تاثیر رسانه‌ها و فضای مجازی بر فرازوفرودهای بورس
تاثیر رسانه‌ها و فضای مجازی بر فرازوفرودهای بورس
امروز پیشرفت تکنولوژی به اندازه‌ای است که افراد به سرعت اخبار را در اختیار خواهند داشت.

گسترش رسانه‌های مکتوب، تصویری، شنیداری و فضای مجازی باعث شده که تعداد افراد دارای تریبون افزایش یابد و قطعاً رسانه می‌تواند تأثیر گسترده‌ای روی افکار عمومی و جهت‌دهی به مراودات اقتصادی داشته باشد. تصور کنید بازاری که تحت تأثیر تحولات جهانی و انواع هیجانات قرار می‌گیرد؛ بی‌شک نمی‌تواند از گزند رسانه نیز در امان باشد.
بورس یکی از عرصه‌های جولان گسترده فضای مجازی و اظهار نظرهای بعضاً غیرکارشناسی است که تأثیرات تورمی و معیشتی گسترده‌ای بر زندگی مردم می‌گذارد. حال در این میان، رسانه‌های جمعی و معتبر معمولاً اخبار را با دقت بیشتری کنترل می‌کنند، اما کانال‌های تلگرام یا صاحبان تریبون‌هایی که زیر نظر نهادی اداره نمی‌شوند و می‌توانند به راحتی اکانت خود را پاک کرده و در قالب دیگری اطلاع‌رسانی کنند، معمولاً بی‌مهاباتر و غیرکارشناسی‌تر اظهار نظر می‌کنند.
ممکن است دارنده یک کانال تلگرامی با خوردن مثلاً یک دبه ماست که از طعم آن خوشش نمی‌آید، یا بازیگری که دوستش نداشته برای محصولی تبلیغ کرده است، یک رشته توییت منتشر کند و سهام آن محصول در بورس به قهقرا برود. به همین سادگی، بازار تحت تأثیر قرار می‌گیرد و تنها مسئله این است که چه کسی بیشتر می‌تواند صدایش را به گوش جامعه برساند.
به طور کلی باید گفت بازار سرمایه بر پایه اعتماد و احساس جمعی حرکت می‌کند و فقط داده‌های اقتصادی و نظرات کارشناسی در پیشبرد آن مؤثر نیستند. هر خبر مثبت یا منفی در رسانه‌ها واکنش زنجیره‌ای جامعه را به دنبال خواهد داشت. در مطالعه رفتارهای جامعه‌شناسی با اصطلاحی به نام «رفتار گله‌ای» (herd behavior) برخورد می‌کنیم که در آن تصمیم‌گیری جمعی بر اساس جو رسانه‌ای و اظهار نظرات مختلف است و نه منطق کارشناسی و اقتصادی.
در این خصوص، ذکر یک مثال حائز اهمیت است. سال‌های ۹۸ و ۹۹ را باید سال‌های درخشان بورس دانست؛ اتفاقی که قطعاً به دلیل تحولات اقتصادی رخ داد و آشنایی مردم با بازار سرمایه نقش مهمی ایفا می‌کرد. اما وقتی نگاهی به تحلیل‌های رسانه‌ای و جهت‌گیری آن‌ها در این دو سال می‌اندازیم، درمی‌یابیم که چگونه جوسازی آن‌ها بر این بازار تأثیر گذاشته است.
در این دو سال، شاخص کل بورس تهران رشد بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد و میلیون‌ها تازه‌وارد بدون تجربه بورسی وارد بازار شدند، اما همان رسانه‌ها و توصیه‌های دولتی که در اوج، امید و هیجان به بازار تزریق کرده بودند، در نهایت نقش غیرمستقیم در افزایش خسارات و بی‌اعتمادی عمومی ایفا کردند.
