اسکی ورزشی برای همه / پیش به سوی انقلابی برای همگانی شدن ورزش‌های زمستانی
اسکی ورزشی برای همه / پیش به سوی انقلابی برای همگانی شدن ورزش‌های زمستانی
در حالی‌که در بسیاری از کشورها، اسکی به عنوان یکی از مردمی‌ترین و پاک‌ترین ورزش‌های زمستانی شناخته می‌شود، در ایران همچنان برچسب «لاکچری» بر پیشانی آن نشسته است.

این ذهنیت غلط نه‌تنها مانع از گسترش این ورزش شده، بلکه فرصت‌های بزرگ زیست‌محیطی، اقتصادی و فرهنگی را هم از بین برده است. حالا زمان آن رسیده تا نگاهی تازه و عادلانه به اسکی و نقش آن در زندگی ایرانی‌ها داشته باشیم.

در نگاه نخست، شاید اسکی با تصویر پیست‌های سفید، لباس‌های برند، و اقامتگاه‌های گران‌قیمت در ذهنمان گره خورده باشد؛ ورزشی زمستانی که بیشتر به چشم نوعی تفریح اشرافی دیده می‌شود تا رشته‌ای برای همگان. اما واقعیت این است که اسکی، اگر از پوسته‌ی لاکچری‌بودن بیرون بیاید و در بستر واقعی خود قرار گیرد، می‌تواند یکی از پاک‌ترین، زیباترین و مردمی‌ترین ورزش‌ها در ایران باشد؛ ورزشی که هم به سلامت جسمی و روحی انسان خدمت می‌کند و هم در ذات خود پیوندی عمیق با محیط زیست دارد.

اسکی و طبیعت؛ رابطه‌ای از جنس احترام

اسکی برخلاف بسیاری از ورزش‌های پرمصرف و آلاینده، ریشه در بطن طبیعت دارد. این ورزش از دل برف و کوه و سکوت زاده شده است. کسی که اسکی می‌کند، در واقع در میان طبیعت زندگی می‌کند، نه بر ضد آن. اما نکته‌ای که گاهی فراموش می‌شود این است که توسعه‌ی بی‌برنامه‌ی پیست‌ها، استفاده‌ی بیش از حد از ماشین‌های برف‌کوب، و ساخت اقامتگاه‌ها بدون ارزیابی زیست‌محیطی می‌تواند به همان طبیعتی آسیب بزند که اسکی از آن تغذیه می‌کند.

در کشورهای توسعه‌یافته، حفظ تعادل میان توسعه‌ی گردشگری زمستانی و بقای محیط‌زیستی در اولویت است. آن‌ها از انرژی‌های پاک برای روشنایی و حمل‌ونقل در پیست‌ها استفاده می‌کنند، درختان اطراف را قطع نمی‌کنند، و سیستم‌های بازیافت برف مصنوعی دارند تا آب مصرفی را بازگردانند. در ایران نیز اگر بخواهیم اسکی را جدی بگیریم، باید این نگاه را از ابتدا وارد ساختار آن کنیم. هدف نباید صرفاً ساخت پیست‌های بیشتر باشد، بلکه باید پیست‌هایی بسازیم که دوستدار محیط زیست باشند؛ پیست‌هایی که در کنار ایجاد شور و نشاط زمستانی، ضامن بقاء کوهستان و حیات وحش نیز باشند.

اسکی و فاصله‌ی طبقاتی؛ مانع ناپیدای توسعه

یکی از دلایل عقب‌ماندگی این ورزش در ایران، نگاه طبقاتی به آن است. در ذهن بسیاری از مردم، اسکی ورزشی مخصوص ثروتمندان است؛ رشته‌ای که تنها در پیست‌های معروف شمال تهران معنا دارد و با هزینه‌های گزاف اجاره وسایل، آموزش و بلیت ورودی همراه است. نتیجه‌ی این تصور غلط آن است که جوانان علاقه‌مند از طبقه‌ی متوسط یا پایین، حتی اگر در شهرهای سردسیر زندگی کنند، هرگز فرصتی برای تجربه‌ی این ورزش پیدا نمی‌کنند.

