وزیر امور خارجه دولت چهاردهم همچنین نکاتی گفت که برای ما نیز تازگی داشت؛ از جمله اینکه در پاسخ به سؤال مجری فاکس نیوز مبنی بر تصمیم تهران برای ترور دونالد ترامپ، صراحتاً گفت: ما سیاستی برای ترور هیچ فردی در خارج از کشور نداریم، چه رسد به رئیسجمهور کشور دیگر. وی درخصوص نابودی اسرائیل از نقشه جهان نیز گفت: سیاست ایران هرگز محو اسرائیل از نقشه جهان نبوده است.
این بخش از سخنان وزیر امور خارجه، که به نظر میآید با هماهنگی شوراها و نهادهای بالادستی مطرح شده است، در شبکههای اجتماعی بازخوردهای مختلفی داشت و بسیاری از تحلیلگران اینگونه استنتاج کردند که تهران به معنای درست کلمه به دنبال کاهش تنش است؛ که در شرایط فعلی، هوشمندانه است.
«حسین شریعتمداری» مدیرمسئول کیهان نسبت به بخشهای مختلف سخنان وزیر امور خارجه واکنش منفی نشان داد و از جمله در بخشی از مطلب خود نوشت:
جناب عراقچی عزیز میفرمایند: «ما هیچ وقت قصد محو کردن اسرائیل از نقشه جهان را نداشتهایم!» در این خصوص باید گفت که اسرائیل یک رژیم جعلی و به تعبیر حکیمانه و هوشمندانه حضرت امام (رضوانالله تعالی علیه) یک غده سرطانی است. فقط نیمنگاهی به جنایات وحشیانه این رژیم از آغاز تأسیس غیرقانونی آن تاکنون و از جمله جنایات اخیر صهیونیستها در غزه و… کمترین تردیدی در صحت نظر حضرت امام و تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب بر ضرورت محو و نابودی کامل این رژیم جنایتکار باقی نمیگذارد. کاش آقای عراقچی بعد از بیان این جمله که «ما قصد محو کردن اسرائیل از جغرافیای جهان را نداشتهایم!» میفرمودند: ما به تبعیت از امام راحل و خلف حاضر ایشان معتقدیم که اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود؛ یعنی نه فقط از نقشه جهان بلکه از عرصه جهان محو شود.
درخصوص این بخش از اظهارات مدیرمسئول روزنامه کیهان که منصوب رهبر معظم انقلاب هم هستند، دو نکته را یادآور میشویم:
نکته اول اینکه در اردیبهشت سال ۱۴۰۰ از ماجرای فایل صوتی جنجالی محمدجواد ظریف درخصوص تقابل دیپلماسی و میدان، رهبر انقلاب اسلامی طی سخنانی با تأکید بر اینکه سیاست خارجی در همه جای دنیا در مجامع بالادستی تعیین میشود و نه در وزارت امور خارجه، صراحتاً گفتند: وزارت امور خارجه در تعیین سیاستها مشارکت دارد اما تصمیمگیر نیست، بلکه مجری است.
بر اساس این نگاه و نظر رهبری، موضوعاتی چون ترور رئیسجمهور آمریکا و همچنین محو اسرائیل از نقشه جهان ـ یا به تعبیر حسین شریعتمداری، از عرصه جهان ـ موضوعی نیست که وزیر امور خارجه شخصاً در خصوص آن تصمیمگیری کند. و نباید این احتمال را نادیده گذاشت که شاید این موضوعات نیز از طرق همان مجامع بالادستی سیاستگذاری و به وزیر امور خارجه دولت چهاردهم ابلاغ شده باشد. و انتظار از نماینده رهبری میرود که قبل از اینکه وزیر امور خارجه کشور را زیر سؤال ببرد، از همان مجامع بالادستی سؤال کند.
نکته مهم بعدی، ضرورت شنیدن «صدای واحد» آنهم در شرایط فعلی است. دقیقاً یک سال قبل، رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفتند: «باید در مسائل مهم صدای واحد از کشور شنیده شود. یک جاهایی هست که بایستی دولت و مجلس و مسئولان گوناگون یک حرف بزنند. آن کسانی که در دنیا گوش تیز کردهاند تا نشانههای اختلاف و دوگانگی را پیدا کنند، آنها مایوس شوند؛ یک صدا باید شنیده شود.»
آیا حسین شریعتمداری با خود فکر نمیکند که شبکههای معاند چند ساعت بعد، سخنان وی را ترجمه و اینگونه تحلیل میکنند که پاسخهای سید عباس عراقچی موردنظر تهران نیست؟ یا در تهران، اختیار دست افرادی دیگر است که به سخنان و دیدگاههای سید عباس عراقچی وقعی نمینهند؟
نکته مهم دیگر اینکه اگر ما از نماینده مقام معظم رهبری در روزنامه کیهان توقع داشته باشیم برابر نظر معظمله رفتار کند که فرمودند: «باید در مسائل مهم صدای واحد از کشور شنیده شود»، توقع زیادی است؟ و آیا این سخنان حسین شریعتمداری، مصداق دوصدایی و اختلاف نیست و طمع دشمنان را برنمیانگیزد؟










































































































































































































