میان بی‌مهری تلویزیون و تکرار سینما؛ پژواک صدای بازیگری که هنوز عاشق صحنه است
میان بی‌مهری تلویزیون و تکرار سینما؛ پژواک صدای بازیگری که هنوز عاشق صحنه است
فرهاد بشارتی، بازیگر باسابقه‌ سینما، تلویزیون در گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده از وضعیت امروز رسانه‌ها سخن می‌گوید؛ از بیکاری گسترده میان هنرمندان قدیمی، نبود فیلم‌نامه‌های قوی، بودجه‌های محدود، تا چرخه بسته‌ای که تنها چند بازیگر و کارگردان خاص در آن حضور دارند، او با صداقتی تلخ اما عاشقانه، از دلتنگی برای لحظه‌ای می‌گوید که مقابل دوربین ایستاده و جانش را در نقش می‌دمد، گفت‌وگویی که هم تلنگری‌ است به جریان فعلی هنر و هم مرثیه‌ای آرام برای نسلی که کم‌کم در حافظه تصویری مخاطب، محو می‌شود.

ارزیابی‌تان از وضعیت فعلی سینما و تلویزیون چیست؟
ارزیابی شاید دیگر ضرورتی نداشته باشد؛ وضع موجود خود گویای همه‌چیز است. اگر نگاهی دقیق به تولیدات اخیر تلویزیون بیندازید، روشن است که کیفیت آثار به‌ مراتب پایین آمده! بسیاری از مردم دیگر رغبتی به تماشای تلویزیون ندارند، چرا که تولیدات از استاندارد لازم برخوردار نیستند، بنابراین بودجه‌ محدودی که در اختیار کارگردان‌ها قرار می‌گیرد، اجازه نمی‌دهد چهره‌های باسابقه و حرفه‌ای وارد عرصه تولید شوند؛ از تهیه‌کننده‌ها گرفته تا بازیگران و کارگردان‌های نسل‌های قبل؛ در نتیجه، آثار قوی و تأثیرگذار کمتر تولید می‌شود و این، طبیعتاً باعث بی‌میلی مخاطب می‌شود.
در مورد سینما نیز شرایط مشابهی حاکم است، تعداد محدودی از بازیگران و کارگردانان در چرخه تولید مداوم حضور دارند و این جریان بسته باعث شده بسیاری از عوامل حرفه‌ای و خلاق، بیکار بمانند، سینمای خانگی هم از این قاعده مستثنا نیست؛ دو یا سه تهیه‌کننده با چند کارگردان خاص در حال همکاری‌ هستند و همان تعداد محدود بازیگر، در اغلب پروژه‌ها تکرار می‌شوند، در حالی‌که ما تعداد زیادی بازیگر مستعد و بیکار داریم که فرصت دیده شدن ندارند.

آیا تا به حال نقشی، زندگی‌تان را تغییر داده است؟
در اغلب موارد، نقش‌ها زندگی را دگرگون نمی‌کنند، اما گاهی تأثیرگذارند. شاید نقشی بیشتر دیده شود، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و همین دیده شدن، مسیر حرفه‌ای بازیگر را تغییر دهد، در دهه‌های هفتاد و هشتاد و حتی اوایل دهه نود، شرایط به گونه‌ای بود که من و هم‌نسلانم فرصت‌های خوبی برای کار داشتیم، تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌های قدیمی فعال بودند و فضا برای حضور ما مهیا بود. اما حالا اوضاع تغییر کرده؛ بسیاری از ما دیگر در ذهن نسل فعلی نیستیم.
امروز انگار این تصور وجود دارد که بازیگرانی که در تلویزیون شناخته شده‌اند، نمی‌توانند در سینما موفق باشند. نسل جدیدی که حالا کار را در دست گرفته‌اند، اغلب ما را به یاد نمی‌آورند یا اصلاً نمی‌شناسند، این عدم آشنایی و کم‌توجهی، به کنار گذاشته شدن بسیاری از چهره‌های باتجربه منجر شده. من در این دو سال اخیر، حدود ۷ یا ۸ کار انجام داده‌ام که هنوز پخش نشده‌اند. شاید اگر این آثار روی آنتن رفته بودند، نگاه‌ها به من هم متفاوت می‌شد. گاهی با شوخی به دوستانم می‌گویم: هنوز بعد از شصت سال، کشف نشده‌ایم!