اما اگر با نگاهی ملی و فراگیر به موضوع نگاه کنیم، درمی‌یابیم که اسکی فقط یک تفریح گران‌قیمت نیست، بلکه یک ظرفیت اجتماعی و اقتصادی بزرگ است. شهرهایی مانند اردبیل، همدان، چهارمحال‌وبختیاری، آذربایجان شرقی و غربی، کردستان و …. زمستان‌هایی طولانی و کوه‌هایی برفی دارند که می‌توانند با اندکی برنامه‌ریزی و حمایت، به قطب‌های جدید ورزش‌های زمستانی تبدیل شوند.

پراکندگی جغرافیایی پیست‌ها؛ فرصتی برای عدالت ورزشی

تمرکز امکانات در تهران، سال‌هاست که آفت بسیاری از رشته‌های ورزشی کشور شده است. اسکی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در حالی‌که صدها قله و دامنه در سراسر ایران از آبان تا فروردین پوشیده از برف هستند، تنها چند پیست رسمی فعال داریم. اگر هر استان بتواند با حمایت شهرداری، اداره‌ی ورزش و جوانان و با جذب اسپانسرهای محلی، یک پیست استاندارد کوچک یا متوسط احداث کند، هم عدالت ورزشی برقرار می‌شود و هم فرصت‌های اشتغال و گردشگری زمستانی افزایش می‌یابد. در این میان، نقش مردم محلی بسیار حیاتی است. مردم باید باور کنند که این ورزش متعلق به آن‌هاست؛ که اسکی، تفریحی برای همه‌ی کسانی است که به کوه و برف عشق می‌ورزند، نه فقط صاحبان خودروهای لوکس. مشارکت مردم در نگهداری، آموزش و حتی ساخت امکانات اولیه، می‌تواند روح جمعی تازه‌ای به این ورزش ببخشد.

اسپانسرها و مسئولیت اجتماعی

در کشورهای موفق در توسعه‌ی ورزش‌های زمستانی، بخش خصوصی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. شرکت‌های بزرگ نه‌تنها برای تبلیغ برند خود، بلکه برای ایفای مسئولیت اجتماعی وارد عمل می‌شوند. در ایران نیز می‌توان از این الگو الهام گرفت. اگر هر استان بتواند با جلب همکاری صنایع محلی، شرکت‌های تولیدی یا بانک‌ها، بخشی از هزینه‌های زیرساختی اسکی را از طریق حمایت مالی و تبلیغاتی تأمین کند، هم پیست‌ها توسعه می‌یابند و هم شرکت‌ها تصویری مثبت از خود در ذهن مردم می‌سازند.

اسکی، بر خلاف ظاهر گرانش، می‌تواند به صنعتی سودآور تبدیل شود: آموزش کودکان و نوجوانان، فروش تجهیزات داخلی، مسابقات بومی، تورهای گردشگری و ایجاد اقامتگاه‌های سازگار با طبیعت، همگی فرصت‌هایی هستند که می‌توانند به رونق اقتصادی مناطق سردسیر کشور منجر شوند.

اسکی و آموزش زیست‌محیطی

ورزش اسکی یک مدرسه‌ی طبیعی است. در دل کوهستان، انسان دوباره به یاد می‌آورد که چقدر کوچک است در برابر عظمت طبیعت. این حس فروتنی و احترام، اگر در آموزش اسکی گنجانده شود، می‌تواند تبدیل به فرهنگی پایدار شود. باید در کنار آموزش فنی، اصول حفظ محیط زیست را نیز به اسکی‌بازان آموخت: چگونه زباله‌های خود را بازگردانند، چگونه از مسیرهای طبیعی خارج نشوند، و چگونه سکوت کوهستان را حفظ کنند. در برخی کشورها، حتی مسابقات تحت عنوان «اسکی سبز» برگزار می‌شود که شرکت‌کنندگان موظف‌اند از تجهیزات قابل‌بازیافت و روش‌های دوستدار محیط زیست استفاده کنند. چنین ایده‌هایی در ایران نیز می‌تواند آغازگر موج تازه‌ای از آگاهی و مسئولیت باشد.

