آرمان طهرانی- روزنامه نگار/ اشاره: اخیرا در راستای اجرای چارچوب جدید سیاستگذاری پولی با هدف مدیریت نرخ سود در بازار بین بانکی و نهایتا کنترل نقدینگی و مهار تورم و فراهم کردن بستر لازم برای سیاست پولی مبتنی بر هدفگذاری تورم دستورالعمل انجام «عملیات بازار باز» و اعطای اعتبار در قبال اخذ وثیقه […]
آرمان طهرانی-
روزنامه نگار/
اشاره: اخیرا در راستای اجرای چارچوب جدید سیاستگذاری پولی با هدف مدیریت نرخ سود در بازار بین بانکی و نهایتا کنترل نقدینگی و مهار تورم و فراهم کردن بستر لازم برای سیاست پولی مبتنی بر هدفگذاری تورم دستورالعمل انجام «عملیات بازار باز» و اعطای اعتبار در قبال اخذ وثیقه از سوی شورای پول و اعتبار تصویب شد. این عملیات به طور رسمی در روز ۲۶ دی ماه توسط رئیس جمهور رونمایی شد. اما واقعا این سیاست جدید بانک مرکزی چیست و چه مزایا و معایبی دارد؟
به گزارش «جمله» در هفته ای که گذشت عملیات بازار باز از سوی بانک مرکزی به طور رسمی کلید خورد. این در حالی است که بسیاری از مردم با این اصطلاح هیچ آشنایی نداشته و حتی برخی آن را با سیاست «اقتصاد باز» اشتباه می گیرند. در واقع اصطلاح «اقتصاد باز» و «بازار باز » دو مقوله جدا از هم هستند.
«اقتصاد باز» اقتصادی است که فعالیتهای اقتصادی بین اجتماع درون آن و بیرون از آن وجود دارد. بدین معنی که «اشخاص و حتی کسبوکارها میتوانند خدمات و فراوردهها را با سایر افراد و کسبوکارهای جامعه بینالمللی تجارت کنند و منابع مالی میتوانند از پس مرزها به منظور سرمایهگذاری جریان داشته باشند». به طور عمده کشورهای توسعه یافته دارای چنین اقتصادی هستند.
در مقابل چنین اقتصادی، «اقتصاد بسته» مطرح می شود. در اقتصاد بسته، دولت تولید و توزیع را خود بر عهده میگیرد و با برنامهریزی متمرکز، نیازهای مادی همه افراد را تعیین و مرتفع میکند. در واقع این حکومت است که بر اساس نظریه سوسیالیستی، اقتصاد کشور را به میل خود می گرداند. کره شمالی امروزه به عنوان نمونه بارز اقتصاد بسته و متمرکز در جهان شناخته شده است.
عملیات بازار باز چیست؟
اما عملیات «بازار باز» به معنای خرید و فروشِ اوراق قرضه دولتی در بازار آزاد، برای گسترش یا انقباض میزان پول در سیستم بانکی است، که توسط بانکهای مرکزی کشورها انجام میشود. خریدها به سیستم بانکی پول تزریق میکنند و رشد اقتصادی را افزایش میدهند، در حالی که فروشها عکس این را انجام میدهند. عملیات بازار باز از ابزارهای اصلی در سیاستهای پولی یک کشور است که البته در هرجای دنیا می تواند اهداف خاصی را دنبال کند.
به طور معمول، در بسیاری کشورها مهمترین وظیفه بانک مرکزی کنترل نرخ تورم است که این کنترل از طریق عملیات بازار باز صورت میگیرد. در کشورهایی که نرخ برابری ارز را کنترل میکنند، عملیات بازار باز با هدف کنترل نرخ ارز صورت میگیرد.
برخی اعتقاد دارند با توجه به تاثیرات مثبت عملیات بازار باز بانکی بر اقتصاد کشورها و در شرایطی که اقتصاد ایران تحت تاثیر تحریمهای آمریکا زیر فشار زیادی قرار دارد، اجرای این عملیات میتواند تا حدودی وضعیت اقتصادی کشور را بهبود بخشد و این امر باید مورد توجه قرار گیرد که در صورتی این طرح جواب میدهد که با حساسیت و دقت فراوان انجام شود.
برخی موافقان این سیاست اعتقاد دارند که هرچند که این عملیات زمانبر است اما در درازمدت می تواند پایههای اقتصاد ایران را تقویت کند. به اعتقاد آنان نمیتوان انتظار تحولات ناگهانی و کوتاهمدت از این سیاست جدید بانک مرکزی داشت، اما به هر حال این مسیری است که دیر یا زود اقتصاد ایران باید آن را میپیمود.
عملیات بازار باز به عنوان مهمترین ابزار غیرمستقیم اجرای سیاست پولی، بیانگر چارچوب نهادی خرید و فروش اوراق بهادار پذیرفته شده توسط بانک مرکزی با هدف تاثیرگذاری بر میزان و قیمت ذخایر بانکها میباشد. بانکها با دو هدف تامین ذخایر قانونی و توانایی پرداختهای بین بانکی، در حسابهای خود نزد بانک مرکزی وجوهی را نگهداری میکنند که به ذخایر معروف است.
