آرین پارسی نژاد – روزنامه نگار / خبر غمانگیز غرق شدن یک خانواده پنجنفره ایرانی در پررفت و آمدترین آبراههای دنیا، جهانی را متاثر کرد. رسول ایراننژاد ۳۵ ساله به همراه سه فرزند و همسر خود در راه مهاجرت به انگلستان در کانال مانش – کانالی بین فرانسه و بریتانیا – […]
آرین پارسی نژاد –
روزنامه نگار /
خبر غمانگیز غرق شدن یک خانواده پنجنفره ایرانی در پررفت و آمدترین آبراههای دنیا، جهانی را متاثر کرد. رسول ایراننژاد ۳۵ ساله به همراه سه فرزند و همسر خود در راه مهاجرت به انگلستان در کانال مانش – کانالی بین فرانسه و بریتانیا – غرق شدند و این موضوع تیتر اول بیشتر رسانههای انگلیسی زبان شد. این در حالی بود که نه بخش های مختلف خبری در رسانه ملی، میلی به پرداختن به آن داشتند و نه روزنامه ها توجه چندانی به آن نشان دادند. گویا برای بسیاری از این رسانه های وطنی، آوارگی صدها و شاید هزاران هموطن و جان دادن غریبانه آنان در گوشه و کنار جهان از کمترین ارزش خبری برخوردار است.
به گزارش «جمله» خبر غرق شدن یک خانواده پنج نفره ایرانی در کانال مانش هرچند جهانیان را شوکه کرد و در رسانه های بین الملی بازتاب گسترده ای داشت، اما با کمترین واکنش ها در خاک مادری این قربانیان مواجه شد. گویا همانگونه که این خانواده ایرانی به رغم تمام دلبستگی های عاطفی، به دلیل فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی مجبور به دل بریدن از خاک خود کردند، خاک وطن نیز دل از آنان بریده بود که در سوگ آنان خم به ابرو نیاورد!
هویت اعضای خانواده کشته شده را رسول ایراننژاد ۳۵ ساله، شیوا محمد پناهی ۳۵ ساله، آنیتا ۹ ساله، و آرمین ۶ ساله، از سردشت، شهری در شمال غربی ایران، اعلام کرد.
مبین، پناهجوی ۲۳ ساله ایرانی که ماه گذشته با عبور از کانال مانش، خودش را به انگلستان رساند، گفت که تابستان این خانواده را در ترکیه دیده است. آنها برای جمع کردن پولی که برای رفتن از طریق یونان باید به قاچاقچیان میدادند، مشکل داشتند. او گفت: دو روز دیرتر از آنها حرکت کرده و تا یک روز پیش از غرق شدن این خانواده با شیوا در تماس بوده است.
مبین به ایندیپندنت گفت: «او از کاله برای من پیامک میفرستاد که هوا خراب است و نگران بچهها بود. آنها حدود یک ماه در کاله بودند و در یک چادر زندگی میکردند. به من گفته بود که از این وضعیت خسته شده و واقعا میخواهد به انگلستان برود.»
«من احساس آنها را درک میکنم. از یکسو از قایق و قاچاقچیها میترسیدند و از سوی دیگر حتی یک روز هم نمیتوانید در این وضعیت باقی بمانید. گرفتاری بزرگی است و گاهی مجبورید دل به دریا بزنید.»
مبین گفت شیوا و خانوادهاش میخواستند به برادرش در انگلستان ملحق شوند. وی در مورد این خانواده گفت: «رسول فردی خجالتی بود ولی شیوا پرتحرک بود و همیشه دنبال بهترین راهحل بود. او آنیتا را دختری باهوش و دوستداشتنی توصیف کرد و آرمین را پسری بازیگوش. او پسر نوزاد آنها، آرتین، که هنوز پیدا نشده، را بسیار دوستداشتنی توصیف کرد.» دفتر زندگی این خانواده ایرانی در سرزمینی غریب بسته شد و اما سوالی که همچنان در اذهان عمومی جهانیان باقی خواهد ماند این است که چه عواملی موجب می شود، یک شخص خاک و دیار خود را ترک کند و به خاکی بیگانه پناه ببرد.
جنگ زدگانی از کشوری بدون جنگ!
در طی ماه های گذشته خبرهای زیادی در خصوص وضعیت وخیم پناهجویان در مرزهای ترکیه و یونان منتشر شده است. بخش عمده ای از این پناهجویان را اتباع عراقی، سوری، افغانی و آفریقایی تشکیل می دهند که از جنگ ها و مناقشات خونین در کشورهای خود به امید زندگی در صلح راهی دیار غربت شده اند. اما در کنار این پناهجویان تعداد قابل توجهی اتباع و شهروندان ایرانی حضور دارند. شهروندانی که همچون جنگ زدگان، زندگی خود را به دوش می کشند و راهی اروپای آزاد می شوند. جایی که بتوانند آینده ای برای خود و فرزندانشان تصور کنند در حالی که در کشورشان هیچ جنگی در حال وقوع نیست!
مصطفی اقلیما جامعه شناس در واکنش به غرقشدن خانواده مهاجر سردشتی در مانش، گفت: «بحث مهاجرت امروز یک موضوع اجتماعی و کلان محسوب میشود. اگر فقط همین خانواده یا چند مورد دیگر مهاجرت داشتیم، میتوانستیم موضوع را فردی بررسی کنیم و بگوییم آن فرد یا افراد چه مشکلاتی داشتند که مجبور به مهاجرت شده و در نهایت متاسفانه جان خودشان را از دست دادند. موضوع مهاجرت امروز یک رشد و افزایش چشمگیری پیدا کرده است و باید نسبت به آن دغدغه داشت».
رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، ادامه داد: «مهاجرت یک پدیدهای است که طی ۴ دهه اخیر روند رو به رشدی را همواره داشته و اگر بخواهیم این پدیده را برطرف کنیم نیازمند یک برنامه دقیق، بنیادی و البته بلندمدت هستیم».
این جامعهشناس با بیان اینکه مهاجرت ایرانیان تا قبل از انقلاب خیلی محسوس و معنادار نبود، گفت:« ۹۹ درصد مهاجرتهایی که قبل از انقلاب رخ میداد، عموما برای تحصیل و آموزش بود و محصلان و فارغالتحصیلان در نهایت برای ادامه زندگی به ایران برمیگشتند. آنان میتوانستند در همان کشور اروپایی یا آمریکایی برای ادامه زندگی بمانند ولی ترجیح میدادند که در کنار خانواده خودشان و در ایران باشند».
قلیما در ادامه به موجهای زمانی مهاجرت ایرانیان بعد از انقلاب اشاره کرد و گفت: «اولین گروه و موج مهاجران از ایران، کسانی بودند که با حکومت جدید مخالفت داشتند و یا به نوعی در ارتباط با دربار یا شاه بودند و نمیتوانستند در ایران بمانند و مهاجرت کردند. این مهاجران البته جمعیت زیادی نداشتند ولی به هرحال شروع جریان مهاجرت بودند».
وی افزود: «بعد از آن و با شروع جنگ و تعطیلی مراکز علمی و دانشگاهها، موج دوم مهاجرتها شکل گرفت که این افراد عموما دانشجویان و یا محصلانی بودند که قصد ادامه تحصیل یا تخصص داشتند و با همین هدف تصمیم به مهاجرت گرفتند. ولی از موج سوم به بعد مهاجرتها کمی تفاوت پیدا کرد. گروه اول کسانی بودند که با شروع جناحبندیهای سیاسی و به دلایل مسائل سیاسی تصمیم به مهاجرت گرفتند».
رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، اظهارکرد: «تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری به ویژه بین فارغالتحصیلان باعث شد که موج بعدی مهاجران، نخبگان علمی کشور باشند. آنها به امید ادامه تحصیل و اشتغال متناسب با تخصص و رشتههای تحصیلی خودشان مهاجرت کردند که این رویه هنوز هم ادامه دارد که البته با گرانی چندبرابری ارز تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته است».
مسئولانی که تنها شعار می دهند!
اقلیما با بیان اینکه مسئولان کشور در بحث مهاجرت فقط صورت مساله را پاک کردند و دنبال ریشهها و علل این پدیده نبودند، گفت: «طبق آماری، دولت برای همین تعداد شهروندانی که سالانه از ایران به کشورهای ثانویه مهاجرت میکنند، تقریبا حدود ۱۰ میلیارد دلار هزینه کرده تا تحصیل کنند و بتوانند در آینده خودشان شغل مناسب و در خدمت جامعه و کشور داشته باشند. افزایش نرخ مهاجرت به معنای افزایش هدر رفتن این منابع ملی است».
وی افزود: «این جای تاسف است که شهروندان ایرانی به هرقیمتی حاضر به مهاجرت میشوند و با اینکه میدانند امکان دارد جان خودشان را از دست بدهند باز هم مهاجرت میکنند. آنها تمام این خطرات را به جان میخرند تا شاید آینده خودشان یا فرزندان خودشان را تامین کنند. آنها مهاجرت میکنند چون ما راه دیگری برای آنان باقی نگذاشتیم. جالب است بدانید که بعد از گرانی چندین و چند باره ارز برخی شهروندان به این دلیل ناراحت و نگران بودند که شاید امکان مهاجرت پیدا نکنند».
اظهارات عجیب یک نماینده!
در همین رابطه مهدی عیسیزاده عضو کمیسیون اجتماعی در مجلس یازدهم در پاسخ به این پرسش که چرا طی یک دهه اخیر شاهد افزایش مهاجرت از جمله مهاجرت قاچاقی هستیم و شهروندان با علم به خطر مالی و جانی این نوع مهاجرتها باز هم به آن تن میدهند، مدعی شد: «به دلیل آن است که بیگانگان برای شهروندان ایرانی، خارج از کشور را مدینه فاضله تبلیغ میکنند. طی همین مدت کوتاهی که من عضو کمیسیون اجتماعی هستم، مراجعات زیادی به من شده است و خیلی از کسانی که مهاجرت کردند، ابراز پشیمانی کرده و خواستار بازگشت به ایران هستند». وی در ادامه ادعای خود افزود: «طی چند روز گذشته نیز یک خانواده از آمریکا و یک نفر از استرالیا و یک نفر از هلند از من خواستند که کمکشان کنم تا بتوانند به ایران بازگردند! متاسفانه هنوز برخی از مردم ما فکر میکنند که مرغ همسایه غاز است»! به رغم ادعای این نماینده نباید فراموش کرد اگر در کشور ما، شایسته سالاری حاکم بود و شهروندان از اولین حقوق شهروندی برخوردار بودند و از اقتصادی پاک و رفاه نسبی برخوردار می شدند، هرگز راضی نبودند برای به دست آوردن حداقل های زندگی دل به کوه و دریا بزنند و در این راه جان خود را معامله کنند.