فلزی که قرنها نماد امنیت مالی بوده و حالا در میانه بحران اعتماد جهانی، خود به صحنه نبرد قدرتها تبدیل شده است. تحلیلگران بازار جهانی معتقدند که مسیر طلا در سالهای پیشرو به طرز خطرناکی به سیاستهای ایالات متحده گره خورده است.
سیاستهایی که ممکن است به جهش تاریخی طلا تا محدوده ۵۰۰۰ دلار یا برعکس، به ریزش آن منتهی شود.
دلار، نرخ بهره و سیاست تأخیر
طی ماههای اخیر، فدرالرزرو با وجود تورم نسبتاً بالا، از شدت سیاستهای انقباضی خود کاسته است. به بیان ساده، آمریکا در شرایطی که بسیاری انتظار افزایش مجدد نرخ بهره را داشتند، ترجیح داده سیاست صبر و مشاهده را در پیش گیرد. این تصمیم پیام روشنی دارد: اقتصاد آمریکا تاب تحمل فشار بیشتر را ندارد.
تعویق در تداوم سیاستهای انقباضی، از یکسو بازارهای نوظهور را در وضعیت نامطمئنی قرار داده و از سوی دیگر، تقاضا برای داراییهای امن را افزایش داده است. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، حرکت سرمایه به سمت طلاست؛ جایی که نه تورم آن را میبلعد و نه نوسانات سهام تهدیدش میکند.
مهندسی وابستگی در اقتصاد جهانی
از منظر راهبردی، ایالات متحده تلاش دارد تا با ابزارهایی چون تعرفه، تحریم و سیاستهای حمایتی، مانع از قدرتگیری اقتصادی بلوکهای رقیب شود. در این میان، کشورهای دارنده منابع انرژی در کانون فشار قرار گرفتهاند. آمریکا میداند که در آیندهای نهچندان دور، منابع نفت و گاز محدودتر خواهد شد و ازاینرو با تحریم و مهار کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا، عراق و حتی کانادا، در پی حفظ کنترل خود بر زنجیره انرژی است.
این وضعیت، تنشهای ژئوپلیتیکی را تشدید کرده و بازارهای مالی را در معرض شوکهای پیاپی قرار داده است. در چنین شرایطی، طلا بار دیگر نقش تاریخی خود را بازی میکند: پناهگاهی در برابر سیاست، تورم و جنگ.
رکود تورمی در کمین اقتصاد جهانی
اقتصاد جهانی اکنون در مرحلهای حساس قرار دارد. از یکسو رشد اقتصادی در آمریکا، اروپا و شرق آسیا کند شده و از سوی دیگر، نرخ بهره همچنان بالاست. ترکیب این دو، همان پدیدهای است که اقتصاددانان آن را رکود تورمی مینامند. یعنی وضعیتی که هم تولید را میکُشد و هم تورم را زنده نگه میدارد. در این فضا، جذابیت بازارهای سهام، املاک و اوراق بدهی کاهش یافته و طلا، بیآنکه بازده تضمینشدهای داشته باشد، به گزینهای قابل اعتماد برای حفظ ارزش تبدیل میشود.
طلا؛ آینه ناامنی جهانی
عامل دیگر جهش اخیر طلا، افت شدید شاخص ثبات سیاسی در جهان است. از جنگهای منطقهای در خاورمیانه و اروپای شرقی تا رقابتهای اقتصادی بین چین و آمریکا، همه نشانهها حاکی از بیثباتی عمیقاند. تاریخ نشان میدهد که هرگاه جهان در آستانه بحرانهای بزرگ قرار گرفته، طلا پیش از وقوع حادثه، به صعود آرام اما مداوم خود ادامه داده است.
بانکهای مرکزی جهان نیز این نشانه را دریافت کردهاند. در دو سال گذشته، میزان خرید طلا توسط بانکهای مرکزی به بالاترین سطح در پنجاه سال اخیر رسیده است. چین، روسیه، ترکیه و هند در صدر خریداران هستند؛ اقدامی که بسیاری آن را تلاش برای کاهش وابستگی به دلار میدانند.
