هومن حکیمی/ در فیلم «چیزهایی هست که نمیدانی»، «علی مصفا» نقش یک راننده آژانس ساکت و توداری را بازی میکند که تکیهکلامش در بزنگاههایی که دچار چالش میشود یا با سوال یا موقعیت پیچیدهای مواجه میشود این است؛ «رهاش کن بره رییس»! او فکر میکند که در مرموزترین و سختترین و نابههنگامترین […]
هومن حکیمی/
در فیلم «چیزهایی هست که نمیدانی»، «علی مصفا» نقش یک راننده آژانس ساکت و توداری را بازی میکند که تکیهکلامش در بزنگاههایی که دچار چالش میشود یا با سوال یا موقعیت پیچیدهای مواجه میشود این است؛ «رهاش کن بره رییس»! او فکر میکند که در مرموزترین و سختترین و نابههنگامترین موقعیت (در نهایت) میشود همه چیز رها کرد تا خودش بالاخره یکطوری بشود… .
اول
هیچ دورهای از انتخابات کشورمان مانند دو انتخابات مهم ۱۴۰۰ در سکوت و ابهام نبوده است. حتی انتخابات دوره قبلی مجلس شورای اسلامی که میزان مشارکت در آن چندان بالا نبود، تا قبل از روز رأیگیری، سرشار از بیانیه و اعلام حضور و… بود اما امسال اینطور به نظر نمیرسد.
بیایید ماجرا را از اینجا شروع کنیم که علیرغم همه بالا و پایینها و انتقادهایی که به سازوکار انتخاباتی در کشورمان وارد است، هنوز هم رأی دادن، ابزاری مهم برای تحقق آرزوها و رسیدن به مطلوب است.
شما فرض کنید از فردا اعلام شود که دیگر هیچ انتخاباتی در کشور برگزار نخواهد شد و قانونی تصویب شود که که هر مسئولیت کلانی توسط یک عده مشخص واگذار و افراد، منصوب میشوند. یعنی فرض کنید که رییسجمهور مثل یک مدیرکل استانی منصوب شود. شک نکنید در اینصورت، همینهایی که امروز میگویند «انتخابات خوب نیست و ما در آن شرکت نمیکنیم و…» خیلی زود پشیمان میشوند.
باز هم تأکید میکنم که میپذیریم و واقفیم که در کشورمان، در مراحل مختلف برگزاری یک انتخابات، مشکلاتی داریم اما تحریم انتخابات، چاره کار نیست و اصولا ثابت شده که تحریمها هیچوقت جواب نمیدهند و تأثیر نمیگذارند!
دوم
برای انتخابات ۱۴۰۰ مثل همیشه ولی گمانهزنی تا دلتان بخواهد هست. تا دورههای قبلی البته اینجوری بود که مثلا حدود یک سال مانده تا شروع انتخابات، گمانهزنیها آغاز شوند و مدتی همه حدس بزنند و نامهای به میان آمده یا تکذیب کنند یا بگویند که در حال رایزنی و بررسی اوضاع هستند!
در این دوره ولی با اینکه تا موعد رسمی دو انتخابات ۱۴۰۰ فاصله زیادی نداریم، هنوز انتخابات از مرحله گمانهزنی رد نشده و خیلی از دوستانی که قصد ورود دارند، انکار میکنند!
بعضیهایشان حتی در کل کشور شروع به راهاندازی ستاد تبلیغاتی کردهاند اما از این طرف میگویند که قصد ورود به انتخابات را ندارند!
حالا برویم سراغ این بخش ماجرا که چرا اوضاع اینطوریست؟
سوم
رفتن «ترامپ» معادلات را تغییر داده است. تو را به خدا نگویید که انتخابات آمریکا تأثیری در انتخابات کشورهای دیگر ندارد. منظور این نیست که ما دربست منتظریم تا ببینیم که چه کسی رییسجمهور آمریکاست تا برنامهریزی کنیم اما دیپلماسی مدرن میگوید که تغییر و تحولهای کلان در کشورهای موثر جهان (چه خوب چه بد) باید مورد توجه سیاستهای داخلی کشورهای درگیر، قرار بگیرد.
