در خصوص مهمترین مشکلات دارویی امروز کشور، پای صحبتهای دکتر محمدرضا جلالی، عضو هیئت مدیره انجمن درمانگران سوء مصرف استان تهران، نشستهایم؛ متن کامل ین گفتوگو را با هم میخوانیم.
مهمترین مشکلی که مردم در برخورد اول با دارو تجربه میکنند چیست؛ کمبود، قیمت، کیفیت یا بیاعتمادی؟ کدامیک خطرناکتر است؟
ما در حوزه داروهای آگونیست فعالیت میکنیم. در این حوزه، از نظر کیفیت، همه شرکتها ملزم به رعایت استانداردهای مشخصی هستند و نظارت سازمان غذا و دارو بر فرآیند تولید وجود دارد. بنابراین، کیفیت داروها عموماً در یک بازه قابل قبول قرار دارد؛ هرچند ممکن است تفاوتهایی میان محصولات شرکتها دیده شود، اما چارچوبهای استاندارد برای همه یکسان است. مسئله اصلی امروز، بیش از آنکه کیفیت باشد، دسترسی به دارو است. بخشی از این مشکل به کمبود دارو بازمیگردد و بخش دیگر به افزایش شدید قیمتها؛ بهطوری که حتی در مواردی که دارو موجود است، قدرت خرید بیماران برای تهیه آن وجود ندارد.
بیماران خاص (مثل بیماران سرطانی یا صعبالعلاج) امروز چه تفاوتی در تجربهشان از دارو نسبت به چند سال قبل احساس میکنند؟
متأسفانه وضعیت نسبت به گذشته بسیار بدتر شده است. در حوزه داروهای آگونیست با کمبود مواجه هستیم و در عین حال قیمتها بهشدت افزایش یافتهاند. این شرایط در مورد داروهای وارداتی بهمراتب بحرانیتر است؛ چراکه با تغییرات نرخ ارز، قیمتها جهش چشمگیری داشتهاند. بهعنوان نمونه، گاهی هزینه ماهانه شیمیدرمانی یک بیمار مبتلا به سرطان به بیش از ۵۰۰ میلیون تومان میرسد که رقم بسیار سنگینی برای خانوادههاست.
به نظر شما کمبودهای دارویی امروز بیشتر ریشه در مسائل اقتصادی دارد یا مدیریتی؟
دلایل این وضعیت، ترکیبی از عوامل مختلف است. بخشی از مشکلات قطعاً ناشی از سوءمدیریت است و بخشی دیگر به تحریمها، بهویژه تحریمهای ارزی و چالشهای سیاست خارجی، بازمیگردد.
اگر یک روز به شما اختیار کامل داده شود تا فقط یک تصمیم فوری برای بهبود وضعیت دارو بگیرید، آن تصمیم چیست؟
در کوتاهمدت، ناگزیر هستیم واردات امن، بهموقع و باکیفیت دارو را تضمین کنیم. اما در میانمدت و بلندمدت باید به سمت تقویت تولید داخل حرکت کنیم تا امنیت دارویی کشور فراهم شود و سلامت مردم به نوسانات ارزی گره نخورد.
نقش داروسازان و داروخانهها را در بحرانهای اخیر چطور ارزیابی میکنید؟ آیا آنها قربانیاند یا بخشی از مسئله؟
در این میان، برخی از فعالان حوزه دارو بیش از دیگران از شرایط موجود آسیب دیدهاند. البته بخشی از مشکلات نیز به سیاستها و تصمیمات سازمان غذا و دارو بازمیگردد. با این حال، باید توجه داشت که مدیران این سازمان و شرکتهای دارویی نیز عمدتاً داروساز هستند و از بدنه همین صنف به شمار میروند. در واقع، داروخانهها و فعالان داروسازی در شرایط فعلی بیش از آنکه عامل بحران باشند، قربانی آن هستند.
ورود داروهای خارجی و تولید داخل امروز بیشتر به نفع بیمار تمام میشود یا نظام دارویی؟ چرا؟
در حوزه واردات دارو باید تفکیک قائل شد. در برخی زمینهها که مشابه داخلی وجود ندارد، واردات یک الزام است. اما در برخی حوزهها، بهویژه مکملها، واردات گستردهای انجام میشود در حالی که نیاز چندانی به آن وجود ندارد. برای مثال، در مورد مولتیویتامینها یا نوروبیونها، کیفیت نمونههای داخلی تفاوت محسوسی با نمونههای خارجی ندارد.
