سعید موسوی: مصطفی هاشمی¬طبا که در دولت¬های هاشمی و خاتمی عهده¬دار منسب بود و در انتخابات سال گذشته هم به آشکار در مناظره¬ها به کمک روحانی آمد، در گفت¬وگویی با جمله به بررسی رابطه دولت با اصلاحات پرداخته است که مشروح این گفت¬وگو در زیر می-آید: *اصلاح¬طلبان و روحانی چه نسبت و رابطه¬ای با هم […]

سعید موسوی: مصطفی هاشمی¬طبا که در دولت¬های هاشمی و خاتمی عهده¬دار منسب بود و در انتخابات سال گذشته هم به آشکار در مناظره¬ها به کمک روحانی آمد، در گفت¬وگویی با جمله به بررسی رابطه دولت با اصلاحات پرداخته است که مشروح این گفت¬وگو در زیر می-آید:
*اصلاح¬طلبان و روحانی چه نسبت و رابطه¬ای با هم دارند؟
قبل از جواب دادن به اين پرسش لازم مي¬دانم به اين نكته اشاره كنم كه آقاي رييس¬جمهور تا به امروز نه خودشان را اصولگرا و نه اصلاح¬طلب معرفي كرده­اند.
*اما همه می دانند که اصلاح­طلبان سهم چشمگيري در راي آوري روحاني و همچنين تركيب دولت­اش دارند.
من معتقد نيستم كه درباره اصلاح¬طلبان كلي¬گويي شود،‌ چون آنها مجموعه¬اي از چهره¬ها هستند كه سليقه¬هايي متفاوت نسبت به هم دارند و گاها مشاهده مي¬شود كه اختلاف نظرهاي¬شان بسيار جدي مي¬شود. اما به هر حال آن مجموعه¬اي كه به نام اصلاح¬طلبي شناخته مي¬شوند،‌ در ۲۴ خرداد ۹۲ و ۲۹ ارديبهشت ۹۶ سهم قابل توجهي در راي آوري و تشكيل دولت داشتند و اين انكار نمي­شود.
*آیا اصلاح¬طلبان مي¬توانند اين ادعا را داشته باشند كه انتخابات ۹۲ مهر باطلي بود بر حاشيه­نشيني­شان؟
شما در شرايطي اين سئوال را مطرح مي¬كنيد كه هم اصلاح¬طلبان و هم اصولگرايان به عنوان يك جريان سياسي نوعا حاشيه¬نشين هستند. به هر حال مردم مشخصا در انتخابات كار زيادي ندارند كه فلان كانديدا اصلاح¬طلب است و بهمان كانديدا اصولگرا. راي¬هاي مردم در هر انتخاباتي اعم از رياست¬جمهوري يا انتخابات¬هاي ديگر بستگي به شرايط روز و شنيده­ها و ديده¬هاي¬شان دارد و به همين دليل،‌ در كمتر انتخاباتي مي¬شود به راحتي نتيجه را پيش¬بيني كرد. كمااينكه يك روز سيد محمد خاتمي را به عنوان رييس¬جمهور بر مي¬گزينند و در سال ۸۴ محمود احمدي-نژادي را كه هيچ شباهتي به آقاي خاتمي نداشت را با راي¬هاي خود برنده انتخابات مي¬كنند.
*شما اينطور گفتيد كه «مردم مشخصا در انتخابات كار زيادي ندارند كه فلان كانديدا اصلاح¬طلب است و بهمان كانديدا اصولگرا¬» در حالي كه همين مردم در دهه هشتاد در همه انتخابات به اصولگراها راي دادند و در دهه نود هم شاهديم كه اصولگرايان دولت و اكثريت در مجلس و شوراي شهر را از دست دادند.
ايني كه شما گفتيد كه مردم به هيچ جرياني وابسته نيستند و بر اساس تشخيصي كه از شرايط روز دارند، تصميم مي¬گيرند كه با اين راي بدهند يا به آن. اي كاش سياسيون و فعالين حزبي هم قبل از اين كه به فكر برنده شدن باشند، به اين فكر كنند كه كشور بايد در مسيري هدايت شود كه بتوانيم با بهره¬گيري از فرصت¬ها، تهديدها را روز به روز كمتر كنيم كه لازمه اين اتفاق،‌اين است كه منافع ملي زير سايه مصالح سياسي قرار نگيرند.
*عملكرد دولت¬هاي يازدهم و دوازدهم را چقدر مي¬توان به تفكر و تصميم اصلاح¬طلبي ربط داد؟
من دقيقا نمي¬دانم كه مانيفست اصلاح¬طلبي چه بايدها و نبايدهايي را مد نظر دارد و اصول-هايش را بر اساس چه مبنايي تعيين مي¬كند. كمااينكه مانيفست اصولگرايان هم قابل تشخيص نيست. مشكل اينجاست كه در فضاي سياسي مسايل مبهي مطرح مي¬شود. در حاليكه عرف،‌ اين است كه يك حزب مشخص سياسي بايد نقطه نظراتش درباره مسايل سياست خارجي يا اقتصاد و بخش­هاي ديگر را صريح و آشكار بيان كند تا مردم بدانند كه با راي دادن به كانديداي معرفي شده آنها، با با چه شرايطي روبرو خواهند شد. در حالي كه در كشور ما اين افراد هستند كه با برچسب اصلاح¬طلبي و اصولگرايي نظر مي¬دهند، آنهم در شرايطي كه هم اصلاح­طلبان و هم اصولگراها با هم درباره هر بحثي عقيده­هايي متناقض با هم دارند. شرح اين شرايط ما را به اين نتيجه مي¬رساند كه نمي¬توان نسبت به تمايل دولت به يك طيف سياسي نظري قطعي داد. البته واضح است كه هر دولتي به يك سليقه نزديكي بيشتري دارد.
*اما به عنوان مثال در بحث سياست خارجي،‌ مي­توان تشخيص داد كه تصميم­ها به كدام جريان نزديكتر است.
نه! براي اينكه همين برجام از جانب خيلي از اصلاح¬طلب¬ها تقبيح مي¬شود و اصولگراياني هم هستند كه در اين چند سال در عمل نشان داده¬اند كه با سياست­هاي هسته¬اي دولت همراه هستند. البته يك عده­اي هم داد و بيداد الكي مي­كنند و خودشان هم نمي­دانند كه دليل اعتراض­شان چيست. بنابراين برخلاف نظر عمومي،‌ من معتقد نيستم كه توافق هسته­ اي به نام اصلاحات يا اعتدال زده شود و اين اتفاق را اتفاقي بزرگ مي­دانم كه مرهون اراده عمومي است و به هيچ وجه نبايد به نفع اين و آن مصادره شود.