صعودِ دلار و سقوطِ ما
صعودِ دلار و سقوطِ ما
دلار امروز از مرز 122 هزار تومان گذشت و افزایش قیمت‌ تاریخی آن که در حقیقت کاهش تاریخی ارز ملی است، برای افکار عمومی که در رنج معیشت غوطه می‌خورند،  چندان اهمیتی ندارد چون می‌بینند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند آن هم در حالی که همین مختصر چیزهایی که نداریم را نیز در حال از دست دادن هستیم. 

شاید برخی نمایندگان تندرو طیف پایداری و همچنین برخی سیاسیونی که از مناسبات حاکم بر نظام بین‌الملل سر در نمی‌آورند کَک‌شان هم نگزد از  افزایش لحظه‌به‌لحظه قیمت دلار و همچنین نفهمند که این ریال است که از نفس می‌‎افتد اما حقیقت چیز دیگری است و با گران شدن دلار، تقریباً قیمت همه کالاها و خدمات افزایش می‌یابد و بیشتر از همه، موانع بر سر راه تولید و صنعت، چندین برابر می‌شود و سرمایه‌ها میل بیشتری برای خروج از کشور نشان می‌دهند.

روز گذشته عضو انجمن قطعه‌سازان خودرو کشور ضمن اشاره به برخی ناپایداری‌های اقتصادی، ضعف در ارتباطات بین‌المللی، بی‌کفایتی در مدیریت و بحران اقتصادی که موجب شد مشکلات صنعت دوچندان شود، هشدار داد که بسیاری از فعالان صنعتی در چنین شرایطی ممکن است ناچار از تعدیل نیرو بشوند.

همچنین ساعاتی قبل «علی بابایی کارنامی» نماینده مجلس شورای اسلامی و رییس کمیسیون اجتماعی، درجمع فعالان کارگری و بازنشستگان تامین اجتماعی با انتقاد از گسترش فقر درجامعه گفت: «براساس آمارها ۶۰ درصد از شاغلین کشور ازجمله کارگران و همچنین بازنشستگان، دریافتی‌شان کمتر از خط فقر است که این میزان ۴۰ میلیون نفر ازجمعیت کشور را شامل می‌شود.»

حرف رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی بهترین گواه بر این است که این روزها به‌موازات آن‌که دلار گران می‌شود و هیچ کس به آن توجهی ندارد، اقتصاد و معیشت مردم به قهقرا می‌رود و سلامتِ روان در جامعه‌ای که تا این سطح زیر خط فقر فرو می‌رود، به شدت آسیب می‌بیند.

نوسانات پولی در علم اقتصاد، بیماری به شمار نمی‌آید بلکه نشان از بیماری جدی و عمیق در اقتصاد دارد دقیقاً مانند تب که می‌تواند نشان از عفونت پایدار یا بیماری دیگری در بدن بدهد و هیچ کس نباید نسبت به نوسانات پولی بی‌توجه باشد و اگر می‌بینیم بسیاری از مدیران حوزه اقتصادی این روزها در مواجهه با استمرار افزایش قیمت دلار، هیچ کاری نمی‌کنند، تنها یک دلیل دارد، آنان می‌دانند مشکل جدی در اقتصاد کشور وجود دارد که راه برون‌رفت از آن را کسی نمی‌داند.

مدیران و کارشناسان حوزه اقتصادی و همچنین بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از عمق فاجعه آگاهی دقیق دارند و همچنین هیچ طرحی برای اصلاح امور اقتصاد و معیشت مردم ندارند و سکوت می‌کنند.

یکی از دلایلی که برخی سیاسیون و نمایندگان به موضوعاتی چون حجاب، مسابقه دو در کیش و برخی مسائل حاشیه‌ای دیگر می‌پردازند، با همین هدف صورت می‌گیرد که حواس افکار عمومی را از صندلی که از زیر پای آنان کشیده می‌شود، پرت کنند.

این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که می‌بینیم  و می‌شنویم برخی به سیم‌کارت سفید مجهز هستند و با دریافتی‌های چشمگیر ماهانه، درکی از درد و رنج اکثریت مردم ندارند.

امروز قیمت اقلام غذایی به حدی رسیده است که بسیاری از اقلام ضروری را از دسترس خانوارهای زیادی، خارج کرده و کم نیستند خانوارهایی که توان خرید گوشت، مرغ، ماهی، حبوبات، لبنیات، میوه و سبزیجات را ندارند و سبد کالای الکترونیکی که دریافت می‌کنند نیز بسیار کمتر از نیازهای غذایی آنان است. استمرار چنین شرایطی می‌تواند اعتماد ملی و انسجام اجتماعی را از هم بگسلاند و تبعات چنان شرایطی، بسیار جدی و مخرب خواهد بود.

نکته آخر این‌که مروری به تحولات اقتصادی دو دهه اخیر گواه آن است که هیچ کدام از چهار دولتی که آمدند و رفتند، برای اصلاح اقتصاد و بهبود معیشت مردم هیچ طرح و برنامه‌ای نداشتند و کسی که طرح و برنامه‌ای نداشته باشد، در حقیقت بهترین طرح و برنامه را برای نابودی دارد و اگر امروز می‌بینیم وضعیت اقتصاد و معیشت مردم به چنین جایگاهی سقوط کرده است، تنها یک دلیل دارد و آن دولت است. اگر امروز مسکن و بسیاری از نیازهایی که در کشورهای منطقه، در دسترس همگان است، برای همیشه از دسترس خانوارها خارج شده و جوانان تمایلی به ازدواج و زوج‌ها تمایلی به فرزندآوری ندارند، دلیل آن را باید در بی‌برنامگی دولت و مجلس برای

اقتصاد جست.