بهای تمامشده و مرز واقعی سود
در حال حاضر، هزینه متوسط استخراج هر اونس طلا در جهان حدود ۱۶۰۰ دلار برآورد میشود. این بدان معناست که هرچه قیمت بازار از این سطح فاصله بگیرد، انگیزه تولیدکنندگان برای افزایش عرضه بیشتر میشود و در نهایت، مانعی طبیعی برای رشد بیپایان قیمت ایجاد میکند.
به باور برخی کارشناسان، اگر تقاضای سرمایهگذاری اندکی کاهش یابد، طلا میتواند به محدوده ۲۵۰۰ دلار نیز بازگردد. در مقابل، وقوع بحران مالی یا جنگ گسترده میتواند موتور صعود آن را دوباره روشن کند و اهدافی تا ۴۰۰۰ یا حتی ۵۰۰۰ دلار را محتمل سازد.
اقتصادهای آسیایی و تغییر رفتار سرمایهگذاران
در شرق آسیا، مخصوصاً چین، افت شدید بازار ساختوساز و بحران بدهی شرکتهای بزرگ باعث شده تا سرمایهگذاران خرد به بازار طلا پناه ببرند. چینیها بهجای خرید ملک یا سهام، بهسراغ شمش و سکه رفتهاند؛ روندی که تقاضای جهانی را به شکل محسوسی بالا برده است. در کنار آن، سیاستهای حمایتی دولت چین از تولید طلا نیز زمینه را برای رونق بیشتر این بازار فراهم کرده است.
طلا؛ ابزار پوشش ریسک نه قمار سود
باوجود جذابیتهای زیاد، کارشناسان تأکید میکنند که طلا نباید بهعنوان ابزاری برای کسب سود سریع در نظر گرفته شود. این فلز، سودی بدون ریسک ندارد و در مقاطع متعددی نیز دچار افت سنگین شده است. آنچه طلا را متمایز میکند، خاصیت محافظتی آن در برابر نوسانات است؛ بهعبارت دیگر، طلا نه راه فرار از بحران، بلکه سپری برای کاهش آسیبهای آن است.
در واقع، طلای موجود در بازار امروز نه محصول جدید، بلکه نتیجه بازیافت هزاران سال گذشته است. برخلاف نفت یا کالاهای مصرفی، طلا مصرف نمیشود؛ تنها از شکلی به شکل دیگر درمیآید. همین ویژگی باعث شده که عرضه جهانی آن در بلندمدت تقریباً ثابت بماند و نقش ذخیره ارزش را حفظ کند.
آینده طلا؛ میان امید و هراس
اکنون پرسش اصلی این است: آیا طلا واقعاً در مسیر رسیدن به ۵۰۰۰ دلار است یا در آستانه اصلاحی بزرگ قرار دارد؟ پاسخ در متغیرهای کلان نهفته است. اگر آمریکا برای مهار رکود ناچار به کاهش نرخ بهره شود، طلا بیتردید از این سیاست سود خواهد برد. اما اگر تورم مهار و نرخ بهره بالا باقی بماند، احتمال توقف رشد یا حتی اصلاح قیمت وجود دارد.
بههرحال، جهتگیری بازار طلا در سالهای پیشرو نه صرفاً نتیجه تحولات اقتصادی، بلکه محصول درهمتنیدگی سیاست، انرژی و اعتماد جهانی خواهد بود.
در دنیایی که ارزها زیر فشار بدهی و بیاعتمادی خم شدهاند، طلا شاید تنها دارایی باشد که هنوز بوی اطمینان میدهد اما همین اطمینان نیز بهایی دارد: پذیرش نوسان، صبر و پرهیز از طمع
- نویسنده : مهسا حسینی



























































































































































































































