عقب‌نشینی  در واقعیت و مداخله نمادین؟
عقب‌نشینی  در واقعیت و مداخله نمادین؟

در قوانین فعلی ایران عدم رعایت حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی جرم انگاری شده و مطابق با قانون مجازات اسلامی فردی که حجاب شرعی را در عرصه عمومی رعایت نکند محکوم به پرداخت جزای نقدی و یا تحمل حبس است. با این حال آنچه حائز اهمیت است توجه و بررسی سیاست‌هایی است که […]

در قوانین فعلی ایران عدم رعایت حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی جرم انگاری شده و مطابق با قانون مجازات اسلامی فردی که حجاب شرعی را در عرصه عمومی رعایت نکند محکوم به پرداخت جزای نقدی و یا تحمل حبس است. با این حال آنچه حائز اهمیت است توجه و بررسی سیاست‌هایی است که سیاست گذاران در برهه‌های مختلف برای ترویج عفاف و حجاب و پیشگیری از عدم رعایت حجاب در عرصه عمومی در پیش گرفته‌اند.
به گزارش ایسنا، تبصره ذیل ماده ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی تصریح می‌کند زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنج هزار تا پنجاه هزار تومان جزای‌نقدی محکوم می‌شوند. در همین راستا طی سال‌های گذشته مسئولان برای جلوگیری از هنجار شکنی سیاستهای مختلفی را در پیش گرفته‌اند که می‌توان گفت آشناترین این راهکارها برای مردم «گشت ارشاد» یا همان ون‌های سبز رنگ نیروی انتظامی است که بعضا به زنانی که حجاب را رعایت نمی‌کردند تذکر شفاهی می‌دادند و برخی دیگر را برای شرکت در کلاس آموزشی در حوزه حجاب به ساختمان وزا یا همان «پلیس امنیت اخلاقی» می‌بردند. گرچه راه اندازی مکانیسمی به نام گشت ارشاد به منظور ترویج رعایت حجاب از همان ابتدا مورد نقد زنان و فعالین این حوزه قرار داشت اما همچنان افرادی بودند که این شیوه را موثر می‌پنداشتند و همین امر باعث شده بود گشت ارشاد که از نیمه دهه هشتاد متولد شد تا همین چند وقت اخیر در مقاطعی پررنگ و در برخی مقاطع کمرنگ به فعالیت خود ادامه دهد. اما از حدود پنج ماه پیش، پس از آنکه “مهسا امینی” توسط گشت ارشاد دستگیر و برای شرکت در کلاس‌ آموزشی به ساختمان وزرا منتقل شد و نهایتا فوت کرد، انتقادات به ناکارآمدی گشت ارشاد بیشتر شد. در این بین آنچه اهمیت دارد سیاست‌های در پیش گرفته شده از سوی مسئولان برای ترویج عفاف و حجاب و نگاهی به تاریخچه ظهور الزام به رعایت حجاب در عرصه عمومی جامعه پس از انقلاب اسلامی است تا دریابیم این سیاست‌ها تا چه حد توانسته‌اند مردم را با خود همراه کنند. در همین راستا به منظور نگاهی گذرا به تاریخچه ظهور مانتو، گشت ارشاد و نیز چرایی مداخله حکومت در الزام به حجاب در میز گرد «حجاب نماد حاکمیت، ابزار اعتراض» با بهاره آروین جامعه شناس و عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و سینا کلهر جامعه شناس و معاون فرهنگی وزیر ورزش و جوانان به گفتگو نشستیم که مشروح این میزگرد در دو بخش منتشر می‌شود.
در ابتدای این میز گرد بهاره آروین، جامعه شناس و عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس بحث را با اشاره به اعتراضات اخیر در خصوص گشت ارشاد و حجاب آغاز کرد و با بیان اینکه نقشی که حجاب در این اعتراضات داشت را می توان به یک معنا دست اندازی و به یک معنای دیگر مداخله غیر ضروری حکومت در امور جامعه تعبیر کرد، اظهار کرد: نتیجه این مداخله غیر ضروری هم آن چیزی بود که در وقایع اخیر شاهد آن بودیم. البته اساسا نمی‌توان گفت این امر تنها معطوف به وقایع اخیر بود و نمی توان گفت «برداشتن حجاب سر» دقیقا از شهریور ۱۴۰۱ اتفاق افتاد چراکه تحولات جامعه ایرانی در حوزه حجاب پس از انقلاب اسلامی بسیار تدریجی بود و مصداق روشن آن تصاویرسال ۸۶ از بازداشت شدگان گشت ارشاد است که اگر با اکنون تطبیق دهیم می بینیم حجاب خانم‌های بازداشت شده در آن زمان مورد قبول و پذیرش خود گشت ارشاد در زمان حال و اکنون است.
