بهروزآذر از حضور نخستین مدیرکل زن در معاونت سیاسی وزارت خارجه و افزایش تعداد سفیران زن سخن گفت؛ تحولی که در سطح نمادین نشاندهنده حرکت دستگاه دیپلماسی به سمت تنوع جنسیتی است. اما اهمیت این موضوع فقط به نمادها محدود نمیشود؛ زیرا افزایش حضور زنان متخصص در ساختارهای تصمیمسازی، میتواند دامنه تحلیلها، حساسیتها و سبک تعامل دیپلماتیک را متنوعتر کند.
راهاندازی دفتر اتحادیه تجاری زنان بریکس و سازماندهی گروهی از بانوان توانمند برای نمایندگی ایران در این سازوکار جدید، از دیگر نکات کلیدی سخنان اوست؛ اقدامی که میتواند مسیر تازهای برای ورود زنان به شبکههای بینالمللی تجارت باز کند—مسیرهای که پیش از این اکثراً در اختیار نهادهای مردانه بود.
بهروزآذر اعلام کرد تاکنون ۲۱ انتصاب با حکم رئیسجمهور، ۲۸ معاون وزیر و مجموعاً ۶۵ مدیر زن در دولت چهاردهم فعال هستند؛ آماری که او آن را «بیسابقه» میداند. هرچند افزایش تعداد زنان در مدیریت، نکتهای مثبت و قابلتوجه است، اما واقعیت مهمتر، کیفیت اثرگذاری و گستره تصمیمسازی آنان است.
عددها مهماند، اما کافی نیستند؛ آنچه اهمیت دارد «بقا در ساختار»، «توان چانهزنی»، «اختیار واقعی» و «اثرگذاری سیاستی» است؛ بخشهایی که معمولاً کمتر دربارهشان گزارش شفاف منتشر میشود.
بهروزآذر بار دیگر به مسئله «سیاهنمایی درباره زنان ایران» اشاره کرد و گفت که بسیاری در جهان، موفقیتهای زنان ایرانی را باور نمیکنند. این گزاره، اگرچه در سطحی درست است، اما بخشی از واقعیت را نیز نادیده میگیرد.
در سالهای گذشته، تصویر زن ایرانی در رسانهها هم از بیرون مخدوش شده و هم از داخل دچار چندصدایی بوده است. از یکسو، برخی رسانههای خارجی تصویری تکبُعدی و سیاستزده ارائه کردهاند؛ از سوی دیگر، در داخل کشور نیز فقدان سیاستگذاری جامع، نبود روایت شفاف از پیشرفتها، و گاه محدودیتهای اجتماعی و حقوقی، خود به بازتولید تصویری منفی کمک کرده است.
«روایت واحد» اگر قرار باشد محصول یکسانسازی صداها باشد، خطرناک است؛ اما اگر معنایش انسجام پیام، شفافسازی دستاوردها و بیان صادقانه چالشها باشد، میتواند نقطهای مثبت در دیپلماسی عمومی ایران باشد.
بهروزآذر یکی از مدیرانی است که تلاش کرده سیاست زنان را از نگاه صرفاً فرهنگی خارج و به میدان اقتصاد، دیپلماسی و توسعه پیوند بدهد و ورود به سازوکارهای جدید مانند بریکس و تقویت حضور زنان در وزارت خارجه، از اقداماتی است که کمتر در دورههای قبل دنبال شده بود.
او از معدود مدیرانی است که آشکارا درباره «تصویرسازی ناقص از زن ایرانی» حرف میزند و این خود میتواند نقطه شروعی برای اصلاح باشد و اشاره او به زنان روستایی، عشایر و صاحبان مشاغل خانگی نشان میدهد نگاهش محدود به نخبگان نیست.
البته منتقدان میگویند تمرکز بیش از حد بر تعداد مدیران زن، ممکن است کیفیت و اثرگذاری واقعی آنها را پنهان کند. همچنین برخی نگراناند این مفهوم به معنای نادیدهگرفتن صداهای متفاوت زنان یا حذف مشکلات واقعی آنان باشد.
هرچند سخنان او پر از ایدههای مترقی است، اما پیادهسازی بسیاری از این ایدهها به هماهنگی بین چندین وزارتخانه نیاز دارد؛ هماهنگیای که همیشه وجود ندارد. در سطح جامعه، بخشی از زنان نسبت به سیاستگذاریهای دولتی بیاعتماد شدهاند. جلب این اعتماد نیازمند شفافیت و مشارکت واقعی است، نه صرفاً بیان دستاوردها.
سخنان بهروزآذر نشاندهنده تلاش دولت برای بازسازی تصویر زن ایرانی در سطح بینالمللی و افزایش مشارکت زنان در ساختار قدرت است. اما این مسیر بدون بررسی دقیق واقعیتها و بدون شنیدن همه صداها کامل نمیشود.
«روایت واحد» زمانی معنادار است که از دل تنوع تجربهها، چالشها و دستاوردهای واقعی ساخته شود؛ نه با حذف روایتهای دیگر، بلکه با کنار هم گذاشتن آنها در یک تصویر بزرگتر، صادقانهتر و انسانیتر.





























































































































































































































