سه شنبه, ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴ | 16 شعبان 1447 Tuesday, 3 February , 2026
راضی‌ام به رضای خدا؛ فرزندم را به جانم سپردم، نه به خاک ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
مادر شهید تازه‌تفحص‌شده داودعلی زکائی در گفت‌وگو با خبرنگار جمله:

راضی‌ام به رضای خدا؛ فرزندم را به جانم سپردم، نه به خاک

در شامگاه وداع با پیکر مطهر شهیدی که پس از سال‌ها گمنامی با هویتی روشن به آغوش میهن بازگشت، مادری استوار ایستاده بود؛ مادری که سال‌ها صبر و دعا را به دوش کشید و امروز، با سربلندی فرزندش را بدرقه می‌کرد. مادر شهید داودعلی زکائی، از شهدای تازه‌تفحص‌شده دوران دفاع مقدس، در گفت‌وگوی اختصاصی با جمله، از سال‌های فراق، ایمان بی‌دریغ و افتخاری گفت که در دل اندوهی عظیم ریشه دوانده است. سخنان او، آمیخته به اشک اما سرشار از یقین بود؛ نوری از دل تاریکیِ چشم‌انتظاری که در قامت واژه‌های او، می‌درخشید.

طلوع ایمان از مسیر خون؛ دانشگاه افسری میزبان حقیقت شد ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
رئیس عقیدتی سیاسی دانشگاه افسری امام علی (ع):

طلوع ایمان از مسیر خون؛ دانشگاه افسری میزبان حقیقت شد

در شامگاهی که بوی خاک باران‌خورده و عطر پرچم در هوا پیچیده بود، پیکر مطهر یکی از فرزندان پاک این سرزمین، شهید تازه‌تفحص‌شده «داودعلی زکائی» وارد دانشگاه افسری امام علی (ع) شد؛ نه برای دفن، بلکه برای بیدار کردن؛ آیینی که در ظاهر تشییع بود، اما در حقیقت، تجدید عهدی دوباره با خون، با ایمان، با ایستادگی بود.