ابهامات عملیات بازار از نگاه منتقدان
اگر چه درباره ضرورت ایجاد عملیات بازار باز در کشور، تمامی کارشناسان و صاحبنظران، همنظر هستند، اما دو نگاه در این خصوص قابل رصد است. نگاه نخست این است که برای انجام عملیات بازار باز چند پیشنیاز وجود دارد که اصلاح نظام بانکی، بانک مرکزی مستقل، بازار رپو و صندوقهای بازار پول بخشی از این پیشنیازها است. این در حالی است که در شرایط کنونی، هیچ کدام از شرایط به شکل کامل وجود ندارد و در نتیجه با این رویه، بانک مرکزی به جای بازارسازی در بازار پول بر اساس اهداف خود، بیشتر وظیفه خرید و فروش اوراق دولتی را بر عهده خواهد کرد و در نتیجه تداوم سلطه سیاستهای مالی بر سیاستهای پولی ادامه خواهد داشت. بر این اساس، منتقدان تاکید میکنند که استفاده از ابزار عملیات بازار باز، نیاز به یک توالی دارد و باید پیش از آغاز آن شرایطی مهیا شود، که بانکها بتوانند منابع مورد نیاز خود را از یک بازار عمیق با نرخ مشخص استقراض کنند، تا چراغ سبزی برای اضافه برداشت بانکها از بانک مرکزی، وجود نداشته باشد. بنابراین در شرایط کنونی، ادوات لازم برای اجرای عملیات بازار باز مهیا نشده است.
گام نخست درعملیات بازار باز
علاوه بر نگاه نخست، برخی معتقدند که در حال حاضر، شرایط ایجاد شده برای بهرهگیری از عملیات «بازار باز»، یک فریم اولیه است و نیاز است در کنار آن، این ابزار به سایر موارد مورد نیاز نیز تجهیز شود. در گام نخست، نیز قرار است که بانک مرکزی در بازار بین بانکی، مداخله را شفاف و قاعدهمند کند. این در حالی است که در گذشته، شرایطی برای قاعدهمندی اضافه برداشتها از بانکها به بانک مرکزی وجود نداشت و حتی در برخی مواقع، بانک مرکزی این بدهی بانکها را از دستهبندی اضافه برداشت خارج میکرد و بهعنوان یک خط اعتباری محسوب میکرد. در نتیجه عملا، بانکها برای تامین منابع خود از بانک مرکزی با هیچ مانعی روبهرو نبودند و در واقع ضابطه محکمی وجود نداشت. بر این اساس، اگر از جریان سیاستگذار پولی به عملیات «بازار باز» نگاه کنیم، نیاز است که پیششرطهای لازم که مورد بحث منتقدان ایجاد شود، چه بسا که بسیاری از کشورها نیز در یک بستر زمانی به تکمیل این ابزار پرداختند، اما اگر از لحاظ تامین نقدینگی، نگاه شود، وجود این ابزار میتواند جریان نقدینگی در بانکها را قاعدهمند، شفاف و کارآمدتر از گذشته کند. این در حالی است که در گذشته چنین شرایطی وجود نداشت و بانکها بدون قاعده مشخصی، تامین مالی میکردند. بنابراین از این حیث، عملیات «بازار باز» یک گام رو به جلو محسوب میشود.
در این عملیات از پاکستان مشاوره گرفتیم!
چندی پیش علی سعدوندی عضو انجمن اقتصاددانان ایران در همایش « شکلدهی آینده سیاستگذاری پولی و مالی» پیرامون عملیات بازار باز گفته بود: «عملیات بازار باز در تمامی کشورها موفقیتآمیز بوده به جز پاکستان که تفاوتی میان کریدور نرخ بهره و عملیات بازار باز قائل نیست. جالب اینجاست ما در این عملیات از پاکستان مشاوره گرفتیم. عملیات بازار باز با نرخ ارز تثبیت شده پیش نمیرود بلکه باید نرخ ارز را شناور کرد. روسیه نیز همین را انجام داد و قیمت دلار از ۳۵ روبل به ۷۰ روبل رسید اما در کمتر از یک سال قیمت ارز شروع به کاهش کرد و تورم به تدریج به حدود ۴ درصد رسید».
شهریور ماه گذشته یک پژوهش در مرکز پژوهشهای مجلس با تاکید بر ضرورت بهرهگیری از عملیات بازار باز بهعنوان یک عملیات موثر در سیاستگذاری، نسبت به انحراف این ابزار هشدار داد. این پژوهش معتقد است با توجه به کسری بودجه احتمالی دولت در سال ۱۳۹۹ این امکان وجود دارد که در عمل، عملیات بازار باز تبدیل به ابزاری برای تامین کسری بودجه دولت از طریق پایه پولی شود. در این شرایط دولت برای تامین هزینههای خود اوراق بدهی منتشر میکند و بانک مرکزی نیز در پوشش عملیات بازار باز، موظف، به خریداری این اوراق میشود. در این صورت مضرات پولی کردن کسری بودجه در اقتصاد پدیدار خواهد شد. همچنین از نگاه این پژوهش درصورت موضع انفعالی بانک مرکزی در قبال اضافه برداشت ها، کارکرد عملیات بازار باز بهعنوان یک ابزار سیاست پولی از بین خواهد رفت و صرفا کارکرد نمایشی خواهد داشت.