ترور قاسم سلیمانی برای مدتی باعث میشود تا شرایط فعلی خاورمیانه ادامه یابد، به دام انداختن نیروهای آمریکایی در منطقه و ایجاد پیامدهای ناخواسته از جمله اثراتی است که برای ادامه سال ۲۰۲۰ قابل تصور است. غم انگیزترین واقعه تا کنون سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران بود که این کشور پذیرفت پدافند هواییاش به […]
ترور قاسم سلیمانی برای مدتی باعث میشود تا شرایط فعلی خاورمیانه ادامه یابد، به دام انداختن نیروهای آمریکایی در منطقه و ایجاد پیامدهای ناخواسته از جمله اثراتی است که برای ادامه سال ۲۰۲۰ قابل تصور است.
غم انگیزترین واقعه تا کنون سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران بود که این کشور پذیرفت پدافند هواییاش به اشتباه آن را هدف قرار داده، واقعهای که باعث مرگ ۱۷۶ انسان شد. واکنش آمریکا به فاجعهای مشابه در سال ۱۹۸۸، یعنی زمانی که نیروی دریایی ارتش آمریکا یک فروند هواپیمای ایران ایر را بر فراز خلیج فارس به اشتباه هدف قرار داد و باعث کشته شدن ۲۹۰ مسافر شد، کاملاً متفاوت بود.
ترور سردار سلیمانی در بغداد به وسیله آمریکاییها تا الان دو نتیجه روشن داشته است. اولین نتیجه این اقدام آمریکا آن بود که مردم ایران علی رغم تمام نظرات متفاوتی که نسبت به حکومتشان دارند، در مراسم عزاداری قاسم سلیمانی به صورت خودجوش شرکت کردند و نشان دادند در واکنش به اقدامی علیه کشورشان توسط یک نیروی خارجی همه متحد هستند.
دوم اینكه، آمریکا با چنین اقداماتی همچنان رتبه نخست خودش در انجام رفتارهای شرم آور را حفظ کرد، واشنگتن بار دیگر نشان داد که به شدت تمایل به آزار دیگران و همچنین ایجاد پیامدهای منفی ناخواسته برای منافع ملی خودش دارد. غیرقابل پیش بینی بودن این تصمیم گیری غلط در واقع شکلی از قانون مورفی در روابط بینالملل بود اینکه: در بین تمام گزینههای سیاست خارجی من بدتریناش را انتخاب میکنم، مطمئن باشید!
بزرگترین نتیجه ملموس ترور سلیمانی در حقیقت میتواند تحقق رویای دیرینه خود او یعنی وادار شدن آمریکا به ترک منطقه غرب آسیا باشد.
خروج آمریکا البته بیش از همه میتواند یک کابوس برای اسرائیل و برخی از حاکمان عرب باشد، آن هم در شرایطی که ایران در حال کنار گذاشتن محدودیتهای هستهایاش است.
همانطور که انتظار میرفت، ایران در انتقام ترور سلیمانی مواضع نظامی آمریکا در خاک عراق را موشک باران کرد. عدم تلفات انسانی به دلیل این حمله و واکنش ترامپ به آن حکایت از این داشت که دو طرف خواهان افزایش تنش نیستند.
حمله انتقام جویانه ایران تاکنون به دو هدف اصلی خودش رسیده است: اول اینکه، نشان داد اگر ترور سلیمانی با هدف بازدارندگی در مقابل تهران صورت گرفته که قطعا شکست خورده است. ثانیاً، این حمله مردمی را که حس میکردند قهرمان ملی خود را از دست دادهاند تا حدی آرام کرد.
آنچه در هفتههای آینده باید به دقت مورد توجه قرار گیرد وضعیت در حال تحول عراق است و این مربوط به دو رویداد خاص در این کشور میشود: پارلمان در بغداد به خروج همه نیروهای خارجی از این کشور رای داده و شبه نظامیان عراقی نزدیک به ایران نیز اعلام کردهاند که قصد دارند در انتقام از خون سلیمانی و ابومهدی المهندس خودشان مستقل از تهران عمل کنند.
پیامدهای ناخواسته این اقدام آمریکا ممکن است به همین جا ختم نشود. آمریکا به سادگی میتواند نیروهای خود را به منطقه کردنشین عراق منتقل کند و بدون شک چنین اقدامی از سوی واشنگتن ، ضربه دیگری بر پیکر حاکمیت ملی عراق خواهد بود. البته انتقال نیروهای آمریکایی به کردستان میتواند مانعی بر سر راه گسترش نفوذ ایران در منطقه برای تثبیت هلال شیعی از بغداد تا بیروت باشد. شاید این جا به جایی در نظر بسیاری از کارشناسان حقوق بینالملل اقدامی هوشمندانه به نظر برسد، اما میتواند دوباره به رقابت خطرناک عرب و کرد در عراق دامن بزند ضمن اینکه ترکیه و ایران هم بیکار نخواهند ماند. در نهايت، اعتقاد به اينكه يك منطقه مستقل كرد در عراق ممكن است آمريكا را از عواقب عمده ناخواسته ترور سليماني نجات دهد، مي تواند محاسبه خطرناک و اشتباه ديگری باشد.