کدام لحظه در ایفای نقش بیش از هر چیز برایتان شیرین و ماندگار است؟
شیرین‌ترین لحظات بازیگری، درست همان لحظاتی هستند که مقابل دوربین ایستاده‌ام و در حال ایفای نقش هستم. انگار در آن لحظات، از تمام دغدغه‌های دنیا رها می‌شوم و فقط در حال زیستن نقش هستم. نگاه بازیگر مقابل، بده‌بستان میان دو کاراکتر، میزانسن‌هایی که دقیق اجرا می‌شوند و رضایت کارگردان؛ همه این‌ها تجربه‌ای خاص و تکرارنشدنی می‌سازند. این لحظه‌ها را کسی جز یک بازیگر نمی‌تواند کاملاً درک کند. وقتی بیکار هستیم، بیشتر از هر چیز دلتنگ همین ثانیه‌های زنده و ناب می‌شویم.

مهم‌ترین نیاز امروز سینمای ایران از نظر شما چیست؟
اول و مهم‌تر از هر چیز، فیلم‌نامه است. ما به فیلم‌نامه‌هایی نیاز داریم که ریشه در جامعه داشته باشند، دردهای مردم را بازتاب دهند و حرفی برای گفتن داشته باشند. اما فقط فیلم‌نامه کافی نیست؛ باید بودجه مناسبی هم در اختیار کارگردان‌ها و تیم‌های حرفه‌ای قرار بگیرد تا بتوانند آن ایده‌ها را به بهترین شکل ممکن اجرا کنند. اگر ممیزی‌ها هم کمی کمتر شود و آزادی بیشتری برای روایت داستان‌های واقعی و عمیق به وجود آید، می‌توان امیدوار بود که سینما دوباره احیا شود.

اگر قرار باشد یک اثر از شما برای آیندگان بماند، آن اثر چیست؟
در حال حاضر اثر خاصی در ذهن ندارم، اما همیشه سعی کرده‌ام هر کاری که انجام می‌دهم، یک قدم از اثر قبلی جلوتر باشد، هر پروژه باید چیزی تازه برای گفتن داشته باشد، باید رشد کند. من هفت یا هشت کار در این دو سال انجام داده‌ام که هنوز پخش نشده‌اند. امیدوارم پس از پخش، بازخورد خوبی دریافت کنم و بتوانم پیشنهادهای تازه‌ای بگیرم. مهم این است که آثار ما بازتابی از نیاز جامعه باشند و بتوانند چیزی به مخاطب اضافه کنند.

در پایان، پیامی برای هوادارانتان دارید؟
تنها چیزی که از مخاطبانم می‌خواهم، صبوری و همراهی است، می‌دانم که گاهی کارهایی از ما پخش می‌شود که خودمان هم به آن‌ها باور کامل نداریم، اما شرایط کاری ما را مجبور می‌کند، از آن‌ها می‌خواهم با بد و خوب ما بسازند، ببخشند، همراه باشند، برای بهتر شدن وضعیت فرهنگی و بودجه‌های تولیدی در تلویزیون، سینما و حتی رادیو دعا کنند، ما هم تمام تلاشم‌مان را می‌کنیم که در همان حد بضاعت، آثاری خلق کنیم که در ذهن و دلشان بماند، چرا که هدف ما همیشه ساختن خاطره‌هایی ماندگار برای مردم بوده و خواهد بود.

ستاره‌ای که هنوز می‌درخشد، حتی اگر دوربین
خاموش باشد
به گزارش جمله، صدای صادق و دلگرم‌کننده آقای فرهاد بشارتی، پژواک سال‌ها تلاش و عشق بی‌چشم‌داشت به هنر این سرزمین است، باور داریم حضور شما نه‌تنها در حافظه نسل‌های گذشته، بلکه در دل آینده‌ نیز جای دارد. هنوز صحنه، به هنرمندانی چون شما نیاز دارد و ما در جمله به سهم خود تلاش خواهیم کرد تا صدای نسلی که با جان نقش آفرید، خاموش نماند.

  • نویسنده : فرزانه حسنی