مهسا حسینی اینستاگرام،یک اسم آشنا برای ما ایرانی ها که هرروز با این اپلیکیشن در مجازی مسئله ساز می شویم.فکر نکنید منظورم این است خودمان را انگشت نمای مردم می کنیم،منظورم دقیقا همین است که خودمان را انگشت نمای مردم می کنیم.درپی ناراحتی برخی هواداران تیم ملی از اینکه چرا ژاپن برده،اصلا بیجا کرده برده،چه […]

مهسا حسینی
اینستاگرام،یک اسم آشنا برای ما ایرانی ها که هرروز با این اپلیکیشن در مجازی مسئله ساز می شویم.فکر نکنید منظورم این است خودمان را انگشت نمای مردم می کنیم،منظورم دقیقا همین است که خودمان را انگشت نمای مردم می کنیم.درپی ناراحتی برخی هواداران تیم ملی از اینکه چرا ژاپن برده،اصلا بیجا کرده برده،چه معنی می دهد ژاپن ببرد،عده ای مردم همیشه در صحنه حاضر شمشیرها را از غلاف بیرون کشیدند و دوان دوان خود را به پیج بازیکنان ژاپنی رساندند.این حمله یک قربانی گرفت!

بله.درست خواندید.نه منظورم این نیست که یک نفر زیر دست و پا له شده باشد یا دستی،سری،پایی چیزی از کسی کم شده باشد،نه منظورم این است که در این میان یک دونده بی گناه را هم اشتباه گرفتند و حسابی از خجالتش درآمدند.بنده خدا از حجم کامنت ها متعجب شده بود و رفته بود کامنت ها را ترجمه کرده بود و جواب داده بود که من اشتباهی هست.یک جورایی معنی جمله جان عزیزتان بس کنید را می دهد.حق هم دارند این ملت.همه ژاپنی ها شبیه هم هستند و نمی شود تشخیص داد که شخص در تصویر بازیکن تیم ملی است یا دونده دو ماراتن.
باید نشانه می گذاشتند وگرنه ما محال ممکن است در حملات دسته جمعی دنیای مجازی اشتباه کنیم.صاف می رویم سراغ هدف و بعد از آن یا کامنت هایش بسته می شود،یا با شنیدن اسم ایران فرار می کند یا در بهترین حالت پیجش را می بندد،اگر هم آدم عاقلی باشد کلا مجازی را می بوسد می گذارد کنار.البته نمی شود غیرمنصفانه برخورد کرد.خبرنگار باید بی طرف بنویسد.حرکت قشنگ هم کم نداشتیم.
کاشیما از پرسپولیس برد،از زیر سنگ و بالای ابر پیج بازیکنانش را پیدا کردیم و تبریک گفتیم.عده ای هم با قوطی های نوشابه زیر پیجشان بساط پهن کردند و تندتند برایشان نوشابه باز کردند.انگار نه انگار آن تیمی که بازنده بوده همین پرسپولیس کشور ما بوده است.یعنی می خواهم شما را مطمئن کنم اگر لشگرکشی در اینستاگرام جزو رشته های المپیک بود،در این رشته،بی رقیب می توانستیم تا انقراض اینستاگرام قهرمان باقی بمانیم.بعد از آن هم دست هایمان را گرم می کردیم که در اپلیکیشن بعدی از دنیا عقب نمانیم.اتحاد برای حمله به پیج های مختلف همیشه در ما بوده و هست،یعنی هرکس در ورزش ها به خصوص فوتبال برای ما خط و نشانی بکشد بلایی به روزش می آوریم که آن سرش نا پیدا.
یادتان هست با مسی چه کردیم؟بنده خدا فقط یک گل زده بود.میلیونی کامنت پای پستش گذاشتیم.برخی هم که سوادشان بیشتر بود کامنت انگلیسی گذاشتند تا مسی زحمت ترجمه به خودش ندهد و ماجرا را متوجه شود.آن داور هم یادتان است؟خواستم در مورد او بگویم حقش بود.شاید باید کوبنده تر برخورد می کردیم.شاید اگر پرتغال،آرژانتین یا همین ژاپن و باقی کشورها یک دلسوز داشتند که برایشان می گفت در ایران چه می گذرد الان ما در دنیا اول بودیم،همه جام ها برای ما بود،همه هواپیماهای تراز اول برای ما بود.
شاهکار دیگر هم یک اتحاد حضوری بود.ایجاد سروصدا پایین پنجره رونالدو بود.نه می توانیم بگوییم افراد کم درآمد جامعه بودند، نه می توانیم بگوییم ار حرص بی پولی رفتند آن جا.همه عاقل و بالغ و البته با سطح درآمد خوب،رفتند پشت پنجره هتل رونالدو و تا صبح دست زدند.یعنی جای حرف باقی نگذاشت این حرکت ملی.رونالدو هم با پانتومیم به آن ها التماس می کرد که بروید در محله خودتان بازی کنید.
این هارا نوشتم که برسم به شاهکار آخر از هواداران تیم شاکی…پیج وزیر ورزش ریپورت شد.خیلی راحت.عین آب خوردن چند صدنفر تصمیم گرفتند که وزیر دیگر اینستاگرام نداشته باشد.شاید هم صلاح دیدند که ایشان مدتی از مجازی دور باشد که بتواند با خیال راحت به امور ورزش رسیدگی کند.اما اصل ماجرا کجا بود؟مشکل هوادارن آبی دل با آقای مسئول از فصل قبل شروع شد.اگر با صراحت نوشتم هواداران آبی چون بارها و بارها دیده شده که با وزیر مشکلات عمده دارند و این مشکلات،ماجراهای یک روز و دو روز نیست.بماند که ریز این مشکلات چه بود.اما در خاطرم هست که یک بار دیگر هم در کامنت های یک پست به وزیر حمله شده بود اما گویا دیگر صبر هواداران استقلال تمام شده است.
عین بمب بودند در حال منفجر شدن.تایمر آن ها هم بعد از مسابقات جام ملت ها منفجر شد.همدیگر را برای این حرکت بزرگ تشویق کردند.از شروع دلگیری ها تا امروز نمی دانم دقیقا چند روز می گذرد اما از تصمیم برای ریپورت کردن پیج وزیر تا پایان مأموریت یک ساعت زمان برد.در عرض یک ساعت پیج حدودا ۴۱ هزار نفری وزیر ورزش از دسترس خارج شد.من نمی گویم چه کسی مقصر است.شاید در این یک مورد خاص کمی باید به دو طرف گوش کرد.هواداری که مشکلات مالی و … اعصابش را به بازی گرفته و وزیر که همه در مصاحبه ها به علیه او کار می کنند.با تمام مشکلات متعدد تیم های پایتخت،حتما چیزی این وسط در گلوی هواداران گیر کرده است که این گونه آب و روغنشان قاطی شده است.وگرنه هیچ موجودی تا وقتی خطر حس نکند واکنش نشان نمی دهد.یک بار باید هوادار و وزیر را روبه روی یکدیگر قرار داد،یک لیوان چای برایشان ریخت تا مشکلات حل شود.اتحاد چیزی بد نیست اما آدم از یک سری اتحاد ها بدجوری توی دلش خالی می شود.