وی با اشاره به استانداردهای متفاوت گشت ارشاد از ۱۵ سال پیش تا کنون، تصریح کرد: در برهه‌هایی گاهی برخوردهای این گشت را شدیدتر و گاهی کمتر داشتیم اما آنچه مهم است آن است که در نتیجه این برخوردها نه تنها استاندارد حجاب در جامعه به استانداردهای تعیین شده نزدیک نشده است بلکه از آن استانداردهای تعیین شده دورتر هم شده‌ایم. درواقع علیرغم وجود گشت ارشاد ما از استانداردهای تعیین شده اولیه که بر مبنای آن گشت ارشاد با زنان برخورد می‌کرد، بسیار دور هم شده‌ایم. این جامعه شناس با طرح این پرسش که در برابر رخداد این تحولات در سمت حکومت چه اتفاقی افتاد؟، توضیح داد: به نظرم در سمت حکومت دو وجه رفتاری داریم؛ من یک وجه را می‌گذارم جزو ویژگی‌های خاص حکمرانی و به معنای دقیق تر بروکراسی در ایران؛ بروکراسی یک موجودی است که در هر لحظه از زمان تمام تلاشش را می‌کند تا از همه اختیارات، قدرت و بودجه موجود خود استفاده می‌کند تا قدرت، اختیارات و بودجه‌اش را افزایش دهد. بنابراین من یک بخش از راه ‌اندازی گشت ارشاد و به طور کلی برخوردهایی که در زمینه حجاب رخ می دهد را از این جنس می‌بینم که ربطی هم به ایدئولوژی حکومت به طور خاص ندارد بلکه بوروکراسی موجود این ایدئولوژی را دستمایه افزایش قدرت، حوزه اختیارات و بودجه خود قرار می‌دهد. البته نمی‌گویم لزوما این امر آگاهانه است. بحث من از بروکراسی ساختاری است. این بیماری، فساد و ناکارآمدی بروکراسی ما محدود به این دوره جمهوری اسلامی نیست و به زمان پهلوی باز می‌گردد که حتی از جمله علل شکل گیری انقلاب ۵۷ است. عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس به وجه دیگر برخورد حکومت با تحولات حوزه حجاب نیز اشاره کرد و افزود: برخورد با این تحولات حجاب یک وجه دیگر هم دارد؛ به صورت متاخر از دهه ۸۰ به بعد این برخوردها اندک اندک وجه ورود نیروی انتظامی را نیز به خود گرفت و به نظرم به یک وجه منازعه در عرصه نمادین تبدیل شد. از جمله ویژگی‌های منازعه در عرصه نمادین این است که این منازعه و برخورد دارای نتایج و هدف گذاری واقعی نیست و اصلا معطوف به تحقق اهداف واقعی طراحی نشده چراکه اگر اینگونه بود نباید عکس دستگیر شدگان گشت ارشد در ۱۵ سال پیش این تعجب را در ما ایجاد کند که مگر حجاب این زنان در آن سال‌ها اصلا چه ایرادی داشته است که اینها را گرفته بودند؟. اگر واقعا این برخوردها معطوف به هدف و نزدیک کردن حجاب به استانداردهای حکومت اتفاق افتاده و نتیجه بخش بود، حداقل نباید ما در این ۱۵ سال از معیارها دورتر می‌شدیم.
وی در عین حال معتقد است که علاوه بر اینکه وجود گشت ارشاد تجربیات ناخوشایندی را برای مردم رقم می زد، ویترینی نازیبا از کشور و حکم رانی ما به جهان مخابره می‌کرد.