راهکارهایی برای توسعه و دیده‌شدن اسکی در ایران

اگر بخواهیم اسکی از دایره‌ی محدود فعلی خارج شود، باید هم در حوزه‌ی رسانه و هم در سطح آموزش عمومی گام‌های تازه‌ای برداشت. نخست، رسانه‌های ملی و محلی باید تصویر واقعی این ورزش را بازنمایی کنند؛ نه تصویری از تفریح ثروتمندان، بلکه روایتی از نشاط، طبیعت و هم‌زیستی انسان با برف. دوم، باید آموزش اسکی به مدارس مناطق سردسیر راه پیدا کند. بسیاری از کشورها، آموزش پایه‌ی اسکی را از دوره‌ی ابتدایی آغاز می‌کنند و این باعث می‌شود که نسل جدید با آن انس بگیرد.

در کنار این، فدراسیون اسکی می‌تواند با برگزاری «روز ملی اسکی» در هر زمستان، مردم را به حضور رایگان یا کم‌هزینه در پیست‌ها تشویق کند. همچنین توسعه‌ی باشگاه‌های محلی، برگزاری تورهای دانشجویی، و حمایت از ورزشکاران نوجوان در مناطق برفی می‌تواند مسیر حرفه‌ای‌شدن را تسهیل کند.

شبکه‌های اجتماعی نیز نقشی مهم در تغییر ذهنیت دارند؛ با حضور فعال ورزشکاران، مربیان و علاقه‌مندان در فضای مجازی، می‌توان فرهنگ جدیدی از اسکی به عنوان ورزشی پاک، شاد و در دسترس برای همه ساخت. در نهایت، اگر آموزش، اطلاع‌رسانی، سرمایه‌گذاری محلی و باور مردمی در کنار هم قرار گیرند، اسکی در ایران نه‌تنها زنده می‌ماند، بلکه می‌تواند به نماد آشتی انسان و طبیعت تبدیل شود.

اسکی، پلی میان انسان و زمین

در نهایت، اسکی تنها یک ورزش نیست؛ نوعی بازگشت است، بازگشت انسان مدرن به سکوت کوه، به سرمای زلال برف، و به درک دوباره از زیبایی‌های زمینی که خانه‌ی ماست. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که طبیعتش زیر فشار صنعت و آلودگی نفس می‌کشد. ورزش‌هایی مانند اسکی می‌توانند ما را دوباره به زمین پیوند دهند، به شرط آنکه نگاه‌مان را از تجمل به معنا تغییر دهیم.

زمان آن رسیده است که اسکی از دایره‌ی لوکس‌بودن خارج شود و به جریان زندگی مردم عادی وارد گردد. این رسالت، تنها با تغییر نگرش ممکن است؛ با اینکه شهرداری‌ها و اداره‌های تربیت‌بدنی، به جای صرف هزینه در تبلیغات بی‌اثر، بودجه‌ای برای آموزش و تجهیز پیست‌های محلی اختصاص دهند؛ با اینکه مردم محلی به طبیعت خود به چشم منبع درآمد نگاه نکنند، بلکه آن را سرمایه‌ی فرهنگی و زیست‌محیطی خود بدانند؛ و با اینکه رسانه‌ها، چهره‌ی واقعی اسکی را به جامعه نشان دهند: ورزشی ساده، پاک و مردمی.

 

  • نویسنده : معصومه خزایی