مذاکره با آمریکا؛ گاهی محتمل گاهی غیرممکن!
مذاکره با آمریکا؛ گاهی محتمل گاهی غیرممکن!

    محمدحسین جعفری سمیع- دبیر گروه سیاسی/ پس از اقدام تروریستی دولت آمریکا و شهادت سپهبد قاسم سلیمانی، بسیاری از تحلیلگران با اشاره به جایگاه شهید سلیمانی اظهار کردن که با این اقدام دولت آمریکا دیگر هیچ امیدی به مذاکره میان حکومت های ایران و آمریکا وجود ندارد. با این وجود بلافاصله پس از […]

 

 

محمدحسین جعفری سمیع-
دبیر گروه سیاسی/

پس از اقدام تروریستی دولت آمریکا و شهادت سپهبد قاسم سلیمانی، بسیاری از تحلیلگران با اشاره به جایگاه شهید سلیمانی اظهار کردن که با این اقدام دولت آمریکا دیگر هیچ امیدی به مذاکره میان حکومت های ایران و آمریکا وجود ندارد. با این وجود بلافاصله پس از اقدام تروریستی آمریکا، دونالد ترامپ در اظهاراتی خواهان مذاکره بدون قید وشرط با ایران شد. هرچند که اینبار نیز همچون دفعات گذشته، دیگر مقامات کاخ سفید شروطی را برای مذاکره بیان کردند که البته تاثیری در کلیات ماجرا نداشت. چرا که موضوع مذاکره با آمریکا همچنان موضوعی سراسر ابهام است.

به گزارش «جمله» روز گذشته هفته نامه آلمانی «اشپیگل» مشروح مصاحبه اش با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان را منتشر کرد. محمدجواد ظریف در گفت‌وگو با نشریه اشپیگل به سوالاتی پیرامون برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به شهادت رسیدن سردار قاسم سلیمانی در حمله هوایی آمریکایی‌ها به فرودگاه و پیام آمریکا به ایران پس از این حمله پاسخ داد.

مذاکره با آمریکا غیرمحتمل نیست
وی در این مصاحبه تصریح کرد که ایران حتی پس از ترور سردار سلیمانی مذاکره با آمریکا را غیر محتمل نمی‌داند، به شرط آنکه « آمریکا تغییر رویه دهد و تحریم‌ها را بردارد».
وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به سوالی درباره وجود تنش میان تهران و واشنگتن در طول ۴۰ سال گذشته و اینکه آیا هیچ شرایطی در این سال‌ها به اندازه وضعیت هفته‌های گذشته خطرناک بوده است؟ اظهار داشت: «ما در ۴۰ سال گذشته بارها در آستانه وقوع جنگ قرار گرفتیم. اما این بار بسیار خطرناک بود زیرا دولت آمریکا دست به یک اقدام تروریستی علیه یک مقام دولتی ایران زد. چنین چیزی پیش از این، هرگز اتفاق نیفتاده بود».
وی در پاسخ به این سوال که غیر از حملات موشکی انتقام‌جویانه ایران به پایگاه عین‌الاسد، آیا احتمال اقدام دیگری از سوی جمهوری اسلامی وجود دارد؟ بیان کرد: «حمله به پایگاه نظامی آمریکایی‌ها در عراق واکنش نظامی “رسمی” ایران بود و هیچ قصدی برای تلفات جانی در این حملات موشکی وجود نداشت. ما از حق‌مان برای دفاع از خود به گونه‌ای مناسب بهره بردیم. اما پاسخ اصلی را مردم منطقه خواهند داد، آنهایی که اکنون نشان می‌دهند از رفتار آمریکا بیزارند. آمریکایی‌ها خواهند دید که قاسم سلیمانی به عنوان یک شهید به مراتب موثرتر از سردار سلیمانی است».

مذاکره پس از ترور سردار!
موضوع محتمل بودن مذاکره با آمریکا در حالی مطرح می شود که رهبر انقلاب اسلامی بارها هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرده و آن را «سم مضاعف» نامیده بودند. ایشان در خطبه های نماز جمعه دو هفته پیش نیز در این خصوص فرمودند: « ما از مذاکره البته بجز با آمریکایی‌ها ابایی نداریم». پیش از این نیز ایشان در تاریخ ۲۶ شهریور ماه سال جاری در سخنانی به صراحت هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرده و فرموده بودند: « مذاکره با آمریکا در هیچ سطحی انجام نخواهد شد».
در مقابل دولت آمریکا بارها مدعی بوده که خواهان مذاکره با ایران است. حتی ساعاتی پس از ترور سردار سلیمانی دونالد ترامپ با وقاحت تمام سخن از مذاکره به میان آورد. از سوی دیگر ۲۲ دی ماه «رابرت اوبراین» مشاور امنیت ملی کاخ سفید در مصاحبه‌ای به دفاع از ترور سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده پرداخته و مدعی شد که« این اقدام آمریکا شانس مذاکره با ایران را افزایش داده است». اوبراین در مورد تبعات این ترور بر دیپلماسی با ایران، گفته است که با «حذف سلیمانی از میدان نبرد… فکر می‌کنم احتمال اینکه بنشینیم با ایرانی‌ها و با آن‌ها به توافقی برسیم، به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.»
وی مدعی شد که «سردار سلیمانی در تلاش بوده است با افزایش میزان درگیری با آمریکا، واشنگتن را به کاستن از حجم فشار‌ها به ایران وادارد». اوبراین افزود: «فکر می‌کنم آن روز‌ها به سر آمده است.»

