فرار به حاشیه‌های جذاب
فرار به حاشیه‌های جذاب
اظهارات اخیر وزیر ارتباطات درباره ضرورت استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای حقوقی و قانون‌گذاری، بار دیگر این واقعیت را یادآوری می‌کند که وزارت ارتباطات به‌جای تمرکز بر مشکلات اصلی و فوری کاربران، به سمت طرح‌ موضوعاتی می‌رود که اگرچه در ظاهر جذاب، نو، و قابل اعتنا به‌نظر می‌رسند، اما در اولویت‌بندی واقعی مسائل کشور جایگاه نخست را ندارند.

وزیر بر این نکته تأکید کرده است که چرخه حیات فناوری کوتاه است و باید از ظرفیت هوش مصنوعی در تنقیح قوانین استفاده شود؛ نکته‌ای درست، قابل دفاع و هم‌راستا با تحولات جهانی. اما مسأله زمانی حساس می‌شود که این سخنان در بستر بحران‌های جاری اینترنت کشور معنا پیدا می‌کند؛ بحران‌هایی که حل‌نشده رها شده‌اند و هر روز فشار بیشتری به مردم، کسب‌وکارها و جریان توسعه دیجیتال وارد می‌کنند.
در شرایطی که اینترنت کشور به‌دلیل فیلترینگ گسترده و موانع متعدد در دسترسی آزاد، دچار اختلال‌های ساختاری و مزمن شده، تمرکز وزیر بر پروژه‌هایی مانند استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای قانون‌گذاری، برای بخش قابل توجهی از جامعه شباهت زیادی به انحراف از اولویت‌ها دارد. مسئلۀ اصلی برای مردم، شرکت‌ها، و حتی اکوسیستم فناوری ایران، امروز نه تدوین قوانین با کمک هوش مصنوعی است و نه تنظیم‌گری آینده‌نگر؛ بلکه حل بحران‌هایی چون کیفیت پایین اینترنت، محدودیت‌های دسترسی، هزینه‌های افزوده ناشی از فیلترینگ، و فقدان یک سیاست شفاف برای بازگشت کشور به وضعیت طبیعی ارتباطات دیجیتال است. در چنین فضایی طبیعی است که جامعه این پرسش را با صدای بلند مطرح کند که چرا وزارتخانه‌ای با این میزان مسئولیت مستقیم در زندگی روزمرۀ مردم، حل مهم‌ترین بحران را رها کرده و درگیر موضوعاتی شده که برای آینده لازم‌اند اما برای امروز کارکرد فوری ندارند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که وزارت ارتباطات باید به‌جای اولویت‌دادن به مباحث حاشیه‌ای و بلندمدت، ابتدا تکلیف خود را با مسئله بنیادینی مانند رفع فیلترینگ مشخص کند؛ اقدامی که بیش از هر چیز نیازمند اراده سیاسی و تصمیم‌گیری شفاف است، نه پروژه‌های تکنولوژیک یا نشست‌های کارشناسی. فیلترینگ نه‌تنها زندگی دیجیتال مردم را مختل کرده بلکه هزینه‌های مستقیمی بر کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ تحمیل کرده و عملاً ایران را از رقابت منطقه‌ای در اقتصاد دیجیتال عقب نگه داشته است. این وضعیت، برخلاف آنچه برخی مسئولان می‌کوشند نشان دهند، تنها یک موضوع فنی نیست بلکه مسئله‌ای حیاتی در حوزه حکمرانی ارتباطات است. تا زمانی که این گره اصلی باز نشود، پرداختن به موضوعاتی مانند استفاده از هوش مصنوعی در تنقیح قوانین، بیشتر شبیه تلاش برای پررنگ‌کردن کارهای کم‌اهمیت‌تر در مقابل بی‌عملی نسبت به مسائلی است که مستقیماً با حقوق و کیفیت زندگی مردم ارتباط دارد.
اظهارات وزیر ارتباطات دربارۀ لزوم هم‌افزایی میان فناوری و حقوق، هرچند از نظر مفهومی قابل تأیید است، اما عملاً زمانی ارزشمند خواهد بود که وزارتخانه بتواند ابتدا وظایف پایه‌ای خود را انجام دهد و به مطالبات انباشته‌شدۀ جامعه پاسخ روشن بدهد. در غیر این صورت، این سخنان به‌جای آنکه نشانی از آینده‌نگری باشد، بیشتر رنگ و بوی یک حرکت رسانه‌ای پیدا می‌کند؛ تلاشی برای انتقال توجه افکار عمومی از بحران‌های اصلی به موضوعات فنی و تخصصی که رسیدگی به آن‌ها بدون حل مسائل ریشه‌ای، دستاورد محسوسی برای کشور نخواهد داشت. مادامی که وزارت ارتباطات در برابر اولویت‌هایی مانند رفع فیلترینگ، بازگرداندن ارتباطات پایدار، و تضمین حق دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات اقدامی جدی انجام ندهد، پرداختن به مباحثی همچون نقش هوش مصنوعی در تدوین قوانین، بیش از آنکه امیدآفرین باشد، نوعی فاصله گرفتن از مسئولیت‌های اصلی و واقعی وزارتخانه تلقی می‌شود.