حوالی ساعت ۱۰ شب، تماسهای پیدرپی شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی، مأموران کلانتری ۱۵ را به خیابان کشاند. مقصد، کوچهای باریک و نیمهتاریک بود که یک خودروی پراید نقرهای در گوشه آن، بیحرکت ایستاده بود. پشت فرمان، مردی حدود ۵۴ ساله، بیجان و بیحرکت نشسته بود؛ گلولهای که به سینهاش خورده بود، قلبش را از کار انداخته بود.
بازپرس ویژه قتل و تیم بررسی صحنه جرم با چراغهای قوی، همهچیز را مو به مو وارسی کردند. شیشه سمت راننده ترک خورده بود، اما هیچ نشانهای از زورگیری یا سرقت دیده نمیشد. در همان دقایق ابتدایی، مأموران متوجه شدند که مقتول ساکن همان محله و صاحبخانهای است که چند کوچه آنسوتر زندگی میکند.
بازجوییها از خانواده و همسایهها آغاز شد. سه نفر از نزدیکترین افراد به مقتول – پسر جوانش، همسر میانسال و دختر خانواده – در خانه حضور داشتند. ابتدا وانمود کردند از ماجرا چیزی نمیدانند و مقتول را آخرین بار صبح همان روز دیدهاند. اما وقتی پلیس مسیرهای رفتوآمد و تماسهای تلفنی را بازسازی کرد، تناقضهای بزرگی نمایان شد.
سرانجام در بازجوییهای فنی، پسر خانواده لب به اعتراف گشود: اختلافات دیرینه با پدر، که به گفته او سالها روی هم انباشته شده بود، باعث شده تصمیم به حذف او بگیرد. مادر و خواهر، نهتنها از ماجرا مطلع بودند، بلکه در تهیه اسلحه، انتخاب زمان و حتی صحنهسازی پس از قتل، با او همکاری کرده بودند.
طبق اظهارات اولیه متهمان، نقشه این بود که قتل شبیه یک تیراندازی خیابانی جلوه کند تا ذهن پلیس به سمت دشمنان یا طلبکاران احتمالی برود. اما بیتجربگی در پاککردن سرنخها و ردپاهایی که ناخواسته در خانه باقی گذاشته بودند، همهچیز را لو داد.
جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد تا جزئیات بیشتری از نحوه شلیک و فاصله تیراندازی مشخص شود. گزارشهای اولیه حاکی از آن است که گلوله از فاصله بسیار نزدیک شلیک شده و مقتول حتی فرصت واکنش هم نداشته است.
پرونده اکنون روی میز بازپرس ویژه قتل است و هر سه متهم با قرار بازداشت موقت در اختیار مراجع قضاییاند. دادستان شهریار وعده داده که این پرونده با سرعت و جدیت رسیدگی خواهد شد و نتیجه آن، شفاف به اطلاع عموم میرسد.
این جنایت خانوادگی، موجی از واکنشها را در فضای مجازی و محافل شهری به همراه داشته است. بسیاری از کاربران با ابراز ناباوری، از فروپاشی دیوار اعتماد در درون خانوادهها سخن میگویند. پلیس نیز هشدار داده که خشونت خانگی و اختلافات شدید، اگر بدون مداخله و میانجیگری رها شوند، میتوانند به فجایعی ختم شوند که هیچ بازگشتی برایشان وجود ندارد — درست مثل شبی که در اندیشه، سه نفر از یک خانواده، در کنار هم، مرگ را به خانه خود آوردند.
- نویسنده : مهسا حسینی































































































































































































