در سال ۱۳۹۸، اقتصاد ایران تحت فشار تحریم‌ها، کاهش صادرات نفت و تورم بالا قرار داشت و دولت به دنبال جایگزینی برای درآمد نفتی بود. نقدینگی کشور به بیش از ۲۲۰۰ هزار میلیارد تومان رسید و بازارهای سنتی مانند مسکن و ارز محدودیت داشتند، به‌طوری که بورس تنها بازاری بود که وعده سوددهی سریع می‌داد. در همین شرایط، تبلیغات رسانه‌ای و توصیه‌های رسمی دولت برای ورود مردم به بازار آغاز شد.
در نیمه اول ۱۳۹۹، شاخص کل بورس از حدود ۵۰۰ هزار واحد در اسفند ۹۸ به بیش از ۲ میلیون واحد در مرداد ۹۹ رسید و روزانه بیش از ۱۰۰ هزار کد بورسی جدید صادر می‌شد. رسانه‌ها با تیترهایی مانند «بورس تنها بازار مطمئن برای سرمایه‌گذاری» و «دولت از بورس حمایت می‌کند» مردم را تشویق می‌کردند و مسئولان دولتی از رئیس‌جمهور تا وزیر اقتصاد مردم را به سرمایه‌گذاری دعوت می‌کردند. شبکه‌های اجتماعی نیز موجی از تحلیل‌گران تازه‌کار و کانال‌های سیگنال‌فروشی ایجاد کردند که با اصطلاحاتی مانند «سهم فلان صف خرید شد» هیجان روانی ایجاد می‌کردند و رشد سریع شاخص را رقم زدند.
دلایل اصلی رشد سریع بورس شامل تورم انتظاری و کاهش ارزش ریال، ورود نقدینگی سنگین تازه‌واردان، حمایت و تبلیغ دولتی و رسانه‌ای، عرضه اولیه‌های جذاب و سودده و همچنین سیاست‌های اشتباه بازارگردانی و دامنه نوسان محدود بود که همگی باعث رشد غیرواقعی شاخص شدند. با رسیدن شاخص به دو میلیون واحد، بازار اشباع شد و ظرف چند هفته به زیر ۱.۵ میلیون واحد رسید. میلیون‌ها سرمایه‌گذار خرد متحمل ضرر شدند و رسانه‌ها با تغییر لحن، هشدار دادند و مردم را به احتیاط فراخواندند. این تغییر نقش رسانه‌ای، موج منفی و تشدید ریزش بازار را همراه داشت.
این دوره نشان داد رسانه‌ها و توصیه‌های دولتی می‌توانند هم موج صعودی شدید و هم بی‌اعتمادی گسترده بعد از سقوط ایجاد کنند. برای تحلیل دقیق این دوران، باید سیاست‌های رسانه‌ای دولت، نقش صداوسیما و خبرگزاری‌ها، تأثیر شبکه‌های اجتماعی، پیامد روانی ورود گسترده مردم و تغییر لحن رسانه‌ها در فاز سقوط را مورد بررسی قرار داد.
این تجربه درس مهمی برای مدیریت بورس و اطلاع‌رسانی اقتصادی در ایران به شمار می‌رود. این مثال به خوبی نشان می‌دهد که مسئولیت رسانه چقدر سنگین است. ورود گسترده مردم بدون آموزش، شکل‌گیری حباب قیمتی را به دنبال خواهد داشت. همچنین، خود رسانه‌ها هم ممکن است دیگر مورد اعتماد جامعه قرار نگیرند، چرا که لحن رسانه‌ها بعد از سقوط‌های اقتصادی تغییر می‌کند و به سمت سرزنش مردم می‌رود و همین باعث می‌شود که جامعه برخی رسانه‌ها را برای جهت‌دهی رفتارهای خود قابل اعتماد نداند.
اما آن حرکت اتفاق افتاده و تأثیر سوء خود را گذاشته است و در این موضوع هیچ تقصیری متوجه مردم نیست. صاحبان رسانه و مخصوصاً کانال‌های بدون در و پیکر باید توجه داشته باشند که علاوه بر دنبال‌کنندگان و تأییدها و نظراتی که جذب می‌کنند، می‌توانند پیامدهای بسیار غیرقابل جبرانی بر اقتصاد کشور داشته باشند.

  • نویسنده : ملیحه منوری -سردبیر