امروز زنان و دختران تحصیلکرده حوزههای مختلف اشتغال را در دست خود دارند و در زمینههای مختلف آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فعالیت دارند و همین مشارکت، موجبات توسعه کشور را تسهیل کرده است.
نکته مهم و همچنین سوالی که بسیاری از مردم از هم میپرسند این است که چرا سهم زنان در مدیریت تا این اندازه ناچیز است آن هم در شرایطی که نسبت جمعیت زنان در مقایسه با مردان با اختلاف یک درصد، تقریباً مساوی است و نرخ تحصیلات زنان نیز در برخی رشتهها، برمردان پیشی گرفته و این همه طی چهار دهه اخیر، رخ داده است.
در میانههای دهه نود بود که سهم ۳۰ درصدی زنان از مناصب مدیریتی به تصویب رسید اما دولت حسن روحانی که در این مصوبه نقش داشت، خود نتوانست سهم مدیران زن را به بیش از ۵ درصد ارتقا دهد و همین نشان میدهد شکافی عمیق بین حرف تا عمل مدیران وجود دارد.
تا امروز و در چهارده دولتی که در جمهوری اسلامی شکل گرفت، شاهد حضور یک وزیر در دولت دوم محموداحمدینژاد بودیم، «مرضیه وحید دستجردی» نخستین وزیر زن پس از انقلاب بود که در سمت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موفق به کسب رأی اعتماد شد، اتفاقی که تنها یکبار تکرار شد و «فرزانه صادق مالواجرد» موفق شد در دولت چهاردهم وزیر راه و شهرسازی شود و بهجز این دو مورد، همه کرسیهای وزارت طی چهار دهه گذشته، در اختیار مردان بود. در خصوص استانداری نیز تا این لحظه شاهد فعالیت یک استاندار زن در کشور نبودیم آن هم در شرایطی که زنانی که پتانسیل چنین جایگاهی را داشته باشند، کم نیستند و بدتر از همه زنان فرماندار و بخشدار هم بسیار کم داشتیم.
مروری بر گذشته تأیید میکند گویا دستی در پشت پرده بر این امور مدیریت میکند و اجازه حضور زنان در کرسیهای مهم تصمیمگیری را نمیدهد هرچند زمزمهها از احتمال انتخاب استاندار زن در دولت چهاردهم حکایت دارد.
مسعود پزشکیان هم که در رقابتهای انتخاباتی بر این موضوع تأکید داشت، تا این لحظه هنوز نتوانست رکورد حضور زنان در هیأت وزیران خود را ارتقا دهد یا یک استاندار زن منصوب کند هرچند تا این لحظه بالاترین آمار حضور زنان در دولت چهاردهم را داشتیم.
روز گذشته «فاطمه مهاجرانی» در این خصوص وعدههایی داد و نگاه و نظر افکار عمومی را به خود جلب کرد. سخنگوی دولت با ابراز امیدواری نسبت به انتخاب بانوان بهعنوان استاندار در دولت چهاردهم، گفت: انتصاب جوانان، زنان و اقوام از اولویتهای مهم دولت است چرا که برای ارتقای سرمایه اجتماعی باید گروههای مختلف را به رسمیت بشناسیم و به آنان فرصت دهیم.
نکته مهمی که لازم است به آن توجه کنیم این است که زنان، جوانان و همچنین اقلیتهای دینی و قومیتها، شهروندان این کشور هستند و دل در توسعه این آب و خاک دارند و توجه به آنان یعنی افزایش سرمایه اجتماعی و استحکام اعتماد بین مردم و حاکمیت که میتواند بهعنوان مهمترین عنصر بازدارنده در برابر تهدیدات داخلی و خارجی عمل کند.
زنان، جوانان، اقلیتهای دینی و همچنین قومیتها هرکدام به تنهایی سرمایهای ارزشمند برای کشور هستند و مدیران ارشد در دولت چهاردهم نباید کشور را از این سرمایهها محروم کنند. اگر این اقشار ناامید شوند، این ناامیدی در گستره و پهنه جامعه منتشر خواهد شد و بسیاری از نخبگان کشور را ترک خواهند کرد.در شرایطی که کشور با ناترازیهای دردناکی دست و پنجه نرم میکند، بیتوجهی به این سرمایههای مدیریتی، به این ناترازیها دامن میزند و اکنون که باور عمومی بر این است که عقلانیت به حوزه دولت بازگشته است، لازم است دولت چهاردهم این ظرفیتها را به کار بگیرد.
نکته پایانی این است که بهرغم مصوبات متعدد درخصوص ضرورت افزایش سهم زنان در مدیریت و بهرغم قول مساعد مسعود پزشکیان در رقابتهای انتخاباتی، هنوز نه درخصوص زنان، نه قومیتها و اقلیتهای دینی شاهد کارویژهای از دولت چهاردهم نبودیم و امیدواریم طی چند هفته آتی، این وعدهها و امیدی که سخنگوی دولت به رسانهها دادند، عملی شود.
تحلیل «جمله» بر اظهارات سخنگوی دولت مبنی بر عزم دولت چهاردهم بر انتصاب زنان و قومیتها؛
نقش مهاجرانی در استفاده از ظرفیت زنان
44 سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته است و شاهد ظهور ظرفیتهای زنان در بخشهای مختلف بودیم، نرخ تحصیلات آموزش عالی زنان در این چهار دهه قابل قیاس با دوران پیش از انقلاب نیست و شبیه چنین رشدی را در حضور اجتماعی زنان نیز میتوانیم ببینیم.
لینک کوتاه :
https://jomlehonline.ir/?p=209487

