پرندگان مثل سرما دیر رسیدند
پرندگان مثل سرما دیر رسیدند
بررسی وضعیت حیات‌وحش استان تهران در سال جاری، بیش از هر زمان دیگری تصویری روشن از پیوند عمیق میان تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع طبیعی و آینده تنوع زیستی در یکی از پرجمعیت‌ترین استان‌های کشور ارائه می‌دهد.

خبر تأخیر در سرشماری سالانه حیات‌وحش به دلیل سرمای دیرهنگام، در نگاه نخست شاید صرفاً یک موضوع اجرایی به نظر برسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود نشانه‌ای از به‌هم‌ریختگی نظم‌های طبیعی است که طی دهه‌های گذشته به عنوان الگوی قابل پیش‌بینی در مدیریت محیط‌زیست مورد استفاده قرار می‌گرفت. آنچه امروز مدیران حیات‌وحش استان تهران با آن مواجه‌اند، نه فقط تغییر در زمان سرشماری، بلکه تغییر در رفتار گونه‌ها، جابه‌جایی زیستگاه‌ها و شکننده‌تر شدن چرخه‌های حیات است.
بر اساس توضیحات ارائه‌شده از سوی مسئولان، سرشماری گونه‌های شاخص علف‌خوار همچون قوچ و میش، کل و بز، آهو و جبیر که معمولاً از اوایل پاییز آغاز می‌شد، امسال با حدود یک ماه تأخیر و از نیمه دوم آذرماه کلید خورد. این تأخیر مستقیماً به شرایط اقلیمی استان بازمی‌گردد؛ جایی که کاهش یا تأخیر در بارندگی‌ها و دیرتر سرد شدن هوا موجب شده گله‌های حیات‌وحش دیرتر از حالت پراکندگی خارج شوند. این مسئله تنها یک چالش فنی برای سرشماری نیست، بلکه نشان می‌دهد الگوهای زیستی گونه‌ها که متأثر از دما و بارش است، در حال تغییر است و همین تغییر می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای زادآوری، بقا و حتی توزیع جغرافیایی آن‌ها داشته باشد.
در سوی دیگر ماجرا، وضعیت پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی قرار دارد که بیش از سایر گونه‌ها به شرایط منابع آبی وابسته‌اند. سرشماری این پرندگان در چارچوب تقویم بین‌المللی از اواسط دی تا اواسط بهمن انجام می‌شود، اما آنچه نتیجه این سرشماری را تعیین می‌کند، نه صرفاً حضور تیم‌های پایش، بلکه میزان آب موجود در تالاب‌ها، آبگیرها و سدهای استان است. کاهش بارندگی در سال جاری باعث شده بسیاری از زیستگاه‌های آبی استان تهران که در سال‌های گذشته نقش ایستگاه‌های مهم بین‌راهی یا زمستان‌گذرانی را ایفا می‌کردند، با کم‌آبی جدی مواجه شوند. تالاب‌هایی مانند بندعلیخان و قنبرآباد که کاملاً وابسته به روان‌آب‌های سطحی هستند، نمونه‌ای روشن از این وضعیت‌اند؛ زیستگاه‌هایی که در سال‌های پربارش میزبان هزاران پرنده مهاجر بوده‌اند، اما امروز ظرفیت زیستی آن‌ها به شدت کاهش یافته است.
پیامد این کم‌آبی صرفاً کاهش آمار پرندگان مهاجر نیست. نبود آب و غذا در مسیرهای مهاجرت، پرندگان را ناچار به انتخاب مسیرهای جایگزین یا توقف‌های کوتاه‌مدت‌تر می‌کند و در مواردی حتی موجب ضعف شدید جسمی و تلفات آن‌ها می‌شود. گزارش‌هایی از مشاهده پرندگان ضعیف‌شده در حاشیه شهرها و روستاها، زنگ خطری جدی برای مدیریت محیط‌زیست به شمار می‌آید؛ چراکه این پدیده نشان می‌دهد زنجیره زیستگاهی در مقیاس منطقه‌ای دچار گسست شده است. هرچند اقدامات حمایتی مانند تیمار، تغذیه و بازپروری پرندگان آسیب‌دیده انجام می‌شود، اما این اقدامات بیشتر جنبه واکنشی دارند و نمی‌توانند جایگزین احیای زیستگاه‌های آبی و تأمین حق‌آبه طبیعی آن‌ها شوند.
با این حال، تصویر حیات‌وحش استان تهران کاملاً تیره نیست. نتایج سرشماری سال گذشته نشان می‌دهد جمعیت چهار گونه شاخص علف‌خوار استان حدود ۲۷ هزار رأس برآورد شده و پیش‌بینی می‌شود با وجود تداوم خشکسالی، این جمعیت در سال جاری نیز رشدی ۳ تا ۵ درصدی داشته باشد. این روند افزایشی، حاصل مجموعه‌ای از اقدامات مدیریتی از جمله ایجاد و مرمت آبشخورها، تأمین منابع آبی جدید، استفاده از تلمبه‌های بادی در مناطق کویری و حتی علوفه‌رسانی در شرایط بحرانی است. این اقدامات نشان می‌دهد که مدیریت هدفمند و مبتنی بر داده می‌تواند تا حدی اثرات منفی خشکسالی را تعدیل کند، هرچند در بلندمدت بدون اصلاح الگوی مصرف آب و توجه جدی به تغییرات اقلیمی، این دستاوردها نیز در معرض تهدید قرار خواهند گرفت.
در پایان باید گفت؛ تأخیر در سرشماری حیات‌وحش استان تهران را باید نشانه‌ای از یک واقعیت بزرگ‌تر دانست؛ واقعیتی که می‌گوید مدیریت محیط‌زیست دیگر نمی‌تواند بر اساس الگوهای ثابت گذشته پیش برود. تغییر اقلیم، کاهش منابع آبی و فشارهای انسانی، ضرورت بازنگری در سیاست‌های حفاظتی را بیش از پیش آشکار کرده است. استان تهران، با وجود محدودیت‌های اکولوژیک و فشار جمعیتی، همچنان یکی از زیستگاه‌های مهم حیات‌وحش کشور است، اما حفظ این جایگاه نیازمند تصمیم‌های کلان، تأمین حق‌آبه تالاب‌ها و نگاهی فراتر از اقدامات مقطعی است. اگر امروز تأخیر در سرشماری به‌عنوان یک هشدار جدی تلقی نشود، فردا ممکن است با تأخیر در بازگشت گونه‌ها یا حتی حذف آن‌ها از نقشه زیستی استان مواجه شویم.
+