دستانِ سیاه و تهِ دیگ
دستانِ سیاه و تهِ دیگ

گروه سیاسی این نوشتاری سیاسی در مدح و ستایش جریان اصولگرایی نیست، انتقادی خصمانه به اصلاح‌طلبان هم نیست بلکه مروری خردمندانه بر یک گزاره مهم است و آن این‌که هر گاه در جامعه‌ای میان گروه‌های سیاسی و حزبی، رقابتی صادقانه و شفاف وجود نداشته باشد، رفته‌رفته جامعه به قهقهرا می‌رود و کار به جایی خواهد […]

گروه سیاسی

این نوشتاری سیاسی در مدح و ستایش جریان اصولگرایی نیست، انتقادی خصمانه به اصلاح‌طلبان هم نیست بلکه مروری خردمندانه بر یک گزاره مهم است و آن این‌که هر گاه در جامعه‌ای میان گروه‌های سیاسی و حزبی، رقابتی صادقانه و شفاف وجود نداشته باشد، رفته‌رفته جامعه به قهقهرا می‌رود و کار به جایی خواهد رسید که از دست کسی کاری ساخته نیست و امروز نیز افرادی چون «حداد عادل» که از حاکمیت یکدست ستایش می‌کنند به‌زودی متوجه اشتباه خود خواهند شد هر چند تلاش می‌کنند راند اول حکومت یکدست اصولگرایان در میانه ۸۴ را فراموش کنند، همان روزهایی که «حداد عادل» وعده ایجاد ژاپن اسلامی را به مردم می‌داد.

حرف و سخن ما این است که اصولگرایان نگرش درستی به سیاست و حکومت‌داری ندارند و از دانش این کار نیز بی‌بهره‌اند و مانند سخن روز گذشته رییس سازمان برنامه و بودجه کشور که گفت: بستن بودجه با کسری، حرام است، به امور عرفی و بی‌ارتباط با مفاهیم و آموزه‌های دینی نیز نگاهی فقهی و شرعی دارند و همین موجب می‌شود کار را خراب کنند و هزینه بسیاری بر کشور تحمیل سازند به شکلی که برخی حرف‌ها و سخنان آنان در نگاه افراد نواندیش یا جوانان نسل جدید و حتی فرزندان‌شان، مزاح و مایه استهزا است.
در سوی مقابل اصلاح‌طلبان هستند که تلاش کردند تا نگاهی عالمانه و مدرن به سیاست و مملکت‌داری داشته باشند اما از آن‌سوی بام بر زمین افتادند و در اجرا، به منافع جناحی و حزبی خود چسبیدند، در تئوری‌های بی‌ارتباط با واقعیات فرو رفتند و شانه خود را از پاسخگویی خالی کردند و در ایجاد وضعیت امروز هم مقصر و هم مسئولند.
هر جامعه‌ای برای رسیدن به توسعه متوازن نیاز به فعالیت دو یا چند گروه سیاسی شناسنامه‌دار در کشور دارد که پشتوانه داقعی مردمی داشته باشند و همه شهروندان باید آزادانه صدای این دو گروه سیاسی را بشنوند و در انتخابات نیز آرای خود را از مردم طلب کنند.
در همه کشورهای توسعه‌یافته به این شیوه عمل شد و اگر دستاوردی بود در سایه همین رقابت و به چالش‌کشیده شدن گروه‌های سیاسی توسط رقبا صورت گرفت و در هیچ کشوری، نمی‌توان دید که یک گروه سیاسی یا یک جریان، با حذف رقبا موفق شود به توسعه همه‌جانبه برسد.
جریان اصلاحات نیز در روزگارانی که در قدرت حضور داشت گویا خود در عمل به گفتمان‌های مورد تأکید در رسانه‌های این طیف، باوری نداشت و نتیجه این شد که مردم چندان باوری به این گرایش سیاسی ندارند و آنان را منفعت‌طلب می‌پندارند و اصولگرایان نیز فضا را برای پیروزی در یک رقابت حداقلی مناسب دیدند و به مراد خود که تشکیل حکومتی یکدست بود، رسیدند و احتمالاً غافل از این هستند که همان‌طوری که در سال ۸۴ و با یکدست کردن قدرت، هرگز موفق نشدند و برعکس به مشکلات و انشقاق‌های درون‌گروهی بسیاری دچار شدند، در این راند از یک‌دست شدن نیز دچار همین وضعیت خواهند شد و عاقبت ‌به‌خیر نمی‌شوند.
از این منظر باید اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را بازنده واقعی و روسیاه در میان اکثریت مردم به‌ویژه طبقه متوسط فکری جامعه و دانشجویان دانست که نه در زمانی که کرسی قدرت را در دست داشتند و نه زمانی که از قدرت به بیرون رانده شدند، نتوانستند به اهدافی که خود به آن باور داشتند و مدعی بودند برای تحقق این اهداف برنامه دارند، برسند.
اصلاح‌طلبان که مدتی است عملاً از صحنه سیاست کنار گذاشته شدند و مانند حاشیه‌نشینان بروز و ظهوری در حد و اندازه «توییت‌نویسی» دارند، نمی‌توانند در قامت یک رقیب سیاسی قدرتمند ظاهر شوند و جای یک حزب سیاسی آلترناتیو و اپوزیسیون داخل نظام را بازی کنند چون مردم به آنان اعتمادی ندارند و حنای آنان نزد افکار عمومی رنگی ندارد، جناح مقابل نیز دچار توهم است و دل به مشارکت حداقلی خوش کرده و خود را دولت و مجلسی با اکثریت آرا می‌داند و از حمایت قوه قضاییه و برخی نهادها نیز برخوردار است و خود را از شر مزاحمان مبرّا می‌داند.
امروز بزرگان اصولگرا از این‌که حاکمیتی بلامنازع و بی‌رقیب را در دست دارند، خرسند هستند و گاه از سر ذوق‌زدگی و شعف اخبار و وعده‌هایی می‌دهند که در میزان عقل سلیم، خنده‌دار است مانند این‌که برخی مانند رییس‌جمهوری وعده رونق اقتصاد را داد و از کنترل رکود و تورم گفت و همچنین خبر از بستن بودجه بدون کسری داد.
افکار عمومی در آینده نزدیک بیش از قبل به این باور خواهد رسید که هر دو طیف بزرگ سیاسی با خودخواهی، تکروی و نگاه حذفی، در ایجاد وضعیتی که دامن اقتصاد، معیشت و زندگی مردم را گرفته است، باید به افکار عمومی پاسخگو باشد و جایی برای تطهیر یکی و تقبیح دیگری نیست.
ما امیدواریم جناح پیر و خسته اصول‌گرا زودتر از این توهم که به تنهایی می‌تواند این اوضاع را مدیریت کند درآید و اصلاح‌طلبان نیز با مردم صادق باشند و ضمن اعتراف به اشتباه، تلاش کنند خود را با پوست‌اندازی، به روز نمایند تا در حکومت‌داری به ته دیگ نرسیم که در آن‌روز دستان هر دو جناح سیاسی کشور آلوده خواهد بود.