آروین با اشاره به بکار بردن ادبیات رکیک در شعارهای اعتراضات اخیر، یادآور شد: درست است ما شاهد ادبیات و فحش‌های رکیک در اعتراضات بودیم که نسبتی با فرهنگ عمومی جامعه نداشت اما در طرف دیگر هم شاهد برخوردهایی از گشت ارشاد با زنان و دختران جامعه بودیم که آن هم نسبتی با فرهنگ معمول جامعه نداشت و باید گفت ما شاهد رادیکالیسمی در دو طرف ماجرا بودیم که چندین ویترین نازیبا در کشور خلق کرده بود. عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس خاطر نشان کرد: من حتی تصور می‌کنم این نوع برخورد و منازعه نمادین خیلی تصمیمی نیست که در سطح حاکمیت و از سطوح بالا گرفته شده باشد. اتفاقا من مخالف این هستم که بگوییم حجاب نماد حاکمیت جمهوری اسلامی است. حجاب نماد حاکمیت جمهوری اسلامی نیست و نبوده است؛ اگر واقعا نماد حکومت بود و به قول مخالفان برای حکومت حیثیتی بوده است پس چرا و چطور ما از استانداردهای حجاب دهه شصت به حجاب امروز رسیده‌ایم؟. به گزارش ایسنا، در ادامه این میزگرد سینا کلهر، جامعه شناس و معاون فرهنگی وزیر ورزش و جوانان به بازخوانی روایت رابطه جمهوری اسلامی با حجاب پرداخت و اظهار کرد: اگر بخواهیم از چشم انداز اجتماعی به مساله نگاه کنیم، حجاب یک راه برون رفتی برای مساله مشارکت زنان درانقلاب اسلامی سال ۵۷ بود. در واقع حجاب گره جمهوری اسلامی با مساله زن را باز کرد. اگر حجاب نبود جمهوری اسلامی نمی‌توانست مشکلش را با مساله زن حل کند و ما به این امر مهم توجه نمی‌کنیم. حجاب، مساله حضور زن در راهپیمایی‌ها، تظاهرات، عرصه سیاست، اقتصاد و… را حل کرد. کلهر با طرح این پرسش که چطور می‌شود ابزاری که گره رابطه یک حکومت و نظام را با جامعه حل کرده تبدیل به پاشنه آشیل و چالش برای آن حکومت می شود؟، توضیح داد: حجاب ابزار حضور اجتماعی زنان پس از انقلاب ۵۷ بوده ، در نتیجه صرفا از جهت حکم و ابزار بودن مطرح بوده و نماد حکومت نبوده است. اگر حجاب نبود این میزان از تحصیلات در دانشگاه‌ها و این میزان از حضور زنان در بازار کار و سیاست هرگز اتفاق نمی افتاد. جمهوری اسلامی می توانست راه دیگری را در پیش بگیرد، زن را خانه نشین کند و نهایتا زنی که قرار است در خانه بماند اصلا برایش مساله حجاب وجود نخواهد داشت اما این مسیر را نرفت. یک جریانی که آن زمان هم وجود داشت و اکنون نیز وجود دارد و با حضور زنان در جامعه به شدت مخالف است می توانست سیطره پیدا کند، مسیر را به آن سمت ببرد اما جمهوری اسلامی به آن سمت نرفت. معاون فرهنگی وزیر ورزش در عین حال به لزوم تفکیک فضای عمومی از خصوصی و اهمیت پوشش متناسب با هر کدام از این فضا تاکید و خاطر نشان کرد: این یک اتفاق بسیار بزرگ و سیاست گذارانه است که حکومت بگوید من کاری ندارم چطور در فضای خصوصی ظاهر می شوید اما در عرصه عمومی و ادارات باید حجاب را رعایت کنی. این تحول بسیار بزرگی برای حکومتی محسوب می شود که از ابتدای ۵۷ سیاست حجاب را دنبال کرده است. گویی تقسیم کاری در عرصه عمومی و خصوصی رخ می دهد اما موضوع این است که اینبار دیگر جامعه حاضر نیست این آوانس را به فضای عمومی بدهد و بپذیرد که پوشش من در خانه و خارج از آن و در محیط های اداری فرق داشته باشد. این می توانست یک مصالحه حداقلی را اتفاق بزند اما چرا رخ نداد؟ چون به صورت اساسی جامعه در این زمینه تحریک می شود. این تحریک هم از طریق جناح‌های سیاسی که مخالف جریان حاکم بر کشور بودند رخ داد و هم از سوی مخالفان خارج از کشور این امر تشدید شد. پروژه بی حجابی بزرگ ترین پروژه فرهنگی است که در مقیاس جهانی عملیاتی و پشتیبانی می شود.
در ادامه این میزگرد بهاره آروین با تاکید بر اینکه حجاب نه ابزار اعتراض و نه نماد حاکمیت است، درباره سخنان سینا کلهر توضیحاتی ارائه کرد و گفت: آنچه من در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی می بینم خبر از برخورد وجود ندارد و هیچ کجای مصوبات مجوزی برای برخورد فیزیکی با مردم نمی دهد، به ویژه در آن موردِ ردِ گشت ارشاد در مصوبه ابلاغی ماه پایانی دولت آقای خاتمی، اصلا چنین موردی وجود ندارد و فکر می‌کنم آقای کلهر مفاد این مصوبه را با مفاد مصوبه ابلاغی در زمان دولت آقای احمدی نژاد اشتباه گرفته‌اند.
در عین حال با این روایت آقای کلهر موافقم که در ابتدا، این حکومت بود که برای اجباری کردن حجاب به دنبال جامعه افتاد. حکومت به تدریج می بیند عرصه جامعه نوعی عرصه مداخلات خودسرانه می شود که حاکمیت را زیر سوال می برد.
حکومت بنا بر تعریف، محل انحصار خشونت مشروع است. حالا حکومت در خیابان می بیند به مردم تعدی می شود و برای مدیریت این تضادهای اجتماعی به پشتوانه اکثریت اقدامی انجام می دهد. بنابراین آیا حجاب آنطور که موافقان و مخالفان در طبل می کوبند نماد حیثیتی برای حاکمیت جمهوری اسلامی است؟، خیر. اگر اینگونه بود حکومت آنقدر پله به پله از این موضع
عقب نمی نشست.