
جورج لیکنز مربی باسابقه بلژیکی در حالی از روز گذشته سما هدایت تراکتورسازی را برعهده گرفته که هنوز با شرایط فوتبال و زندگی در ایران به طور کامل خو نگرفته و بی تردید با گذر زمان می توان درباره رفتار و نوع مربیگری او قضاوت کرد. این مربی بلژیکی در دوران طولانی مربیگری خود توانسته […]
جورج لیکنز مربی باسابقه بلژیکی در حالی از روز گذشته سما هدایت تراکتورسازی را برعهده گرفته که هنوز با شرایط فوتبال و زندگی در ایران به طور کامل خو نگرفته و بی تردید با گذر زمان می توان درباره رفتار و نوع مربیگری او قضاوت کرد. این مربی بلژیکی در دوران طولانی مربیگری خود توانسته روزهای خوشی را پشت سر بگذارد. او که با تیم ملی بلژیک به جام جهانی ۹۸ صعود کرد و در دوره بعدی حضورش در تیم ملی کشور خود توانست نسل طلایی فوتبال بلژیک را به جهانیان معرفی کند، حالا در تراکتورسازی به دنبال آن است تا بتواند دانش فنی خود را به رخ بکشد و با تیم پرمهره تبریزی روزهای خوشی را تجربه کند. لیکنز اما علاوه بر فوتبال که به عنوان یک پزشک و نویسنده نیز در بلژیک مشهور است.
او در طول ۶۹ سال عمر خود علاوه بر مسائل فوتبالی اقدامات مفید دیگری نیز برای کشورش انجام داده که شاید کمتر کسی تا به حال از آن باخبر شده باشد. لیکنز قبل از اینکه یک مربی فوتبال باشد، دکترای فیزیوتراپی دارد و پزشک قابلی محسوب می شود. او هر زمانی از فعالیت های مربیگری رهایی یافته در کشور بلژیک به شغل اصلی اش که پزشکی است پرداخته و بیماران را درمان کرده است. به همین خاطر سخت گیری اش روی فیزیوتراپ تیم هایی که در آن ها کرده زیادتر بوده است. لیکنز روز گذشته در جلسه معارفه اش هم بعد از صحبت کلی با اعضای تیم با دکتر مجید صادقی فیزیوتراپ تراکتورسازی به گفت و گو پرداخت و صحبت های طولانی را با او درباره مسائل پزشکی و مصدومیت بازیکنان و اماکن درمانی باشگاه انجام داد.
لیکنز علاوه بر پزشکی، نویسنده بنامی نیز در کشورش محسوب می شود. او هیچ وقت فعالیت های روزنامه نگاری انجام نداده اما با توجه به مطالعات گسترده ای که در زمینه روانشناسی انجام داده توانسته ۵ کتاب با این موضوعیت بنویسد و به چاپ برساند. او نمونه ای از کتاب هایی که خودش نوشته و منتشر کرده را هم به تبریز آورده و دیروز در جلسه معارفه اش به بازیکنان نشان داد. نکته قابل توجه درباره لیکنز این است که او شخصیت کاملا آرامی دارد؛ شاید شما هم مثل ما با دیدن ویدئویی که از این مربی بلژیکی در لحظه ورود به فرودگاه تبریز منتشر شد و او در حال انجام حرکات موزون در کنار تراکتوری ها بود، درباره شخصیتش به اشتباه افتاده باشید. او اما خطاب به بازیکنان تراکتورسازی اعلام کرده که هرگز اهل این مسائل نیست و شور و حال هواداران تراکتورسازی باعث شده تا در فرودگاه چنین رفتاری داشته باشد. وقتی مربی بلژیکی روز گذشته از خصوصیات شخصیتی اش به اعضای تیم تراکتورسازی گفت، آنها از شخصیت او خرسند شدند و همه بازیکنان و کادرفنی برای لیکنز در تراکتورسازی آرزوی موفقیت کردند.
هواداران استقلال بخوانند؛
ذهن توجیهگر را پایان دهید!
