حقوق بین‌الملل در جهانِ پرونده‌های جنجالی و درس‌های ونزوئلا
حقوق بین‌الملل در جهانِ پرونده‌های جنجالی و درس‌های ونزوئلا

اگر از یک شهروند عادی بپرسید «حقوق بین‌الملل چیست؟» احتمالاً می‌گوید: قانونی که قرار است جلوی زورگویی کشورها را بگیرد. اما کافی است نگاهی به چند پرونده مشهور تاریخی بیندازیم تا یک پرسش آزاردهنده شکل بگیرد: چرا این قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود؟ پرونده اول: آیشمن؛ عدالت یا نقض حاکمیت؟ سال ۱۹۶۰، مأموران اسرائیلی […]

اگر از یک شهروند عادی بپرسید «حقوق بین‌الملل چیست؟» احتمالاً می‌گوید: قانونی که قرار است جلوی زورگویی کشورها را بگیرد.
اما کافی است نگاهی به چند پرونده مشهور تاریخی بیندازیم تا یک پرسش آزاردهنده شکل بگیرد: چرا این قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود؟

پرونده اول: آیشمن؛ عدالت یا نقض حاکمیت؟
سال ۱۹۶۰، مأموران اسرائیلی آدولف آیشمن، از عوامل اصلی هولوکاست را از خاک آرژانتین ربودند و به اسرائیل منتقل کردند. دادگاه برگزار شد، حکم صادر شد و بسیاری گفتند: «عدالت اجرا شد».
اما از نگاه حقوق بین‌الملل چه اتفاقی افتاد؟
اسرائیل حاکمیت آرژانتین را نقض کرده بود. آرژانتین رسماً اعتراض کرد. حتی شورای امنیت این اقدام را محکوم کرد.
نکته مهم این است که حتی در پرونده‌ای با چنین بار اخلاقی سنگینی، عمل ربایش غیرقانونی شناخته شد. این پرونده بعدها به یک استثناء تاریخی تبدیل شد، نه یک قاعده.

پرونده دوم: نوریگا؛ وقتی قدرت دادگاه می‌سازد
در سال ۱۹۸۹، آمریکا به پاناما حمله نظامی کرد و مانوئل نوریگا، رئیس‌جمهور وقت این کشور، دستگیر و به آمریکا منتقل شد. او در دادگاه‌های آمریکا محاکمه و زندانی شد.
سؤال ساده: آیا یک کشور حق دارد با حمله نظامی، رئیس‌جمهور کشور دیگر را دستگیر و محاکمه کند؟
اکثر حقوقدانان بین‌المللی پاسخ می‌دهند: خیر. این اقدام نقض حاکمیت بود. مصونیت مقام رسمی نادیده گرفته شد. اما چون آمریکا قدرت داشت، پرونده جلو رفت. اینجا حقوق عقب نشست و قدرت جلو آمد.

پرونده سوم: پینوشه؛ شکستن نسبی مصونیت
در سال ۱۹۹۸، آگوستو پینوشه، رئیس‌جمهور سابق شیلی، در لندن بازداشت شد؛ به درخواست دادگاه اسپانیا. این پرونده نقطه عطفی در حقوق بین‌الملل بود.
دادگاه بریتانیا گفت: برای «شکنجه»، مصونیت مطلق وجود ندارد، اما فقط برای اعمالی که بعد از تصویب کنوانسیون شکنجه انجام شده‌اند.
نکته‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود: پینوشه در زمان بازداشت، رئیس‌جمهور نبود. این پرونده نشان داد: مصونیت تضعیف شده، اما کاملاً از بین نرفته است.

