در یکی از این رباعیها، شاعر با نگاهی به سپری شدن گذشته و نگریستن به آیندهای روشن میسراید:
دیریست عبور کردهام از دیروز / در لحظه زیم به شادی و دلافروز
میلاد دوباره است برایم هر صبح / در منظرم هر روز نو است و نوروز
در رباعی دوم، بهار تنها نماد تغییر فصل نیست، بلکه فرصتی برای تجدید پیمان با عدالت و ایثار معرفی میشود:
ما در دل عالمیم و عالم در ما / در ذات یگانگی بهاری زیبا
همراه شویم بهار و سال نو را / با عدل علی شروع کنیم پیمانها
رباعی سوم، با اشاره به رنجها و ایستادگی ملت، از پیوند بهار با یاد شهیدان سخن میگوید:
هرچند فجایع و بلای بسیار / در سوگ نشانده ایل ما را هر بار
با یاد شهیدان ره آزادی / دیدار بهار میرویم در گلزار
و در رباعی چهارم، شاعر به انتقاد از تزویر و ناتوانی آن در برابر حقیقت میپردازد:
هرکس که خلاف عالم شادان کرد / از جهل حیات خویش در خسران کرد
تاریخ عوض نمیشود با تزویر / نوروز و بهار نتوان کتمان کرد
محمدکاظم شهرام که با تخلص «آینا بابا» شناخته میشود، در گفتوگو درباره این اشعار گفت: «در دل بهار، حقیقتی نهفته است که نه میتوان آن را نادیده گرفت و نه با تزویر پنهانش کرد. نوروز برای من نماد بازگشت به فطرت، پیوند با عدالت و احترام به راه شهیدانیست که بهار را برای ما ممکن ساختند.»
شهرام که از شاعران فعال حوزه رباعی و غزل است، تاکنون دو مجموعه شعر با عنوانهای «همآواز باران» و «منظومه عشق» منتشر کرده است.
مجموعه «همآواز باران» شامل رباعیات و دوبیتیهایی با عناوینی چون «صهبای سعادت»، «چراغ معرفت» و «خورشید کهکشان» است که در ۱۳۶ صفحه منتشر شده است.
اثر دیگر وی با عنوان «منظومه عشق» نیز شامل غزلیات و رباعیهایی چون «سماع در آسمان»، «از پس پرده برون آ» و «با اشتیاق آدمی جویم تو را» است که توسط انتشارات امینان در ۱۳۶ صفحه روانه بازار کتاب شده است.




































































































































































































