طلوع با دراگان اسکوچیچ سکان دار تیم ملی
طلوع با دراگان اسکوچیچ سکان دار تیم ملی

  دراگان اسکوچیچ سرمربی تیم ملی شد. شاید که نه، قطعا غیرمنتظره‌ترین اتفاق ممکن در قبال نیمکت تیم ملی برای هواداران خبر قطعی حضور دراگان اسکوچیچ کروات به عنوان نفر اول تیم ملی است آنهم با شرایط بحرانی‌ای که هر لحظه خطر سقوط و عدم راهیابی به جام به جهانی را بیخ گوش تیم ملی […]

 

دراگان اسکوچیچ سرمربی تیم ملی شد. شاید که نه، قطعا غیرمنتظره‌ترین اتفاق ممکن در قبال نیمکت تیم ملی برای هواداران خبر قطعی حضور دراگان اسکوچیچ کروات به عنوان نفر اول تیم ملی است آنهم با شرایط بحرانی‌ای که هر لحظه خطر سقوط و عدم راهیابی به جام به جهانی را بیخ گوش تیم ملی حس می‌کنیم. اگه اغراق نکنیم در حال حاضر خوشحال‌ترین مربی دنیا کسی جزء اسکوچیچ نیست آنهم با نشستن بر روی نیمکت تیم ملی‌ای که تا همین یکسال پیش کارلوس کی‌روش هدایت آن را بر عهده داشت. چه کنیم چرخ روزگار است و ریش و قیچی در دست مدیران یک پا در هوا.
در وضیعت حاضر صد البته که خرده‌ای به اسکوچیچ نیست، اصل قضیه به مدیرانی برمیگرده که یک سال قبل با هشتک باشکوه‌تر طلوع می‌کنیم و در مسیر مانور بی‌رحمانه و تصور خیالی و منفعت طلبانه کارشناسان مثلا دلسوز تیم ملی مبنی بر اینکه با دستمزد کی‌روش مربی ای به مراتب بله قربان‌گوتر و بزرگتر می‌توان به خدمت گرفت به سوی انتخاب خسارت بار مارک ویلموتسی رفت که امروز با وصول شکایت چند میلیونی مازاد بر دستمزد دو میلیون یوریوی دریافتی بابت سی و چند روز حضور در ایران، تیم ملی را این‌چنین در تنگای انتخاب‌های دم‌دستی و لرزان قرار داده است.
اگر بابت انتخاب‌های غیراصولی و ناکارآمد گذشته پاسخی نشنیده‌ایم مطمئنا هم امروز با پاسخی قانع‌کننده از سوی کسانی که شاید تا یک ماه آینده بیشتر در ساختمان سئول نباشند روبه‌رو نخواهیم شد همان‌طور که این روزها خبری از مهدی تاج نیست که پاسخگوی شکایت شش میلیون یورویی مارک ویلموتسی باشد که به قول مرد اصفهانی از ماخوذ به حیایش خجالت می‌کشید. اگر بگوییم حال‌و‌ روز چند ماه اخیر تیم ملی جزء سرگردانی نبوده گزاف نگفته‌ایم چرا که وقتی تا همین یک هفته پیش اگر انتخاب جیانی دی‌بیاسی را در حد تیم ملی نمی‌دانستیم و به دلالان نسبت می‌دادیم، با انتخاب دراگان اسکوچیچ چه کنیم. اگر با انتخاب ویلموتس و عملکردش شخصیت تیم ملی را در حد عملکرد فنی کی‌روش ندانستیم، آینده تیم ملی با اسکوچیچ را چگونه تصور کنیم. اگر انتخاب دایی و قلعه‌نوعی را تیغ دو لبه برای تیم ملی می‌دانستیم، الان چه کنیم که به نظر می‌رسد اصلا تیغی در کار نیست که به بخواهد لبه‌اش به تیم ملی ضربه بزند.
به هر روی تا خرداد ماه و پایان تونل وحشت تیم ملی زیاد فاصله‌ای نیست، فاصله‌ای که شاید ما را با افسوس بیش‌تری نسبت به گذشته مواجه کند. گذشته‌ای که اگر نبود سنگ اندازی‌های تعدادی، حداقل تیم ملی امروز در پله‌ای دیگر ایستاده بود و خبری از انتخاب امروز نبود.