نقد «جمله» بر برخی فیلم‌های سینما و شبکه نمایش خانگی؛ تقلید دست‌چندمی از سریال‌های ترکی!
نقد «جمله» بر برخی فیلم‌های سینما و شبکه نمایش خانگی؛ تقلید دست‌چندمی از سریال‌های ترکی!

  رضا مبینی/ چندسالی بود که مجبور به تماشای فیلم‌های کمدی بی‌محتوای سینمای ایران بودیم که در سال‌های اخیر کم‌تر شد اما مدتی است که شاهد اتفاقات به مراتب فجیع‌تری در سینما یعنی ساخت سریال‌های شبکه خانگی بی‌محتوا اما به‌شدت پربیننده‌ای هستیم که وقتی به اطراف می‌نگریم از نوجوان ۱۵ ساله تا افراد بالای ۴۰ […]

 

رضا مبینی/

چندسالی بود که مجبور به تماشای فیلم‌های کمدی بی‌محتوای سینمای ایران بودیم که در سال‌های اخیر کم‌تر شد اما مدتی است که شاهد اتفاقات به مراتب فجیع‌تری در سینما یعنی ساخت سریال‌های شبکه خانگی بی‌محتوا اما به‌شدت پربیننده‌ای هستیم که وقتی به اطراف می‌نگریم از نوجوان ۱۵ ساله تا افراد بالای ۴۰ همه را درگیر و پیگیر خود کرده است. سینمای خانگی‌ای که در سال‌های ابتدایی خود، سریال‌های پرمحتوایی چون «قهوه تلخ» مهران مدیری را عرضه کرده بود. حقیقتا پشت پرده‌ ساخت چنین فیلم‌هایی چیست؟ چرا فیلم‌سازان به سمت چنین تولیداتی متمایل می‌شوند؟ اساساً چرا از چنین آثاری حمایت می‌شود؟
به باور من دلیل اول تولید این آثار، ژستِ روشنفکری برخی هنرمندان به‌ویژه فیلم‌سازانی است که در مقام ادعا به بهانه‌ی ممیزی‌های موجود در تلویزیون، قادر به ساخت فیلمی با فیلم‌نامه‌ای مطلوب و هماهنگ با ارزش‌های رسمی جامعه نیستند و با ادعای تولید فیلم‌هایی قوی، به این مسیر گرایش پیدا می‌کنند. بنابراین نتیجه کوچ فیلم‌سازان از تلویزیون به سینمای خانگی، باید پیشرفت و ارتقای سطح تولیدات هنری و ارائه آثاری به مراتب فاخرتر باشد.
نگارنده نیز هم تا حدودی با دلیل آن‌ها مبنی بر وجود محدودیت‌هایی در صداوسیما موافق است و این استدلال آنان را قابل درک می‌داند؛ اما زمانی که نگاهی به تولیدات این شبکه‌ها می‌اندازیم آشکارا می‌بینیم که خبری از کیفیت در آن نیست و حتی در برخی وجوه ازقبیل دیالوگ‌ها و پرسناژ، ضعیف هستند تا حدی که معلوم نیست این شخصیت‌ها از کدام کره آمدند که هیچ سنخیتی با انسان‌های اطراف ما ندارند و به سختی می‌توان با آنان «هم‌ذات‌پنداری» کرد.
حضور هنرمندانِ برجسته و سوپراستارها دلیل دوم گرمی بازار این دست فیلم‌ها است که کمک شایانی در جذب مخاطب می‌کند، سلبریتی‌هایی که یا به دلیل کم‌کاربودن‌شان در سال‌های اخیر و یا به‌دلیل اخذ دستمزدهای کلان، پای‌شان به این پروژه‌ها باز شد.
البته باید گفت برای این سلبریتی‌ها، منافع شخصی‌شان‌ در اولویت است نه احترام به مخاطب، غافل از اینکه شاید با این کار به منافع کوتاه‌مدت دست یابند اما قطعا اعتبار‌شان به‌زودی به سر خواهد رسید، به‌قول یکی از منتقدان: «انتخاب این هنرمندان دقیقا مثل انتخاب‌شان در انتخابات ۹۲و۹۶بوده که سودای منافع شخصی منجر به حمایت آن‌ها از کسی شد که در نهایت آن‌ها هم قربانی انتخاب خودشان شدند».
گویا توهم و رویای روشنفکری و تقلید صرف از سینما و تلویزیون ترکیه‌، چشم و گوش‌شان را بسته و هوش و حواس را از سر این هنرمندان برده است.
دلیل سوم حامیان مالی هستند که اگر آن‌ها نباشند شاید موارد مذکور (فیلم‌ساز و هنرپیشه) هم وسوسه‌ اجرای چنین پروژه‌های سخیفی را نداشته باشند. حامیان مالی و اسپانسرهایی که به فکر اعتلای سینما و احترام به مخاطب نیستند و با راه‌انداختن سینمای تجاری و بافروش فیلم‌های عامه‌پسند به دنبال سودهای کلان‌ هستند.
دلیل بعدیِ رواج چنین سندرومی، حمایت مسئولان ذی‌ربط، وزارت‌‌‌ ارشاد، سازمان‌ها و نهادهای هنری و سینمایی است که با این ساختار مدیریت فرهنگی و سینمایی در بهینه‌سازی فضا به نفع سینمای مترقی و صاحب فکر و محتوا، ضعیف عمل می‌کند. وقتی فیلم‌سازان جوان و یا حتی فیلم‌سازان برجسته و دارای سبک می‌بینند که یک فیلم دارای مضمون، هم در زمان تولید و هم موقع اکران مهجور واقع می‌شود، ناخودآگاه یا به سمت تولید آثار دم‌دستی و مورد‌پسند سینماداران می‌روند، یا به کارمندِ حامیان‌مالی تبدیل می‌شوند و خواسته یا ناخواسته تن به اعتلای سینمای تجاری می‌دهند.
اما دلیل آخر؛ در این بخش عمیقا معتقدم که مقصر عمده رواج این گرایش و رفتن برخی فیلم‌سازان به این مسیر و تواید فیلم‌های بی‌محتوا که ما را به یاد «فیلم‌فارسی‌های سینمای قبل از انقلاب»، می‌اندازد، بیشتر از اینکه فلان فیلم‌ساز، بازیگر، مسئول، نهاد و… باشد، «مخاطبِ کج‌فهم» و کج‌سلیقه‌ای‌ست که صرفاً جهت پر کردن اوقات فراغت و لبخندهای آنی که در صفحات مجازی به اشتراک بگذارد وقت و زمان خود را با دیدن لطیفه‌های کم‌نمکی که با کنار هم چیدن، تبدیل به یک فیلم شده است و یا در فیلم‌های جدی اجتماعی با موضوعات سخیفی چون خیانت، عشق‌های مثلثی و… هرز می‌دهد و چشم‌ به دیدن هر مدل فیلم با هر محتوای سخیفی باز می‌کنند.
همه‌ این‌ عوامل را بیان کردم تا به این نکته برسم که من و توی مخاطب باید به این درجه از درک و دریافت برسیم که با تماشا نکردنِ چنین فیلم‌هایی، به زمان و شعور‌مان احترام بگذاریم و گامی در جهت اعتلای فرهنگ و هنر کشور برداریم.