پرونده چهارم: دیوان کیفری بین‌المللی و گزینش متهمان
دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) با هدف رسیدگی به جنایات بزرگ ایجاد شد. اما نگاهی به پرونده‌های آن سؤال‌برانگیز است: تقریباً همه متهمان از کشورهای آفریقایی یا ضعیف‌اند.
قدرت‌های بزرگ یا عضو نیستند، یا هرگز محاکمه نمی‌شوند. حتی آمریکا: عضو ICC نیست، اما از مفاهیمی مثل «صلاحیت جهانی» برای دیگران استفاده می‌کند.
تناقض آشکار اینجاست: قانون جهانی هست، اما همه زیر آن نمی‌ایستند.
نتیجه این پرونده‌ها یک تصویر مشترک می‌سازند: حقوق بین‌الملل هنوز وجود دارد، اما اجرای آن به‌شدت به توازن قدرت وابسته است. قانون، وقتی به قدرت گره می‌خورد، گزینشی اجرا می‌شود.

تجربه ونزوئلا؛ وقتی قوانین زیر سایه قدرت فراموش می‌شوند
در ژانویه ۲۰۲۶، آمریکا با یک عملیات نظامی گسترده وارد خاک ونزوئلا شد و نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، را بازداشت و به خاک آمریکا منتقل کرد.
این اقدام، واکنش گسترده جامعه بین‌الملل را به همراه داشت:
دولت‌های منطقه‌ای مانند مکزیک و برزیل این اقدام را محکوم کردند.
روسیه و چند کشور دیگر، آن را نقض آشکار حقوق بین‌الملل دانستند.

*تحلیل حقوقی:
– ممنوعیت استفاده از زور: طبق ماده ۲(۴) منشور سازمان ملل، هیچ کشوری حق ندارد بدون مجوز شورای امنیت یا دفاع مشروع، به خاک کشور دیگر حمله کند. اقدام آمریکا در ونزوئلا نه دفاع مشروع بود و نه مجوز شورای امنیت داشت.
– نقض حاکمیت و اشغالگری: ورود نظامی به کشور مستقل و بازداشت رئیس‌جمهور آن کشور، مصداق آشکار نقض حاکمیت و حتی اشغالگری است.
– مصونیت مقامات رسمی: مادورو در زمان بازداشت رئیس‌جمهور بود؛ طبق اصول بین‌المللی، مقامات رسمی معمولاً از مصونیت برخوردارند و دستگیری او بدون مجوز بین‌المللی غیرقانونی است.
این اتفاق یک بار دیگر نشان داد که حتی در عصر حقوق بین‌الملل، قدرت می‌تواند قانون را به حاشیه براند، به‌ویژه وقتی طرف مقابل ضعیف یا منزوی باشد.

*ایران و تجربه‌ی جهان نابرابر
برای کشورهایی مثل ایران، مسئله فقط نظری نیست. تحریم‌ها، فشارهای فرامرزی و تهدیدهای حقوقی، همه محصول همین نظم نابرابرند.
تجربه کشورهایی مانند چین، کوبا، آفریقای جنوبی یا حالا ونزوئلا نشان می‌دهد: فریاد زدن کافی نیست، انزوا هم راه‌حل نیست.
آنچه مؤثر است: مقاومت حقوقی هوشمند، تدریجی و ائتلاف‌محور. یعنی قانون را باید بلد بود، حتی وقتی دیگران آن را ناعادلانه اجرا می‌کنند.

*جمع‌بندی
قانون بین‌الملل هنوز هست، اما بی‌طرف نیست.
اجرای حقوق بین‌الملل به قدرت سیاسی کشورها و توازن جهانی وابسته است.
اقدام اخیر آمریکا در ونزوئلا نمونه‌ای است که نشان می‌دهد حتی مقامات رسمی و دولت‌های مستقل می‌توانند قربانی منطق «قدرت بر قانون» شوند.
درس مهم برای کشورهای جهان سوم و متوسط: برای دفاع از حقوق خود، هوشمندی، اتحاد و استفاده دقیق از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل ضروری است.

  • نویسنده : دکتر حسن خلیل خلیلی / حقوقدان و وکیل دادگستری و کارشناس امور اقتصادی و بازرگانی