هر کدام از این هفت بند در جایگاه خود واجد اهمیت است، اما در نگاه تحلیلی ما، تکلیف نخستین بسیار مهم است؛ بهویژه اینکه طی همین چهل روز پس از حملات تروریستی اخیر اسرائیل، شاهد هستیم برخی جریانهای سیاسی و رسانهای دقیقاً عکس این تکلیف را اجرا کردند.
البته ما ادعایی نداریم که همه این تحلیلها خودخواسته و تعمدی بوده، اما برخی نفوذیها قصد دارند پس از آنکه اسرائیل به صف فرماندهان زد، آنان نیز به دل مردم بزنند و امید و انسجام ملی را که ساعاتی پس از آغاز جنگ دوازدهروزه در میان آحاد مردم اوج گرفت، هدف قرار دهند. اما تأکید داریم برخی از این اقدامات در تعارض صریح با تکلیف نخستینی است که روز گذشته رهبر معظم انقلاب در نامه کوتاه خود خطاب به مردم نوشتند.
اینکه برخی در جلوی دوربین رسانه ملی بنشینند و بهجای اتحاد ملی، بر طبل تفرقه بکوبند و بخشهایی از مردم یا جریانهای سیاسی را جدا از بدنه نظام توصیف کنند، روشی نیست که بتوان آن را در جهت تقویت اتحاد ملی دانست. و اگر به ضرس قاطع نگوییم قائلان چنین تفکرات بستهای، جاسوس یا نفوذی هستند، با اطمینان باید بگوییم آنان جاهل هستند و خاصیت رنگینکمانی جامعه ایران و شرایط خطیر کنونی را نمیشناسند.
ایران کشوری است که در درازنای تاریخی خود از طیفهای گوناگون مذهبی و قومی شکل گرفته و این اقوام و صاحبان ادیان و مذاهب نیز همواره خود را ایرانی میدانستهاند. طی چند دهه اخیر هم که احزاب سیاسی در کشور پدیدار شدند و فعالیت خود را آغاز کردند، نیز هویت خود را ذیل پرچم سهرنگ ایران تعریف کردند و ما هیچ حزب سیاسی را نمیشناسیم که طرفدار تجزیه کشور یا جدایی بخشی از خاک ایران باشد و در میان مردم طرفداری هرچند ناچیز داشته باشد.
وحدت و اتحاد نیز یک تعریف عام و کلی دارد و آن عبارت است از «همه با هم»؛ اما برخی از دوستان که در صداوسیما تریبون ثابت دارند، وحدت را به گونهای دیگر تعریف میکنند و آن عبارت است از «همه با من».
از نظر این طیف، همه باید ساعت خود را با نگاه سیاسی ـ ایدئولوژیک آنان تنظیم کنند؛ در غیر این صورت باید به آنان مانند دشمن خارجی نگاه کرد و آنان را طرد کرد.
همه این مسائل در شرایطی در صداوسیما و برخی تریبونها مطرح شد که شاهد بودیم تقریباً رجال نامدار از گروههای مختلف سیاسی، دینی و مذهبی از نخستین روز آغاز حملات تروریستی اسرائیل به ایران، با همه توان ذهنی و قلبی خود پشت سر ایران ایستادند و سرود «ای ایران» را در عمل خواندند.
جملهای که رهبر معظم انقلاب در شب عاشورای حسینی در حسینیه امام خمینی (ره) خطاب به «محمود کریمی» گفتند که «ای ایران بخوان» نیز تأییدی بر همین انسجام و همبستگی ایجاد شده حول وطن بود. اما همان طیف سیاسی تندرو و تنگنظر در جایی دیگر جلوی دوربین نشستند و مدعی شدند که شب حمله در جنگ تحمیلی، رزمندگان «ای ایران» نمیخواندند و زیارت عاشورا میخواندند و به این شکل تلاش کردند با ایجاد یک دوگانه ساختگی، اتحاد ملی شکلگرفته را متزلزل کنند و نظم موردنظر خود را بچینند.
حتی فعالان سیاسی ناراضی که در خارج از کشور بودند نیز چنین کردند و در شرایطی که دشمن خاک کشور را مورد تاختوتاز خود قرار داده بود، گلهها و نارضایتیهایی که از جمهوری اسلامی داشتند را فراموش کردند و بهصورت متجاوزان به وطن و حامیان آنان، خاک پاشیدند که نامه دکتر عبدالکریم سروش و سخنان عطاالله مهاجرانی از نمونههای برجسته آن بود.
امروز که رهبر معظم انقلاب در نخستین بند از هفت تکلیف راهبردی برای همه مردم اعم از مدیران و شهروندان عادی، بر حفظ «اتحاد ملی» تأکید کردند، بطلانی بر نگاه و نظر افرادی است که تلاش دارند ایرانیّت را مقابل اسلامیت قرار دهند و با ساخت دوگانههای تصنعی و غیرواقعی، عامدانه یا از سر جهالت، اتحاد و انسجام ملی را مخدوش کنند؛ اتفاقی که خواسته دشمنان است و همه رسانهها، فعالان حزبی و گروههای مرجع باید مراقب باشند تا در دام چنین بازیهایی نیفتند.










































































































































































































