ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، اخیراً در بازدیدی از محله سلامت (واقع در منطقه ۱۱) ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت این منطقه، به نقش بازدارنده کارخانه دخانیات در توسعه محلی اشاره کرد. به گفته وی، این کارخانه که در حال حاضر تنها یک خط تولید فعال دارد و عملاً نیمهتعطیل است، همچنان بخش بزرگی از فضای فیزیکی محله را اشغال کرده، آلودگی هوا و صوتی تولید میکند و با تبدیل معابر به پارکینگ خودروهای کارکنان، عملاً بخش قابلتوجهی از ظرفیت ترافیکی و خدماتی منطقه را فلج کرده است.
اما فراتر از این مشکلات عینی، مسئله اصلی این است که چرا هنوز باید در قلب پایتخت، صنعتی آلودهکننده که محصول آن تهدید مستقیم سلامت عمومی است، فعال باقی بماند؟ حتی اگر فعالیت آن به حداقل رسیده باشد، حضور فیزیکی آن بهتنهایی مانع بازآفرینی شهری، افزایش سرانههای خدماتی و ارتقای کیفیت زندگی در یکی از محرومترین مناطق تهران شده است.
وجود کارخانه دخانیات در بافت مرکزی تهران، با استانداردهای ابتدایی مدیریت شهری ناسازگار است. تولید سیگار، حتی در مدرنترین اشکال آن، فرآیندی است آلودهکننده، چه به لحاظ تولید گازهای سمی، چه به لحاظ دفع پسماندهای شیمیایی. اما در بافتی مثل منطقه ۱۱، با کوچههای باریک، تراکم بالای جمعیت، و فقدان زیرساختهای کنترل آلودگی، این فعالیت نهتنها غیرقابل دفاع بلکه بهطور مستقیم مضر است.
در کنار آن، مشکل آلودگی صوتی ناشی از ماشینآلات، تردد سنگین کامیونها و ازدحام وسایل نقلیه کارکنان، بهویژه در خیابانهای فرسوده و پرتردد این منطقه، فشاری مضاعف بر ساکنان محله وارد میکند. کودکانی که در این منطقه زندگی میکنند، در کنار دود سیگار و سروصدای صنعتی بزرگ میشوند، بیآنکه امکانی برای نفس کشیدن در هوایی سالم یا بازی در فضای آزاد داشته باشند.
نکته جالب و البته تلخ اینجاست که ناصر امانی در همین گزارش از افزایش جمعیت موشها در تهران خبر داد و با صراحت اعلام کرد که «موشها اندازه گربه شدهاند» و هیچ اقدام موثری برای مهار این بحران نشده است. این جمله نهفقط یک هشدار بهداشتی، بلکه تمثیلی ترسناک از وضعیت فعلی تهران است. کلانشهری که در آن، موشها به رشد بیمهار ادامه میدهند، اما توسعه انسانی و بهبود کیفیت زندگی با موانعی چون کارخانه دخانیات مواجه است.
موشها نهفقط به لحاظ بهداشتی بلکه بهعنوان نمادی از ناکارآمدی در مدیریت زباله، نظارت بهداشتی و مدیریت شهری مطرحاند. افزایش جمعیت آنها در کنار وجود مراکز صنعتی ناکارآمد در دل محلات مسکونی، تهران را به شهری ناایمن، ناسالم و نابرابر تبدیل کرده است. ساکنان مناطق مرکزی، که معمولا از طبقات پایین اقتصادی هستند، بیشترین آسیب را از این شرایط متحمل میشوند، در حالی که سود تولید و فروش سیگار، نصیب ساختارهای اقتصادیای میشود که دغدغهای برای بازتوزیع عادلانه منابع ندارند.
راهکار برونرفت از این بحران واضح و آشکار است. انتقال کامل کارخانه دخانیات از تهران، اقدامی ضروری و فوری است. نه صرفاً بهعنوان یک پروژه عمرانی، بلکه بهعنوان گامی در راستای بازتعریف الگوی توسعه شهری. این انتقال، میتواند نقطه شروعی باشد برای تبدیل فضای صنعتی فرسوده به کاربریهای مفید عمومی: پارک، مرکز بهداشت، مدرسه، فضای فرهنگی یا کارآفرینیهای محلی.
علاوه بر آن، باید سیاستی برای تشویق تولیدکنندگان صنایع مفید و سالم در این مناطق بهوجود آید. بهجای تولید سیگار، که مصرف آن بار سنگینی بر نظام سلامت کشور وارد میکند، باید از تولیدکنندگان کالاهای سبز، سالم و دوستدار محیطزیست حمایت کرد. این حمایت میتواند شامل معافیتهای مالیاتی، تسهیلات بانکی، دسترسی به زمین و حتی تخصیص فضای کارخانهای متروکه باشد.
مسئولیت توسعه شهری فقط با شهرداری نیست. وزارتخانههایی چون صنعت، بهداشت، محیطزیست و تعاون نیز باید در این فرایند ایفای نقش کنند. همچنین، افکار عمومی و رسانهها باید با طرح مستمر این مسئله، فشار اجتماعی لازم را برای تحقق انتقال کارخانه دخانیات و پروژههای مشابه فراهم آورند.
زمان آن رسیده است که تهران را از بند ساختارهای ناکارآمد، غیرانسانی و ضدسلامت آزاد کنیم. کارخانه دخانیات، فقط یک ساختمان نیست؛ نمادی است از پافشاری بر گذشتهای که دیگر پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نیست. با کنار زدن این موانع، میتوان آیندهای انسانیتر، سالمتر و پایدارتر برای شهروندان ساخت.
- نویسنده : سایه برین/ دبیر سرویس فرهنگ و اجتماعی





























































































































































































































