شکست تعبیر شود؛ حتی اگر از نظر فنی نتایج مثبت بوده باشد.
از منظر تحلیلی، تراموا مزایای قابلتوجهی برای شهری مانند تهران دارد. تراموا نسبت به مترو ارزانتر است، زمان ساخت کوتاهتری دارد، آلایندگی کمتری ایجاد میکند و بهویژه در محورهای پرتردد سطحی میتواند نقش مکمل مترو و اتوبوس را ایفا کند. تجربه بسیاری از شهرهای اروپایی و حتی برخی کلانشهرهای آسیایی نشان میدهد که تراموا میتواند به بازآفرینی شهری، کاهش استفاده از خودروی شخصی و افزایش جذابیت حملونقل عمومی کمک کند. تستهای مثبت انجامشده در معابر تهران نیز مؤید آن است که از نظر فنی، حرکت تراموا در شبکه معابر پایتخت ناممکن یا غیرعملی نیست.
اما در مقابل، بدیها و چالشها دقیقاً از همان جایی آغاز میشود که تهران با دیگر شهرها تفاوت دارد. تهران شهری است با تراکم بالای ترافیک، عرض محدود بسیاری از معابر، شبکهای از تأسیسات زیرسطحی پیچیده و فرهنگ رانندگی خاص. ورود تراموا به معابر سطحی، بهمعنای بازتوزیع فضای خیابان است؛ یعنی یا باید از فضای خودروهای شخصی کاسته شود یا خطوط ویژه جدیدی ایجاد شود. این تصمیم، بیش از آنکه فنی باشد، سیاسی و اجتماعی است و نیازمند شجاعت مدیریتی و اجماع عمومی. بدون این اجماع، هر خط تراموا میتواند به کانون جدیدی از نارضایتی تبدیل شود.
چالش دیگر، یکپارچگی سیستم حملونقل است. تهران هماکنون با مشکلات متعددی در هماهنگی میان مترو، اتوبوسهای تندرو، تاکسیها و ناوگان شخصی روبهروست. افزودن تراموا بدون طراحی دقیق برای اتصال آن به این شبکه، خطر تبدیلشدن به یک سیستم جزیرهای را دارد؛ سیستمی که نه بار اصلی سفرها را بر دوش میکشد و نه توجیه اقتصادی بلندمدت خواهد داشت. از این منظر، کنار گذاشتن موقت تراموا و حرکت به سمت «مدل دیگر» همانطور که باقری اشاره میکند میتواند نشانهای از احتیاط مدیریتی باشد، نه الزاماً عقبنشینی.
مسئله وابستگی خارجی نیز از دیگر نقاط حساس پروژه است. هرچند تأکید میشود که تمام هزینهها بر عهده چین بوده، اما تجربه پروژههای مشابه نشان داده است که در صورت ورود به فاز اجرا، تأمین قطعات، تعمیر و نگهداری و حتی آموزش نیروی انسانی میتواند وابستگیهای بلندمدت ایجاد کند. در شرایط اقتصادی و تحریمی ایران، این وابستگی باید پیشاپیش سنجیده و مدیریت شود، وگرنه مزیت «هزینه اولیه صفر» در بلندمدت رنگ میبازد.
در نهایت، پروژه تراموا را باید نه با عینک حسابرسی صرف و نه با هیجان فناوریمحور قضاوت کرد. تستهای مثبت، بهمعنای امکان فنی است، اما امکان فنی الزاماً به معنای ضرورت اجرایی نیست. همانقدر که نمیتوان برچسب شکست به این طرح زد، نمیتوان چشم بر چالشهای واقعی آن بست. تهران امروز بیش از هر چیز نیازمند یک استراتژی منسجم حملونقل عمومی است؛ استراتژیای که مشخص کند تراموا اگر قرار است بیاید، دقیقاً کجا، برای چه کسانی و با چه هدفی خواهد آمد.
اظهارات معاون شهرداری اگر یک پیام اصلی داشته باشد، این است که پرونده تراموا هنوز بسته نشده است. این پروژه نه هزینهای تحمیل کرده و نه دستاوردی قطعی به جا گذاشته، اما تجربهای فراهم کرده که میتواند مبنای تصمیمگیریهای دقیقتر آینده باشد. قضاوت نهایی درباره تراموا، نه در صحن شورا و نه در گزارشهای حسابرسی، بلکه در توان مدیریت شهری برای پاسخ به چالشهای ساخت، اجرا و پذیرش اجتماعی آن رقم خواهد خورد.










































































































































































































