خطرِ انزوای استراتژیک
خطرِ انزوای استراتژیک
امروز پنج ماه از آغاز جنگ دوازده‌روزه گذشته است و کشور به‌ویژه حوزه‌های اقتصادی در حالتی از بلاتکلیفی قرار دارد و همه در انتظار هستند تا دستگاه دیپلماسی کشور قدمی بردارد و طرحی نو دراندازد اما سید عباس عراقچی گویا توان تصمیم‌گیری ندارد و هرگاه از ادامه مذاکره با آمریکا سخن به میان آمد، همان حرف‌های تکراری را بر زبان آورد که فی‌المثل می‌توان از سعید جلیلی توقع داشت.

وزیر اسبق امور خارجه جمهوری اسلامی ضمن هشدار به «سید عباس عراقچی» گفت: «وزارت خارجه نباید صرفاً به‌عنوان یک عضو مشورتی در شورا‌های عالی تصمیم‌گیر، از جمله شورای عالی امنیت ملی، تلقی شود؛ بلکه باید نقش هدایت‌گر و هماهنگ‌کننده سیاست خارجی را ایفا نماید. این جایگاه مستلزم آن است که وزارت خارجه از سطح ارائه مشورت فراتر رود و به هسته اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شود.»
درخصوص این سخنان دلسوزانه علی اکبر صالحی چند نکته را لازم به طرح می‌دانیم؛

از روز جمعه ۲۳ خرداد که جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و آمریکا نیز به این جنگ پیوست تا امروز، مذاکرات غیرمستقیمی که بین تهران و واشنگتن آغاز شده بود، برای همیشه بسته شد و می‌توان گفت گویا وزارت امور خارجه دولت چهاردهم که سکانداری آن در دستان «سید عباس عراقچی» قرار دارد، هیچ طرحی ندارد.
طی همین مدت‌زمان هرگاه از وزیر امور خارجه دولت چهاردهم پرسیده شد که برنامه مذاکره با غرب و همچنین آمریکا به کجا خواهد رسید به سه نکته اشاره کرد؛ نخست این‌‎که ما در میانه مذاکره بودیم و اسراییل با اشاره آمریکا به ما حمله کرد، دوم این‌‎که ما مخالفتی با مذاکره نداریم اما مشروط به این‌که طرف مقابل، از سطح برابر به ما نگاه کند و سوم این‌که مذاکره با آمریکا فایده‌ای ندارد.
بی‌عملی وزارت امور خارجه به حدی رسید که روز گذشته «علی اکبر صالحی» وزیر اسبق امور خارجه که از چهره‌های مورد وثوق مدیران ارشد نظام است، بسیار محترمانه از این وضعیت نقد کرد و استمرار آن را خطرناک ارزیابی کرد و گفت: ما به انزوای استراتژیک دچار خواهیم شد.
البته رییس سابق سازمان انرژی اتمی در سخنان خود تأکید کرد: که نهادهای عالی و شوراهایی چون شعام، در این موضوعات، تصمیم‌سازی می‌کنند اما وزارت امور خارجه باید در این جلسات نه یک عضو مشورتی که به‌عنوان هدایت‌گر و جهت‌ساز در سیاست خارجی عمل کند.
علی‌اکبر صالحی همچنین به سخنی از رهبر معظم انقلاب اشاره کرد که گفتند: «وزارت خارجه نیمی از دولت است» و نتیجه گرفت که مجموعه تحت مدیریت سید عباس عراقچی در حال حاظر چنین ظرفیتی را نشان نمی‌دهد.
امروز پنج ماه از آغاز جنگ دوازده‌روزه گذشته است و کشور به‌ویژه حوزه‌های اقتصادی کشور در حالتی از بلاتکلیفی قرار دارد و همه در انتظار هستند تا دستگاه دیپلماسی کشور قدمی بردارد و طرحی نو دراندازد اما سید عباس عراقچی گویا توان تصمیم‌گیری ندارد و هرگاه از ادامه مذاکره با آمریکا سخن به میان آمد، همان حرف‌های تکراری را بر زبان آورد که فی‌المثل می‌توان از سعید جلیلی توقع داشت.
«مهدی فضائلی» کارشناس مسائل سیاسی و عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب نیز روز گذشته در نشست علمی «رهبری و دیپلماسی ملی» صراحتاً گفت: «رهبر معظم انقلاب اصل مذاکره را مردود نمی‌دانند بلکه هدف و چارچوب مذاکره را معیار می‌دانند. مذاکره‌ای که به معنای عقب‌نشینی باشد مردود است اما مذاکره در چارچوب هوشمندانه و کنترل شده برای دفع تهدید پذیرفته است.»
به‌نظر می‌رسد سید عباس عراقچی باید تدبیری برای ادامه مذاکره هم با طرف‌های اروپایی و هم با آمریکا در نظر داشته باشد تا بتواند سایه سیاه بلاتکلیفی که اقتصاد ملی و معیشت مردم را در خود گرفته است، مرتفع سازد.
اگر به شعارهای مسعود پزشکیان در زمان انتخابات نگاهی دوباره بیندازیم نیز متوجه خواهیم شد یکی از دلایل اقبال عمومی مردم به ایشان همین بود که همواره بر مذاکره و تعامل با همه طرف‌های جهانی از اروپا تا آمریکا و روسیه و چین تأکید داشتند.
امروز شرایط کشور به شکلی است که همه کارشناسان، فعالان اقتصادی و تجاری و همچنین سیاسیون در انتظار حرکتی از سوی دستگاه دیپلماسی هستند تا بتواند فضا را تغییر دهد و روشن است که مراد و منظور ما مذاکرات، شرافتمندانه و در سایه سه اصل «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» است.
توقع ما از سید عباس عراقچی این است که متن کامل سخنان علی‌اکبر صالحی را بخواند و طرحی تازه برای از سر گیری مذاکرات با آمریکا بنویسد و آن را در نهادهایی چون شعام ارائه و تلاش کند تا مسیری جدید در مقابل کشور باز شود. ما نمی‌توانیم از وزارت نیر و یا وزارت آموزش و پرورش چنین توقعی داشته باشیم و باید تیم دیپلماسی دولت چهاردهم در این زمینه فعال باشد.