در مقابل، در برخی داروها مانند آنتیبیوتیکها، داروهای هورمونی یا داروهای قلبی و فشار خون، گاهی تفاوت معناداری میان کیفیت داروی داخلی و خارجی دیده میشود؛ بهگونهای که دوزی از داروی داخلی نمیتواند بیماری را همانند نمونه خارجی کنترل کند. در چنین مواردی، بهتر است اجازه واردات داده شود و همزمان تولیدکنندگان داخلی از طریق رقابت، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند.
اگر این روند مشکلات دارویی ادامه پیدا کند، به نظر شما ۵ سال دیگر مردم با چه نوع بحرانی روبهرو خواهند شد؟
آینده صنعت داروسازی کشور تا حد زیادی به عملکرد مدیران این حوزه بستگی دارد. اگر مدیران وزارت بهداشت و صنعت داروسازی عملکرد مثبتی داشته باشند، میتوان کیفیت داروها را افزایش داد و صادرات را توسعه بخشید. کشور ما از مزیتهای رقابتی قابل توجهی مانند نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده برخوردار است. اما اگر نگاه مدیران کوتاهمدت و مبتنی بر منافع مادی لحظهای باشد، این صنعت ممکن است بهتدریج دچار افول شود. همچنین اعطای مجوز واردات داروهای خارجی با پورسانتهای بالا میتواند ضربه جدی به صنعت داخلی وارد کند.
چرا مسئله دارو تقریباً همیشه در شرایط بحرانی مطرح میشود و هیچوقت به «ثبات» نمیرسد؟
دارو کالایی حیاتی است و نمیتوان آن را با سایر اقلام مصرفی مقایسه کرد. کمبود میوه یا لوازم خانگی، هرچند آزاردهنده است، اما جان انسانها را به خطر نمیاندازد. در حالی که نبود دارو میتواند منجر به عوارض جدی و حتی مرگ بیمار شود. برای مثال، وقتی انسولین یک بیمار دیابتی تأمین نشود، نمیتوان از او خواست صبر کند؛ چراکه ممکن است به کما برود یا جان خود را از دست بدهد. از اینرو، تأمین داروهای مورد نیاز جامعه یک موضوع کاملاً استراتژیک و حیاتی است.
فناوری و داده (مثل نسخه الکترونیک) چقدر توانسته به حل مشکلات دارو کمک کند و کجا شکست خورده است؟
این مسئله مربوط به مدیریت تقاضا و سازمانهای بیمه است. سازمانهای بیمهگر نقش مستقیمی در تولید دارو ندارند، اما میتوانند از طریق مدیریت تقاضا و کاهش هزینهها تأثیرگذار باشند. با این حال، نقش آنها در خودِ فرآیند تولید دارو چندان پررنگ نیست.
در پایان اگر نکتهای دارید برایمان بگویید.
متأسفانه در ماههای اخیر، بهدلیل بیتدبیریهای صورتگرفته، تولید برخی داروها از جمله داروهای آگونیستی، مسکنها و داروهای مخدر با چالشهای جدی مواجه شده است. این مسئله تبعات منفی گستردهای دارد؛ برای مثال، بیمارانی که تحت درمان آگونیستی قرار دارند، در صورت قطع دارو ممکن است دوباره به دام اعتیاد بازگردند. این امر میتواند به افزایش آسیبهای اجتماعی و جرائم منجر شود. از این رو، وزارت بهداشت باید حل این معضل را در اولویت بسیار بالایی قرار دهد و با تمام توان برای تأمین و در دسترس قرار دادن این گروه از داروها اقدام کند.





























































































































































































