این را اگر قبول داشته باشیم پس طبیعیست که آمدن «بایدن» فضا را برای طرفداران یک مانیفست خاصتر در ظاهر فراهم میکند و طبعا، منافع سیاسی عدهای دیگر را در معرض آسیب قرار میدهد. ضمن اینکه نیاز روز کشور ما حل مسأله اقتصادی و رفع تحریمها با حفظ عزت مردم و نظام است. در کنار اینها هرگز نباید دعواهای جناحی در داخل کشور و نیز، آنهایی که در ظاهر با مردم و نظامند اما درواقع علیه آنها رفتار میکنند را فراموش کرد.
از سویی دیگر دوره دوم ریاست جمهوری «روحانی» را اگر اجمالی بررسی کنیم (بدون در نظر گرفتن دلایل و توجیهاتی که بخشی از آنها که توسط دولت اعلام شده، میتواند درست هم باشد)، میزان نارضایتی عمومی بالا بوده است. شرایط اقتصادی که تنها بخشی از آن به دلیل تحریمها بوده، آن قدر نامطلوب شده که داد همه را درآورده است. وضعیت منطقه هم که مدام با کارشکنی قسمتی از اعراب به مدیریت عربستان و دخالت بیگانه، به هم ریختگی مضاعفی پیدا کرده است. به همه اینها تازه باید کرونا را هم اضافه کرد که کل اوضاع جهان را تحتتأثیر قرار داده، پس بیایید قبول کنیم که رییس جمهور بعدی ما کار خیلی سختی خواهد داشت!
چهارم
در مورد شوراها هم غیر از این مسایل کلانتر که در اندازههای ریاستجمهوری هستند ولی بر دیگر نهادها مانند شوراها هم تأثیر خواهند گذاشت، نکات مبهم دیگری به چشم میخورد.
شوراهای اسلامی شهرها به طور کلی و بهخصوص در دوره پنجم، نمره مردودی، هم از مردم و هم از دستگاههای نظارتی دریافت کردند. در این حدود ۶ سال گذشته، تقریبا هفتهای نبود که خبری درباره فساد برخی اعضای شوراهای شهرهای مختلف کشور و شهرداران در خبرگزاریها و روزنامهها و در فضای مجازی، نخوانیم.
این حجم از ناکارآمدی و فساد و سوءاستفاده از اعتماد مردم، شاید بیسابقهترین نوع حمله به حیثیت و امنیت اجتماعی مردم کشور را در پس از انقلاب رقم زد که چارهاش تقریبا همینیست که دستگاه قضایی و نظارتی دارد انجام میدهد؛ برخورد قانونی شدید با متخلفان.
البته که این اتفاق باید زودتر از اینها رخ میداد اما همین که همه به این صرافت افتادهاند که باید با فساد در هر سطحی مقابله شود، نشانه خوبیست.
اما همین برخورد قاطع با فاسدها، یک نگرانی را در بین آنهایی که میخواهند وارد انتخابات شورای ششم بشوند، ایجاد کرده است…
پنجم
عدهای از نامزدهای شورا که قصدشان سوءاستفاده بوده (با تأسی از پیشنیان!) موتور انتخاباتیشان را خاموش کردهاند و برای خدمت به خلق، احتمالا جاهای دیگری را جستوجو خواهند کرد!
یک عده که آبرویشان برایشان از هر چیز دیگری مهمتر است، دارند همچنان صبر میکنند که ببینند، تکلیف برخورد با شوراییهای فاسد قبلی چه خواهد شد. عدهای دیگر هم که برنامهمحورند و دوست دارند برای مردم کار کنند (که امیدوارم تعدادشان زیاد باشد!) منتظر دقیقه نود هستند که اعلام حضور کنند چون آنهایی که تأیید نخواهند شد و دمشان برای همیشه از شورا چیده خواهد شد، حاضرند هر کاری برای تخریب خوشنامان انجام بدهند. کلیه این دوستان هم گوشهچشمی به رییسجمهور بعدی دارند و منتظرند ببینند شانس چه کسی برای رییسجمهور شدن بیشتر است.
نتیجه همه آنها هم میشود این سکوت و حرکتهای مخفی زیرپوستی تبلیغاتی و غیره که فضای انتخابات ۱۴۰۰ را جور دیگری خواهد کرد.
فقط میماند مسأله مشارکت مردم که باید دوستان تصمیمگیر و تصمیمساز فکری به حالش بکنند چرا که مردم در هیچ حالتی نباید تاوان ندانمکاری عدهای فاسد و تعدادی که باید زودتر برخورد میکردند اما نکردند را بدهند.