ریشه‌های  یک‌  فروپاشی
ریشه‌های  یک‌  فروپاشی
  سال گذشته در چنین روزی در میان بهت و حیرت همه ناظران سیاسی منطقه و جهان اعلام شد که هواپیمای حامل «بشار الاسد» رییس‌جمهور سوریه به مسکو پرواز کرد، پروازی که یک معنا داشت؛ سقوط حکومت 54 ساله خاندان اسد که از زمان «حافط اسد» آغاز شد و بعد از سی سال به پسرش «بشار» رسید و در 24 سالگی، گرفتار موج ناراضیان داخلی و منطقه‌ای شد و تمام.

درنخستین سالگرد سقوط حکومت خاندان اسد در سوریه چند نکته را باید از هم تفکیک کرد؛ نخست این‌که اگر خاندان اسد در این کشور، صدای مردم را می‌شنیدند و به مطالبات آنان توجه می‌کردند و از تلاش برای قبضه کردن قدرت در دست خانواده و معدودی از وفاداران به خود، دست بر می‌داشتند، قطعاً با اعتراضات موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ مواجه نمی‌شدند و اگر در آن اعتراضات نیز دست به کشتار مردم نمی‌زدند، شاهد رشد جریانات تکفیری و جهادی در این کشور و حتی منطقه نبودیم یا شدت آن کمتر بود.

نکته دوم درخصوص نوع حکمرانی خاندان اسد، سرشاخ شدن با نظام جهانی و همچنین نظم سیاسی منطقه‌ای بود و در نتیجه آن، کشور سوریه با آن همه استعدادهای طبیعی خود، اسیر تحریم‌های مختلف شد و طی چندین دهه فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی را از دست داد، بسیاری از نخبگان کشور را ترک کردند و بسیار بعید است کشوری که در چنین دامی گرفتار شد، نجات یابد.

این نکته به‌ویژه باید برای سیاسیونی در تهران مهم باشد که به راست یا به دروغ ادعا دارند که تحریم‌‎ها فرصت است و هیچ آسیبی به اقتصاد و همچنین معیشت مردم وارد نمی‌کند و با مقاومت ملی و دورزدن تحریم‌ها می‌توان آن را خنثی کرد.

هرچند فروپاشی نظام سیاسی در سوریه و سقوط خاندان اسد در چند روز رخ داد اما ریشه‌های آن سقوط را باید در پنجاه سال بی‌توجهی این نظام سیاسی به مطالبات مردم، دیکتاتورمآبی و همچنین گرفتار شدن در دام تحریم‌ها و نزاع‌های فرساینده و بی‌فایده جست‌وجو کرد.

نکته سوم این است که برخلاف خوشحالی زودهنگام برخی از سقوط خاندان اسد در آذرماه سال گذشته، آنچه که طی یک‌سال اخیر بر سر این کشور آمد نشان داد سوریه هنوز با آرامش و ثبات فاصله بسیاری دارد و حتی می‌توان گفت آینده سیاسی در این کشور مبهم است.

در پیوند با نکته پیشین باید تأکید کنیم حملات مکرر اسراییل به خاک سوریه به بهانه مبارزه با تروریسم که تا قلب دمشق هم امتداد یافت یا تجاوز به خاک این کشور در پوشش حمایت از دروزی‌ها و سکوت کشورهای حامی «محمد الشرع» ازجمله آمریکا، اتحادیه عرب و ترکیه در برابر این حملات همه نشان از ابهام در آینده دولت انتقالی و مردم این کشور دارد و به گذر زمان نیاز داریم تا متوجه شویم که آیا این کشور در سلامت کامل به جزیره ثبات سیاسی خواهد رسید یا نه.

نکته مهم بعدی درخصوص طرح دولت جولانی است که هرچند امروز موافقت همه قدرت‌های منطقه‌ای را با خود دارد، کشورهای عرب منطقه از وی حمایت کردند و روزی مهمان دونالد ترامپ در کاخ سفید شد و از رییس‌جمهور آمریکا هدیه گرفت، اما حقیقتاً مشخص نیست چه طرحی برای آینده در دست دارد.

الشرع نباید از خاطر ببرد که در دنیایی که صندوق رأی عامل مهم مشروعیت است را در دست راست خود ندارد و در حقیقت به زور وارد دالان قدرت شده است و شباهت به کودتاگرانی دارد که چه بسا دیگرانی هم مترصّد باشند که به کودتا علیه وی بیندیشند.

امروز که احمد الشرع قدرت را در دست دارد و از حمایت‌های منطقه‌ای و جهانی هم برخوردار است نباید اشتباهات نظام اسد را به شکلی دیگر تکرار کند و لازم است قبل از هر چیز زمینه فعال شدن صندوق آرا را آماده و اجازه مشارکت عادلانه همه طیف‌ها و گروه‌های سیاسی را صادر کند.

کیک قدرت اگر در دسترس همگان باشد و همچنین اگر مکانیسمی تعریف شود که همه گروه‌های سیاسی بتوانند اراده خود را اعمال کنند و نمایندگان خود را در سطوح مختلف قدرت، داشته باشند، قطعاً سمی نخواهد شد و نزدیکان به خود را به قتل نخواهد رساند آن هم در کشوری چون سوریه که از طیف‌های مختلف قومی و مذهبی شکل گرفته است.

نکته آخر خطاب به سیاسیون وطنی است که هنوز فکر می‌کنند بشار الاسد به قدرت باز خواهد گشت و زمینه برای حضور مجدد آنان در دمشق فراهم خواهد شد؛ تاریخ در سوریه ورق خورد و هرگز شرایط به عقب باز نخواهد گشت.