مذاکره با توسل به فشار
همزمان با انتشار مصاحبه وزیر امورخارجه کشورمان با هفته نامه اشپیگل، ریچارد گلدبرگ، از اعضای سابق مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در یادداشتی مدعی شده کشورش می‌تواند با ادامه فشار حداکثری ایران را پای میز مذاکره بکشاند.
او در یادداشتی در نیویورک‌تایمز نوشته است: «درک راهبرد رئیس‌جمهور ترامپ برای مقابله با ایران ساده است: تحمیل فشار حداکثری برای به دست آوردن بیشترین اهرم فشار قبل از مذاکرات جهت برچیدن برنامه هسته‌ای ایران و پرداختن به فعالیت‌های مخرب این کشور و همزمان اجتناب از درگیری نظامی یا پیگیری سیاست براندازی رژیم.»
او در این یادداشت نوشته در صورت حصول توافق جدید با ایران، دولت آمریکا آن را در سنا تصویب کرده و به یک معاهده تبدیل خواهد کرد. گلدبرگ به تحلیل‌های منتقدانی که معتقدند ظرفیت «فشار حداکثری» ترامپ به پایان خودش رسیده هم اشاره کرده و آن را رد کرده است. او نوشته دولت ترامپ هنوز می‌تواند کل بخش مالی ایران را تحریم کند.
به اعتقاد او چنین اقدامی می‌تواند ارتباطات تمامی بانک‌های داخل ایران با بازرگانی بین‌المللی را از بین ببرد و ذخائر ارزی ایران در خارج از این کشور را برایش دسترس‌ناپذیر کند.
گلدبرگ در پایان این متن ادعا کرده است: «این امکان وجود دارد که رهبر عالی‌مقام ایران هرگز اجازه مذاکره مستقیم با ایالات متحده را ندهد… اما اگر ترامپ بتواند در محقق کردن فشار حداکثری و بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران موفق شود احتمال برقراری یک تماس از تهران وجود دارد.»

احتمال نقش آفرینی پوتین در آینده نزدیک
با توجه به میزان بالای تنش میان ایران و آمریکا بسیاری اعتقاد دارند این حد از تنش میان دو کشور مانع بزرگی بر سر مذاکرات احتمالی خواهد بود. به همین دلیل بسیاری از کشورها تلاش دارند برای حفظ منافع خود، نقش میانجی را ایفا کرده و به نوعی میزان تنش های فعلی را کاهش دهند. اما تا کنون تلاش های مقاماتی همچون ماکرون، شینزو آبه و دولتمردان عراق ، عمان و قطر همگی بدون نتیجه بوده است. اما به اعتقاد دنیس راس هنوز یک نفر بخت خود را برای ایفای نقش میانجی بین ایران و آمریکا امتحان نکرده است. کسی که جایگاهی متفاوت از دیگر دولتمردان در نزد مقامات عالی رتبه کشورمان دارد.
دنیس راس، دستیار ویژه باراک اوباما و دیپلمات سابق آمریکایی، احتمال می دهد در شرایطی که سطح تنش ها به حدی رسیده است که نشستن تهران و واشنگتن پای میز مذاکره بسیار دشوار شده است، رئیس جمهور روسیه، واسطه فعال و کلید سازش بین ایالات متحده و ایران باشد.
راس در مقاله ای برای اندیشکده واشنگتن نوشت: «ولادیمیر پوتین پس از گذشت مدت کوتاهی از ترور سردار سلیمانی، نقش یک داور واقعی در منطقه را ایفا می کند و این مهم، در جریان سفرش به دمشق و ترکیه، نمود یافت. این دیپلمات امریکایی معتقد است که این یک توهم است که تصور کنیم حمله موشکی ایران به پایگاه عراقی، تنها اقدام انتقام جویانه ایران است. از این رو، راس بر این عقیده است که آمریکایی ها باید نگران باشند؛ چرا که ایران می تواند به ابزارهای پنهان خود پناه برده و حملاتی را به واسطه نیروهای نیابتی خود، به تاسیسات نفتی ترتیب دهد؛ تا به این شکل، دولت ترامپ در معرض فشارهای شدیدی قرار بگیرد. علاوه بر این، اعلام ایران در مورد پایبند نبودن به بندهای توافق هسته ای، بدین معناست که جمهوری اسلامی زمان لازم برای ساخت مواد لازم برای سلاح اتمی را در اختیار دارد. در این شرایط، ترامپ چه می کند»؟
راس تصریح می کند که واضح است ترامپ به دنبال درگیری نیست، اما قدرت کافی برای رسیدن به شرایطی برای شروع مذاکره با ایران را ندارد؛ بویژه آنکه رهبر ایران تمایلی به مذاکره مستقیم با قاتل سردار سلیمانی ندارد. در اینجاست که پوتین می تواند نقش خاص خود در هیبت یک داور محوری در منطقه را ایفا کند.
راس در مقاله خود به نتایجی می رسد، مبتنی بر اینکه احتمال زیادی برای واسطه شدن پوتین وجود دارد و در این شرایط، ترامپ تلاش می کند از فرصت برای رسیدن به توافق هسته ای جدیدی استفاده کند، تا بتواند ادعا کند که این توافق، از توافقی که اوباما به آن دست یافت، بهتر است. در این شرایط، شکی نیست که پوتین از این نکته استفاده کرده و به ترامپ می گوید اگر به دنبال امتیازات بیشتری است، باید به ایرانی ها از طریق کمک های اقتصادی و سرمایه گذاری، امتیاز بیشتری بدهد.