ایلنا- برانکو در حال حاضر موفقترین مربی لیگ است. حتی منتقدان این مربی و آنهایی که از سر دشمنی درباره او نظر میدهند، نمیتوانند تواناییهای او را کتمان کنند، اما این موفقیت حاصل چه چیزی است؟ چه موضوعی باعث شده این مرد کروات حالا در لیگ ایران سربلند بایستد و فقط تشویق شود؟ پاسخ این سوال کاملا واضح است. برانکو تنها مربی است که توجیهگر نبوده و حسرت داشتههای قبلی خود را نمیخورد. تا حالا چه کسی شنیده که برانکو ماجرای محرومیت پرسپولیس از نقل و انتقالات را بهانهای برای شکست پرسپولیس قرار دهد یا یکبار بگوید فلان بازیکن را داشتیم و حالا دیگر نداریم؟ چه موقع این مربی مصدومیت بازیکنش را دلیلی برای نتیجه نگرفتن دانسته؟ واقعا کسی در این فوتبال در بحرانیترین شرایط توجیه خاصی از این مربی پرسپولیس شنیده است، حتی زمانی که بهزور تعداد بازیکنان او ۱۱ نفر میشد؟ اینها دلیل خوبی برای پرتاب یک مربی به سمت موفقیت نیست؟
اما روبهروی این تیم موفق و مربی نامآشنایی که امروز محبوبیتش در فوتبال ایران کم نیست، باشگاه بزرگ استقلال را قرار دهید. طی چند مدت اخیر چند بار توجیهات مدیران این تیم، مخاطب فوتبال را آزار داده است؟ هنوز که هنوز است مدیران این باشگاه و گاها مربیان این تیم بهانه امتیاز نیاوردنهای تیم را جدایی چند بازیکن میدانند، در حالی وقتی این بازیکنان از تیم جدا شدند استقلال فرصت مناسبی برای جذب بازیکن جدید داشت. اصلا مگر بازیکنانی مثل تبریزی را با رقمهای درشت نیاوردند که تلافی کنند؟ تا چه زمان باید حسرت از دست دادن تیام را هوادار استقلال بخورد؟ مگر در این فوتبال فقط یک تیام بود که میتوانست گل بزند؟ چقدر باید برای جباروف پیغام و پسغام بفرستند و بعد هم بیاعتنایی این بازیکن را ببینند، هنوز باید بشنویم چون امید ابراهیمی رفت یا فلان بازیکن مصدوم شد شخصی برای جایگزینی نداشتیم؟
همین پرسپولیس مگر کم بازیکن از دست داد؟ مگر زمانی که مهدی طارمی بهعنوان آقای گل از این تیم رفت گفتند همه چیز تمام شد و زانوی غم بغل گرفتند؟ یا اینکه دیگر مهاجم این تیم یعنی علیپور فصل بعد از جدایی طارمی آقای گل شد؟ اینجاست که تفاوتها خودش را نشان میدهد و توجیهگریها شکل زشت خود را به فوتبال نشان میدهد.
فرق پرسپولیس و استقلال در داشتههایشان نیست بلکه بر تفکر حاکم بر تیم است. برانکو جدا از هرگونه توجیهگری، با داشتههایش کنار میآید و برنامهاش را بر اساس داشتههای جدیدش میریزد به همین دلیل هم هر بار نمیگوید اگر فلانی را داشتیم و اگر فلان بازیکن مصدوم نشده بود، میبردیم، چون فعل خواستن را صرف کرده و به تفکر خود تکیه میکند اما در مقابل، ذهن توجیهگر مدیران و بعضا کادر فنی استقلال، از تیم آنها یک کلاف سردرگم میسازد. البته ذهن آدمی برای رسیدن به آرامش سادهترین راه را انتخاب میکند و این مسیر چیزی جز توجیه نیست. اصلا توجیهگری سادهترین و بیخرجترین راه است اما در نهایت ذهنهای توجیهگر هم خودشان را گول میزنند و هم اطرافیانشان و در نهایت مسیر را اشتباهی طی کرده و بیراه میروند.